دسته: طنز و کاریکاتور

در انتظار آبگوشت ۰

در انتظار آبگوشت

روزی دوستان “پاک پندیر” به او گفتند که اگر بتواند در هوای خیلی سرد زمستانی بدون پتو و روشن کرد‏ن ‏آتش، شب تا صبح پیرون از خانه طاقت بیاورد، یک شام حسابی پیش ان ها دارد، اما اگر کم بیاورد یا کلکی در کارش باشد، باید به همه آنها شام بدهد

داستان نوجوانان ۰

سفر یا دردسر

ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺳـــﻔﺮ ﮐﻨـــﻢ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺎﻳﺘﺨﺖ ﭘﺮ ﺯﺭﻕ ﻭ ﺑـــﺮﻕ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﭼﺮﺧﯽ ﺑﺰﻧﻢ. ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻴﻦ ﺑﻮﺩ ﮐـــﻪ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺭﺩﻳﻒ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻳﮏ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻗﺮﺍﺿﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﺎﺭﺍﺥ ﺗﻮﺭﻭﺥ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ