درباره کسی که  احتمالاً از او متنفر هستید!

 

شاید  این  فیلسوف مشهور مردی باشد که قبلا در کلاس ریاضیات مدرسه و احتمالا با بی میلی  با او آشنا شده باشید. کسی را می گویم که شروع مشکلات ریاضیات از او شروع میشود.  بله درست حدس زدید او فیثاغورث است با قضیه معروفی که به نام قضیه فیثاغورس مشهور است. جالب است بدانید که فیثاغورث علاوه بر اینکه ریاضیدان برجسته بود فیلسوف بسیار مشهوری هم بود.

فیثاغورث

فیثاغورس حدود ۵۷۰ سال پیش از میلاد مسیح، در جزیره ای به نام ساموس به دنیا آمد او تمام علوم روزگار خودش را یاد گرفت از موسیقی و ستاره‌شناسی گرفته تا فلسفه و سیاست و الهیات .

او اولین کسی بود که نظریه تناسخ را مطرح کرد (مطابق با این نظریه بعد از مرگ ، روح  وارد بدن دیگری میشود و به زندگی خود ادامه می دهد) و اعتقاد داشت که این اصول و افکار مستقیماً از جانب خدا به او وحی می شود.

متاسفانه حاکم ساموس به این نتیجه رسید که اندیشه‌های فیثاغورث برای ادامه حکومتش خطرناک است بنابراین دستور داد تا او و پیروانش از جزیره بیرون بروند .

فیثاغورث راهی ایتالیا شد و در آنجا نوعی فلسفه را بنا نهاد. اصول این فلسفه بر اساس گیاه خواری، فقر و پاکدامنی بود که در آن از گوشت و پول و زن خبری نبود :

فیثاغورث برای خود مکتبی داشت بعضی از احکام این مکتب عبارت بوده است

-باید از خوردن حبوبات پرهیز کرد

-نباید آنچه روی زمین افتاده است را برداشت

-نباید به خروس سفید دست زد

-نباید نان را شکست

-نباید آتش را با آهن هم زد

– نباید بگذاریم پرستو در سقف خانه لانه کند

-در آینه ای که در کنار چراغ باشد نباید نگاه کنید

سرنوشت فیثاغورث به این صورت بود که زمانی که در مصر در حال یادگیری مطالب جدید از کاهنان و و معماران مصری بود ،اسیر شورشیان بابلی شد و به عراق امروزی برده شد. البته  فکر نکنید که اسارت او خیلی سخت بود زیرا در همان زمان شروع به یادگرفتن هندسه و ریاضیات از تمدن بابل کرد ؛

انسانی بی نهایت انسان

از یکی از شاگردان فیثاغورس نقل کرده اند که او کشتن حیوانات را معادل جرم قتل عمد انسان می دانست و خوردن گوشت حیوانات را نیز مانند آدم خواری می دانست !

این باور فیثاغورس ناشی از اعتقاد به تناسخ روح بود(چون به نظر او آن حیوان ممکن است در زندگی قبلی آدم بوده باشد.   ) بنابراین او از همه انسانها با اصرار می خواست که از خوردن گوشت حیوانات پرهیز کنند در عوض غذاهای فیثاغورث عبارت بودند از شانه عسل ،ارزن یا نان جو و سبزی. او به ماهیگیران پول می داد تا صید خود را دوباره به دریا بریزند و نقل کردند که گویا روزی یک خرس گرسنه را نصیحت میکند که به جای گوشت انسان جو و دانه بلوط بخورد !

او نه تنها به حیوانات احترام می گذاشت بلکه با قطع درختان نیز مخالف بود.  او اصرار می کرد که انسان نباید به درختان آسیب برساند مگر آن که به هیچ روی چاره دیگری نداشته باشد

گیاهانی کوچکتر و کم اهمیت تر نیز در نظر وی شایسته مراقبت بودند .روزی  او به گاو نری فرمان می دهد که در مزرعه ای لوبیای پا نگذارد تا لوبیا های ترد و شکننده زیر سم های سنگین حیوان له نشوند اما اینکه گاو نر از فیثاغورث فرمان می برد یا نه در هیچ سندی ثبت نشده است نتیجه هر چه بوده باشد انسان می فهمد که چرا فیثاغورث در عصر خود فردی غیر عادی و بسیار شگفت آور بوده است

این که انسان می تواند جهان را با استفاده از خرد خود کنکاش و پدیده‌های را تشریح کند و نیز این باور که انسان می تواند قوانین طبیعت را صرفاً با تکیه بر قدرت فکر خود استنتاج نمایند یادگار فلاسفه دوران باستان از جمله فیثاغورث هست . با گذشت بیش از ۳۰۰۰ سال از او حتی اسحاق نیوتن هم گفته است که آثار فیثاغورث را بخوانید!

فیثاغورس یک ریاضی دان بود و به همین دلیل او اعتقاد داشت که ریاضیات به سوی واقعیت مطلق یعنی قلمروی خداوند راه را نشان می دهد.  او اعتقاد داشت که روح انسان درون جسم ناقص و آن هم در جهانی معیوب اسیر است.

یکی از باورهای اساسی در نظام فکری فیثاغورث این بود که اعداد کلید فهم تمام جهان آفرینش هستند.

قضیه فیثاغورس

برابری حقوق زن و مرد

در جامعه ای که اصول آن را فیثاغورس بیان کرد، زن و مرد حقوق مساوی داشتند. همینطور رسم زندگی اشتراکی بود حتی کشف های علمی و ریاضی را هم امری اشتراکی می دانستند ، اما این مطالب با ریاضیات چه ربطی دارد: برای فیثاغورس تفکر پرشور کاری عقلانی بود و دانش ریاضی از آن حاصل می‌شد. شاید این نکته به نظر کسانی که در مدرسه از روی بی میلی مختصر ریاضیاتی خوانده‌اند عجیب بیاید ولی برای آنهایی که لذت سرمست کننده فهم ناگهانی را که گه گاه در ریاضیات به دست می‌آید چشیده باشند  و برای آنهایی که به ریاضیات عشق می‌ورزند این نظر فیثاغورث اگر هم نادرست باشد تا حدی قابل قبول است  که بتوان گفت که دانشمند علوم طبیعی اسیر موضوع کار خودش است ولی ریاضی دان مانند موسیقیدان خالق آزاد دنیای خود است که به دنیای زیبایی و نظم مشهور است.

دو شخصیت فیثاغورس

فیثاغورث دو شخصیت داشت یکی به عنوان پیامبر دین و دیگری به عنوان ریاضیدان ، هر دو شخصیت فیثاغورث جالب بوده است. بیشتر علم ها در ابتدا با نوعی از باورهای نادرست شروع شده اند!  مثلا ستاره شناسی با ستاره بینی یا طالع بینی و شیمی با کیمیاگری در ارتباط بوده‌اند اما ریاضیات از همان ابتدا دان دانشی دقیق و خالص بوده است. مزیت دیگر ریاضی این بود که نیازی به مشاهده نداشت ، مانند علوم تجربی نبود که به آزمایش و مشاهده وابسته باشد .

همه چیز عدد است

فیثاغورث می گفت که همه چیز عدد است شاید این موضوع به نظرتان خنده دار برسد ولی فیثاغورث اهمیت اعداد را در موسیقی کشف کرده و رابطه میان موسیقی و حساب را به وجود آورد و اولین کسی است که شروع به نوشتن نت کرد.

فیثاغورث هر عدد را دارای شکلی می دانست .خود او از اعداد مستطیل و مثلث و هرمی و مانند اینها صحبت میکرد این اعداد عبارت بودند از تعداد ریگ هایی که برای ساختن اشکال آنها به کار می رفته اند.  فیثاغورث جهان را متشکل از اتمها می دانست و فکر می کرد که اجسام از مولکول هایی به شکل های مختلف ساخته شده اند

رابطه فیثاغورس

بزرگترین کشف فیثاغورث در واقع قضیه مثلث قائم الزاویه است این قضیه می‌گوید که مجذور دو ضلع مجاور مثلث قائم الزاویه برابر با مجذور وتر است.

منابع: فلسفه دامیز- نویسنده مارتین کوهن

تاریخ فلسفه غرب _ نویسنده برتراند راسل- مترجم نجف دریابندری

 

مطالب مرتبط

۲ دیدگاه‌

  1. حسین داوطلب گفت:

    اینقدر از فیثاغورث تعریف کردین ولی هیچ جا نگفتین که یک ریاضیدان به نام هیپاسوس به دستور اون اعدام شد. فقط به جرم اینکه اعداد گنگی مثل رادیکال دو رو برای مردم فاش کرد و این اعداد با فلسفه ی فیثاغورث ناسازگار بود. جالبه که بدونین هیپاسوس یکی از شاگردان فیاغورث بوده.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *