شروعی بهتر در سال جدید

شاید امسال سال خوبی برای شما نبوده حالا به هر علتی … شاید کسی را از دست دادید یا سال تحصیلی خوبی را نداشتید یا تو روابطتتون با دوست هاتون خیلی موفق نبودین . سال جدید فرصتی است برای شروع دوباره و صد البته بهتر. میگی چه جوری ؟ مقاله زیر را بخوون .

همدلی کردن با خودتان را تمرین کنید.

۱-همدلی کردن با خودتان را تمرین کنید.

قبل از اینکه یاد بگیرید دیگران را دوست داشته باشید، باید یاد بگیرید خودتان را دوست بدارید. این به معنای احساس مغرور بودن نیست بلکه به این معنی است که خودتان را به عنوان همان کسی که هستید قبول داشته باشید، در خود کند و کاو کنید و به مهارت ها و ویژگی های خاص خودتون پی ببرید و به آن ها افتخار کنید. به خودتان یادآوری کنید که شما یک انسان مهربان و دلسوز هستید و این ارزشمند است. اگر این باور های شما همراه با عمل کردن به آن ها باشد بیش از پیش خودتان را باور خواهید کرد.

به جای آن که دیدگاه های خود را تنها مد نظر قرار دهید، تجربه ها و دیدگاه های یکی از دوستان نزدیک خود را درباره ی خودتان بخواهید. تحقیقات نشان می دهند این گونه دیدگاه های از راه دور باعث می شوند بتوانید نکات منفی موجود در رفتار های خود را خیلی آسان تر رفع کنید. قبول کردن احساسات یک جزء کلیدی در همدلی کردن با خود است. ما معمولا نسبت به دیگران مهربان تر رفتار می کنیم تا با خودمان. سعی کنید به خودتان نیز چنین احساساتی را القا کنید.

در طول روز در زمان هایی که حس می کنید در حال تجربه ی احساسات ناخوشایندی هستید، جنبه هایی از همدلی با خود را نشان دهید. به عنوان مثال اگر در حال انجام پروژه ای هستید و در انجام کار های آن عقب افتادید، به جای آنکه خود را با عصبانیت مورد قضاوت قرار دهید، این گونه به خود دلداری دهید: “من در حال حضر در شرایط استرس زایی هستم، هر کس دیگری هم در این شرایط قرار بگیرد استرس می گیرد، بنابراین من تنها نیستم.” عباراتی را که حس مثبت در شما ایجاد می کنند با خود تکرار کنید:” من می توانم یاد بگیرم که قوی باشم. من میتوانم صبر و طاقت بسیار داشته باشم. من خودم را قبول دارم.”

از انتقاد کردن از خود دست بردارید.

۲-از انتقاد کردن از خود دست بردارید.

قدر استعداد ها و ویژگی های خوب خود را بدانید، چه این خصوصیت ها ذهنی باشند و چه فیزیکی. به همان میزان که با خودتان دشمنی کنید، این احتمال وجود دارد که با دیگران هم دشمنی کنید.

با یادداشت کردن زمان هایی که در مورد خودتان به افکار منفی می پردازید شروع کنید. اینکه شزایط چگونه بود، آن چیزی را درباره اش فکر می کردید، و نتایج افکارتان همه را یادداشت کنید.

برای مثال ممکن است چنین یادداشتی داشته باشید: “امروز به باشگاه رفتم. دور وبرم افراد لاغر زیادی دیدم و در خودم احساس چاقی کردم. از خودم عصبانی شدم و از اینکه تو باشگاه هستم خجالت کشیدم. حتی نمی خواستم تمریناتم رو تموم کنم.”

سپس یک عکس العمل منطقی برای افکار خود پیدا کنید. این ممکن است دشوار باشد اما با به چالش کشیدن افکارتان با حقیقت و منطق می توانید تا حد زیادی طرز تفکر خود را عوض کنید.

برای مثال یک عکس العمل منطقی به شرایط گفته شده این است: “من به باشگاه میرم تا سلامتی بدنم رو حفظ کنم. این نوعی محافظت و ملاطفت برای بدن خودمه. چرا باید از انجام این کار خجالت بکشم؟ فرم بدن هرکس متفاوته و مال من شاید شبیه بقیه نباشه. افرادی که تو باشگاه هیکل مناسب دارن شاید خیلی طولانی تر از من تمرین کردن. یا شاید ژنتیکی هیکل مناسب تری دارن. اگر بقیه منو از روی ظاهرم قضاوت کنن آیا مهمه به نظرشون اهمیت بدم؟ یا بهتره به نظر افرادی اهمیت بدم که اهمیت کار منو درک کردن و از اون حمایت می کنن؟…”

انتقاد از خود اغلب اوقات همراه با کلماتی مثل “باید” می آید. “من باید ماشین گرونی داشته باشم” “من باید سایز بدنم رو کاهش بدم”. ما وقتی خودمان را با استاندارد های بقیه مقایسه می کنیم این باعث میشود احساس ناراحتی و خجالت کنیم. این موضوع را مشخص کنید که شما برای خودتان چه می خواهید، نه اینکه دیگران چه می خواهند.

روال زندگی خود را بررسی کنید.

۳-روال زندگی خود را بررسی کنید.

گاهی اوقات پیش می آید که ما از خودمان و از زندگی که داریم راضی و خشنود هستیم. داشتن یک زندگی یک نواخت و بدون دغدغه می تواند باعث آن شود که الگوهای رفتاری ما هم بدون تغییر بماند. شاید در اینن بین رفتار هایی غیر کمک کننده هم در خود ببینید که حتی متوجه وجود آن ها نشوید.

مثلا ممکن است شما قبلا در زندگی توسط فردی آسیب روحی دیده باشید و این باعث می شود حد و حدود مرز هایی برای خود تعیین کنید که افراد دیگر نتوانند وارد زندگیتان شوند. شاید این مرز ها بتوانند تا حدی از آسیب توسط دیگران شما را حفظ کنن اما هم چنین موجب می شوند که از لذت حاصل از ارتباط با دیگران هم محروم شوید.

تجربه کردن کار های جدید در زندگی مثل شرکت در فعالیت های اجتماعی و پیدا کردن دوستان جدید باعث می شود ظرفیت هایی در خود پیدا کنید که قبلا هیچ گاه نمی دانستید چنین ظرفیت هایی هم دارید. این کار ها باعث می شوند رابطه هایی با دیگران شکل دهید و چیز های جدیدی در مورد احساسات خود کشف کنید.

پیدا کردن راه هایی برای شکستن عادت ها می تواند شما را به راه هایی هدایت کند و با انسان هایی آشنا شوید که دید تازه ای در زندگی به شما بدهند. به این شکل می توانید از آن ها چیز های جدید یاد بگیرید و آن ها هم از شما چیز های جدید یاد بگیرند.

روی کنترل خشم و حسادت خود کار کنید.

۴-روی کنترل خشم و حسادت خود کار کنید.

این گونه احساسات در زندگی هر انسانی طبیعی محسوب می شود اما اگر کسی به طور دایم این احساسات را همراه خود داشته باشد برایش شاد زندگی کردن خیلی سخت می شود. برای رسیدن به تیپ شخصیتی دلخواهتان ضروری است رفتار ها و خواسته ای دیگران را هم قبول داشته باشید.

“عصبانیت” معمولا هنگامی پیش می آید که برایمان اتفاقاتی بیفتد که نباید می افتاد. شاید ما به خاطر این عصبانی شویم که حوادث آن طور که تصور می کردیم برایمان پیش نیامد. افزایش انعطاف پذیری و سازش بیشتر برای قبول کردن این حقیقت که شاید همه چیز آن طور که ما می خواهیم پیش نمی رود، کمک می کند کمتر دچار عصبانیت شویم.

در زندگی خود روی مواردی تمرکز کنید که می توانید روی آن ها کنترل داشته باشید و در مورد چیز هایی که نمی توانید کنترل کنید نگران نباشید. به یاد داشته باشید که شما می توانید عملکرد خود را کنترل کنید نه نتیجه ی آن را. با تمرکز بر کار های قابل کنترل و نه نتایج آن ها بیشتر می توانید احساس آرامش داشته باشید و در برخورد با پیامد هایی که مد نظرتان نبوده منطقی برخورد کنید.

دیگران را ببخشید.

۵-دیگران را ببخشید.

بخشش دیگران فواید جسمانی دارد. بدخواهی و کینه ورزیدن نسب به اشتباهات گذشته ی یک شخص می تواند فشار خون و ضربان قلب را بالا ببرد در حالی که بخشش می تواند استرس را از بدن شما دور کند. بر خلاف این فواید، بخشیدن دیگران یکی از کار های سخت در جهان است.

در مورد کار اشتباهی که می خواهید ببخشید فکر کنید. به افکاری که در ذهنتان می آید دقت کنید. در مورد آن شخص چه احساسی دارید؟ بدنتان چگونه به این احساس واکنش نشان می دهد؟

این تجربه ها را از دیدگاه آموختن نگاه کنید. چطور می توانستید به گونه ای متفاوت با قضیه کنار بیایید؟ آن شخص چه رفتار دیگری می توانست بروز دهد؟ آیا می توانید از این تجربه در آینده عبرت بگیرید؟ تبدیل تجربه ی دردناک به یک تجربه ی عبرت آموز می تواند این حس آسیب دیدگی را تا حدی از شما دور کند.

با آن شخص دیگر صحبت کنید. او را سرزنش نکنید، زیرا باعث می شود او حالت تدافعی به خود بگیرد. به جای آن در جملات خود از کلمه “من” برای ابراز احساسات استفاده کنید و از او بخواهید که احساسات خود را با شما در میان بگذارد.

در قضاوت خود آرامش داشته باشید. یکی از دلایل اینکه بخشیدن دیگران کاری سخت است، این است که حس می کنیم عدالت اجرا نشده است. شخصی که مرتکب اشتباه شده مشخص نیست چه بلایی در آینده سرش خواهد آمد اما عصبانی ماندن شما و کینه و دشمنی تنها به خودتان آسیب می زند.

به یاد داشته باشید که بخشیدن دیگران تبرئه کردن آن ها از اشتباهشان نیست. شما این کار را تنها برای این انجام می دهید که عصبانیت را از خود دور کنید و الا اشتباهات همیشه وجود دارند و این بخشیدن شما نباید فرصت را برای اشتباهات بیشتر برای دیگران فراهم کند.

قدردانی را تمرین کنید.

۶-قدردانی را تمرین کنید.

قدردانی کردن چیزی بیشتر از یک نوع احساس است. یک نوع تمرین فعالانه است. پرورش دادن این حس در شما موجب ایجاد حس مثبت ایجاد احساس شادی و سلامتی می شود. نشان داده شده که قدردانی کردن باعث می شود افراد بر ضربه های روحی به خوبی غلبه کنند، رابطه هایشان مستحکم تر شود و همدلی بین افراد ایجاد شود.

چیزهایی را که به سبب آن ها سپاس گزار هستید یادداشت کنید. این ها می توانند چیز های کوچکی باشند مثل یک آفتاب دلپذیر یا یک فنجان قهوه ی خوب. یا می توانند چیز های بزرگتر مثل مثل دوستی یا عشق باشند. توجه کردن و یادداشت کردن این چیزها باعث می شود آن ها را همیشه به یاد داشته باشید و فراموش نکنید.

خود و اطرافیانتان را سورپرایز کنید. اگر با چیزی غیر قابل انتظار  رو به رو شوید تاثیر بسیار بیشتری روی شما می گذارد تا یک چیز عادی. این چیز ها می توانند بسیار کوچک باشند، مثل دریافت پیامی از دوستی قدیمی که ماه هاست او را ندیده اید.

حس شادی و سپاس گذاری خود را با دیگران تقسیم کنید. اگر این چنین چیز های مثبتی را با دیگران به اشتراک بگذارید به احتمال زیاد آن را فراموش نخواهید کرد. این به اشتراک گذاری شاید روز یک دوست دیگرتان را هم بسازد و او را خوشحال کند.

احساس همدلی را در خود تقویت کنید.

۷-احساس همدلی را در خود تقویت کنید.

انسان ها مانند بسیاری از موجودات دیگر طوری خلق شده اند که با دیگران روابط اجتماعی ایجاد کنند. از همان سنین پایین ما یاد می گیریم رفتار های دیگران را ببینیم و آن ها را سرمشق خود قرار دهیم. ما این کار را به این دلیل انجام می دهیم که به آن چه می خواهیم برسیم و احساس ارتباط برقرار کردن با دیگران داشته باشیم. با این حال، همدلی چیزی فراتر از ایجاد ارتباط حسی با بقیه است. همدلی در واقع تجربه کردن آن چیزی است که بقیه در زندگی خود تجربه می کنند، فکر کردن به همان چیزی است که بقیه به آن فکر می کنند، و احساس کردن آن چیزی است که بقیه احساس می کنند. پرورش حس همدلی در شما کمک می کند که نسبت به احساسا افراد دیگر حساس باشید، یاد بگیرید با دیگران رابطه برقرار کنید، و کمتر احساس تنهایی کنید. تمرین همدلی کاری به شما کمک می کند طوری با دیگران رفتار کنید که دوست دارید با شما آن طور رفتار کنند.

مطالعات نشان می دهد که عشق ورزیدن و مهربانی کردن و همدلی بخشی از مغز را که مسئول فعالیت های احساسی است تحریک می کند. هم چنین کمک می کند از میزان استرس کاسته شود. مطالعات دیگر نشان می دهد تصور کردن اینکه دیگران در زندگی خود چه چیزی را تجربه می کنند به شما کمک می کند احساس همدلی را بیشتر در خود تقویت کنید. حتی خواندن حقایق زندگی دیگران نیز چنین تاثیری دارد دیدگاه فرد مورد نظر را از زندگی به شما می دهد.

قضاوت کردن را کنار بگذارید. اگر ما بر این عقیده باشیم که آن فرد خودش مسئول تمام بلاهایی است که به سرش آمده احتمال ایجاد همدلی در ما کمتر می شود. مثلا اگر بگوییم:”هر بلای که سرش میاد حقشه”. به این نکته دقت کنید که شما اصلا از گذشته ی او وقایعی که برایش اتفاق افتاده خبر ندارید.

انسان های گوناگون را جستجو کنید. تحقیقات نشان می دهد در معرض قرار گرفتن با افرادی با سلایق و عقاید گوناگون هم حس همدلی را در شما تقویت می کند. هر چه بیشتر با افرادی از فرهنگ ها و عقاید گوناگون ارتباط داشته باشید، احتمال اینکه به قضاوت های نادرست در مورد دیگران بپردازید کمتر می شود.

روی افراد تمرکز کنید نه اشیا.

۸-روی افراد تمرکز کنید نه اشیا.

ما بیشتر دوست داریم نسبت به مسائل غیر مادی قدردان باشیم مثل عشق ورزیدن و مهربانی کردن تا مسائل مادی. در واقع تلاش برای قدردانی از مسائل مادی نشان دهنده ی یک نوع نیاز عمیق تر در شماست.

تحقیقات نشان می دهد افراد مادی گرا نسبت به دیگر هم نوعانشان کمتر احساس خوشحالی می کنند و زندگی آن ها پر است از احساسات منفی مثل ترس و ناراحتی.

به نیازمندان کمک کنید.

۹-به نیازمندان کمک کنید.

تا حد امکان و تا جایی که توان دارید برای کمک به نیازمندان اقدام کنید. البته نه اینکه پول بسیار زیادی را به افرادی که نیازی هم ندارند بدهید. کمک به دیگران نه تنها برای آن ها مفید واقع می شود بلکه برای خودتان هم مفید است. مطالعات نشان می دهد افراد خیر و نیکوکار در بدنشان اندورفین بالایی ترشح می شود و همیشه شادتر از سایرین هستند و این به خاطر حس رضایتی است که از کمک به دیگران حاصل شده است.

به جای آنکه آخر هفته ها را جلوی تلویزیون به بطالت بگذرانید، به صورت داوطلبانه در سازمان های نیکوکاری محله خود عضو شوید. خدمت به دیگران این احساس را در شما به وجود می آورد که بیشتر با آن ها ارتباط دارید، و به شما کمک می کند که حس کنید بخشی از این جامعه هستید.

به صورت تصادفی کار های خیر را در طول روز انجام دهید. این کار ها می توانند شامل کار های کوچک مثل کمک به افراد سالمند یا کمک به یک غریبه که راه خود را در شهر پیدا کند، باشند. هر چه بیشتر این گونه کار ها را انجام دهید بیشتر احساس رضایت از خود پیدا می کنید و در نهایت از اینکه فردی خودخواه شوید جلوگیری می کند.

اعمال خیرخواهانه معمولا از شخصی به شخص دیگر انتقال پیدا می کند. نشان دادن ذره ای مهربانی و دست ودل بازی به دیگران این حس را در آن ها به وجود می آورد که آن ها هم کار های نیک انجام دهند و این اعمال همین طور فرد به فرد سرایت پیدا می کند.

دقت داشته باشید که چقدر رفتار شما بر دیگران موثر است.

۱۰-دقت داشته باشید که چقدر رفتار شما بر دیگران موثر است.

ما ممکن است زمان زیادی را صرف توجه کردن به رفتار های خود بگذاریم اما متوجه نشویم که چقدر روی دیگران هم تاثیر می گذاریم. بخشی از این قضیه مربوط می شود به یک نوع مکانیسم روان شناختی دفاعی که به ما کمک می کند ارتباطات خود را با دیگران تحت کنترل داشته باشیم. اگر قرار بود با هر رفتار جزئی افراد واکنش نشان دهند، عادت هایی شکل می گرفت که اصلا مفید نبود. شما می توانید این مکانیسم دفاعی را در جهت مناسب پرورش دهید.

برای مثال در نظر بگیرید که دیگران چقدر به شما دقت می کنند. آیا آن ها به راحتی با هر حرف ساده ای که می زنید آسیب می بینند؟ شاید این گونه باشد، هرچند خیلی کم پیش می آید. در این شرایط شما محیطی را ایجاد کردید که با ضربه زدن به اطرافیان، خودتان احساس بهتری داشته باشید. و البته همان طور که می دانید این تجربه برای افراد گوناگون متفاوت خواهد بود.

ببینید با دیگران چگونه ارتباط برقرار می کنید. به روش ها و الگو ها نگاه کنید وببینید کدامیک مفید و کدامیک مضر هستند. هر چه یاد بگیرید رفتار های قابل تغییر بیشتری داشته باشید، بیشتر می توانید پذیرای ارتباط با اطرافیانتان باشید.

استعداد های خود را بررسی کنید

۱۱-استعداد های خود را بررسی کنید

. هر شخصی توانایی یا مهارت خاصی دارد که در آن بهتر است و از انجام آن لذت می برد. اگر فکر می کنید در هیچ زمینه ای استعداد ندارید، احتمالا هنوز آن را کشف نکرده اید. و برای کشف آن باید کوشش فراوان کنید و راه ها و روش های گوناگون را امتحان کنید.

تیپ های مشابه افراد شاید فعالیت های مورد علاقه ی مشابهی هم داشته باشند. مثلا کسی که اهل هیجان زیاد است شاید در یک ارکسر سنتی شرکت نکند، اما افراد مشابهی که اهل آرامش یافتن هستند در آن شرکت می کنند. با تشخیص اینکه چه شخصی بیشتر از نر علایق شبیه شماست کمک می کند بهتر بتوانید علایق خود را پیدا کنید.

صبور باشید. تغییر، چیزی نیست که با سرعت اتفاق بیفتد. تغییر نیازمند تمرین و گذر زمان است. شاید اوایل سخت باشد که عادت های گذشته را کنار بگذارید و با افراد جدید ملاقات کنید، مخصوصا وقتی سرتان شلوغ باشد. صبر و مقاوت کلید این تغییرات است.

در کلاس های زمینه های گوناگون شرکت کنید، یا یک ساز جدید یاد بگیرید، یا ورزشی جدید را تمرین کنید. این گونه نه تنها چیز های جدیدی فرا می گیرید، بلکه با افرادی هم آشنا می شوید که چنین علایقی دارند. سعی و تلاش برای یادگیری چیز های جدید شما را از رکود و سستی رها می کند.

آنچه را دوست دارید انجام دهید.

۱۲-آنچه را دوست دارید انجام دهید.

اهمیتی ندارد که چه مقدار پول در می آورید، اما اگر تمام عمر کاری را انجام دهید که دوست ندارید، انسان خوشحالی نخواهید بود. شاید همه ی ما نتوانیم در شغل و حرفه ی مورد علاقه مان مشغول به کار شویم، اما حداقل می توانیم کار هایی کوچک انجام دهیم که ما را خوشحال می کند.

انجام دادن کار هایی که از نظر شما هدفمند است، می تواند موجب شادی شما شود. فعالیت های خلاقانه مثل هنر و موسیقی به شما کمک می کند که احساسات خود را بروز دهید و افکار خود را در راه های سالم به کار گیرید.

این یک عقیده رایج ولی اشتباه بین مردم است که افراد موفق همیشه تکرو هستند و ذهن منفرد دارند. آن ها هیچ مانعی را نمی گذارند بر سر راهشان قرا گیرد، و حتی برای خوشان هم وقت نمی گذارند. متاسفانه این یک روش ناسالم زندگی کردن است. سعی نکنید در زندگی تک بعدی باشید و همه ی جنبه های زندگی را در نظر داشته باشید.

اگر همیشه از شغل خود ناراضی هستید، به دنبال علت آن باشید. شاید برخی تغییرات جزئی در آن باعث شود احساس بهتری نسبت به آن داشته باشید. اگر دلیل نارضایتی شما این است که شغلتان هدفمند نیست یا متناسب با ارزش هایتان نیست، بهتر است در فکر تغییر مسیر حرفه ی خود باشید.

در زندگی چیزهای گوناگون را تجربه کنید.

۱۳-در زندگی چیزهای گوناگون را تجربه کنید.

زندگی باید در یک تعادل میان کار کردن و تفریح کردن باشد. اگر فقط به یکی از این ها توجه کنید، زندگیتان دچار رکود و سستی می شوند. انسان ها خیلی آسان با تغییرات مثبت خو می گیرند. به همین دلیل شاید خیلی نسبت به تغییرات مثبت هم حساسیت نداشته باشیم، مخصوصا اگر آن تغییر را فقط یک بار تجربه کنیم.

مطالعات نشان می دهد انسان هایی که همیشه در رکود و روزمرگی به سر می برند، پتانسیل خیلی کمتری برای تولیدکنندگی دارند تا افرادی فراتر از آن می روند. بسیار مهم است که تجربه های جدید پیدا کنیم و با دیگران رابطه داشته باشیم، حتی اگر این کار ها به نظرمان ترسناک بیایند. این گونه است که چیزهای جدیدتری به دست می آوریم.

تمایل ما برای راحت طلبی باعث این می شود که تغییر پذیر نباشیم. به هر حال تحقیقات حاکی از آن است که پذیرفتن آسیب پذیری یک امر حیاتی در تمام طول زندگی است.

روش هایی که در آن از طریق مدیتیشن آگاهی بدست می آید می توانند نقطه آغاز مناسبی باشند. یکی از اهداف این روش ها آگاهی از الگوهای فکری تکراری ایست که در ذهن می گذرد. می توانید برای آشنایی با این تکنیک ها در کلاس ها شرکت کنید یا تحقیقاتی انجام دهید.

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. آبان ۱۳, ۱۳۹۶

    […] شروعی بهتر در سال جدید نوجوان شاد […]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *