قربانیان جرم وخشونت

قربانیان جرم وخشونت

 بیشتر آدمها در طی زندگیشون خشونت رو ممکنه تجربه کنن با اینکه انواع خشونت ها کم و محدود هستن اما تجربه و درک هر آدمی از خشونتی که براش اتفاق افتاده و آسیب های روانی اون خشونت برای هر شخصی، میتونه متفاوت باشه. در این بین، نوجوون ها دو برابر بیشتر از گروه های سنی دیگه احتمال داره قربانی خشونت بشن. دخترها بیشتر احتمال داره قربانی خشونت های جنسی بشن. پسرها هم بیشتر احتمال داره قربانی سرقت یا تجاوز بشن. وقتی هم چین اتفاقایی برای خودت یا دوستت یا یه آشنا میفته لازمه بدونی که چه کارهایی رو باید انجام بدی.

وقتی یه جرمی اتفاق میفته، حتما میخوای در ارتباط با اون کاری رو انجام بدی. گاهی شاید نخوای این جرم رو گزارش بدی چون:

میترسی که کسی بهت آسیبی برسونه.

اون چیزی که دیدی رو باور نداری.

شاید هم مطمئن نیستی چیزی که اتفاق افتاده واقعا یه جرم وخشونت بوده یا نه.

مشکل را مطرح کن

سخته که بدونیم دقیقا باید چیکار کنیم. اما سکوت کردن اوضاع رو بدتر میکنه باید حتما با یه بزرگتر قابل اعتماد موضوع رو در میون بذاری. بعلاوه باید ترس رو کنار بذاری و در اولین فرصت اتفاق رو به پلیس خبر بدی درغیر اینصورت اوضاع خیلی پیچیده میشه و تو با تمام آسیب های جرم و احساسات بد تنها میمونی و مجرم راحت زندگی میکنه. اگه جرم اتفاق افتاده اضطراری بود و خطر جانی کسی رو تهدید میکرد حتما علاوه بر پلیس با اورژانس هم تماس بگیر.

گاهی اوضاع میتونه خیلی پیچیده تر باشه. اگه کسی که اون جرم رو مرتکب شده یکی از دوستان یا اعضای خانواده باشه سخت میشه دوباره به بقیه دوستان و روابط دیگه اعتماد کرد. اگه این اتفاق برات افتاد باید بدونی که این اتفاق گناه تو نیس و تو هیچ کار اشتباهی انجام ندادی. بهتره گروه دوستانت رو عوض کنی و دوستای جدید پیدا کنی.

اگه این جرم داخل خونه اتفاق افتاد -مثل خشونت های خونگی یا سواستفاده های جنسی- خیلی سخته که بازم بتونی با مجرم رودررو صحبت کنی. اما واقعا نیازه که حتما با یه نفر صحبت کنی تا بهت کمک کنه با چیزی که اتفاق افتاده کنار بیای و مطمئن شی که دوباره این اتفاق نخواهد افتاد. خیلی سخته که بخوای راجبش حتی با دوستای نزدیکت صحبت کنی اما بهرحال کسایی پیدا میشن که بتونن کمکت کن. مثلا یه بزرگتر دلسوز و قابل اعتماد که بدونه چطور باید بهت کمک کنه.

کنترل احساسات

اگه هیچ چی بهتر نشد؟…

تو تلاشتو میکنی تا بهتر شی اما اگه بعد مدتی فهمیدی که:

احساساتت به مرور زمان دارن بدتر میشن

هر روز بیشتر تحت فشار و درگیر اضطراب هستی و حالت داره روز به روز بدتر میشه.

داری رفتارهاتو به خاطر احساساتت بدت تغییر میدی.

وقتشه که از روانشناس و مراکز حمایت از آسیب دیدگان جرم و خشونت کمک بگیری.

مشکلات دوستان

 

اگه یه دوست بهت گفت که این اتفاق براش افتاده

نکته ای که مهمه اینه که قضاوتش نکنی و سعی کنی کمی حالشو بهتر کنی و اگه نمیتونی حداقل نمک به زخمش نپاشی و حالشو بدتر نکنی چون در این موقعیت به شدت آسیب پذیر هستن. کارایی که میتونی براش انجام بدی اینه که اولا سعی کنی که آروم باشی و بادقت و در نهایت آرامش به حرفاش گوش بدی. اونو باورش داشته باشی. از نظر قربانی هیچ چیزی برای شوخی کردن یا جک گفتن وجود نداره.حرفاشو جدی بگیر و اونچیزی که میگه رو باور کن.

 

هیچوقت قضاوت نکن. بذار بدونه که به خاطر اون اونجا هستی و میخوای که صادقانه بهش کمک کنی.

به حرفاش با دلسوزی گوش بده. شاید تو تنها کسی هستی که تونسته بهش اعتماد کنه و این اتفاق ناگوار رو بهش بگه.

وسط حرفاش نپر. بذار همه ی اتفاقایی که براش افتاده رو بهت بگه.

به دوستت بگو که این اتفاق تقصیر و گناه تو نیس. قربانی های خشونت ها معمولا خودشون رو مقصر اون اتفاق میدونن و مدام خودشونو سرزنش میکنن. حتی نگرانن که دوباره این اتفاق براشون تکرار شه.

دوستتو سرزنش نکن. خودتو بذار جای اون. مهمه که دوستت احساس کنه که تو طرف اونی.

تشویقش کن که با یه بزرگتر قابل اعتماد ماجرا رو در میون بذاره. پدومادر، معلم ها مربی ها یا مشاور و روانشناس و یا هر بزرگتر دیگه ای که بتونه بهش اعتماد کنه و اون هم وقت و آگاهی کافی برای کمک کردن بهش رو داشته باشه.

نذار این اتفاق یه راز بمونه. اگه دوستت خودش اونو به کسی نمیگه بهتره که تو اینکارو انجام بدی. واقعا. باور کن بهش کمک میکنی و زندگیشو نجات میدی. اما یادت باشه حتما یه بزرگتر آگاه و قابل اعتماد و دلسوز.

منابع:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

T

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *