ویلیام و اشعه اسرار آمیز!

ویلیام رونتگن

در یکی از روزهای نزدیک بهار سال ۱۲۲۳شمسی در شهر لنپ آلمان کودکی خوش قدم به اسم ویلیام کنراد رونتگن، پا به این دنیا گذاشت.اما همین کودک خوش قدم، پایش یکجا بند نمیشد! بخاطر همین برای تحصیل در مقطع ابتدایی به هلند رفت تا در آنجا به تحصیل مشغول شود. بعد از تمام شدن تحصیلاتش به سوئیس رفت تا در مقطع دانشگاهی آنجا ادامه تحصیل ادامه بدهد. ویلیام از همان دوران دنبال هیجان و پیدا کردن پدیده های عجیب غریب بود! ویلیام همان وقتی که از هلند برگشت، وارد انستیتو تکنولوژی فدرال سوئیس شد و استادش پروفسور آدولف کلاسیوس آموزش ویلیام را قبول کرد تا بلکه بتواند مغز پر هیجان ویلیام را به سمتی هدایت کند که جرقه ای بزرگ در علم زده شود!

زندگینامه ویلیام رونتگن مخترع اشعه ایکس

ویلیام توانست که در سال ۱۲۴۷مدرک دکترای فیزیک را از دانشکاه زوریخ به دست آورد.بعد از آن دوبارهویلیام پر انرژی به ورزبورگ آلمان، وطن خودش برگشت! ویلیام با اینکه از یک جا ماندن خوشش نمی آمد و مدام در حال کوچ از کشوری به کشور دیگر بود اما دوست داشت که به کشور خودش هم خدمت کند. برای همین مدتی را به عنوان استاد دانشگاه در دانشگاههای استراسبورگ تدریس کرد. البته ویلیام تا چندین سال در دانشگاه های مختلف مشغول به کار شد و همین باعث شد آوازه اش در همه جا بپیچد!اما بالاخره تصمیم گرفت که در دانشگاه ورزبورگ آلمان بساطش را پهن کند و همانجا بماند! این تصمیم ویلیام برای ماندن در یک جا ، خیلی به سودش تمام شد! چون در سال ۱۲۶۶ ویلیام استاد فیزیک و رئیس انستیتو فیزیک دانشگاه ورزبورگ انتخاب شد.

اشعه ایکس

 

در روز ۱۷ آبان ۱۲۷۴که ویلیام سر خوشانه مشغول کارش در آزمایشگاه بود و روی اشعه های کاتودیک آزمایش انجام می داد. در این هنگام به طور ناگهانی با اتفاقی عجیب روبرو شد که ممکن بود از تعجب شاخ درآورد! لازم است یادآوری شود که اشعه کاتودیک یعنی جریانی از الکترونهای سریع الحرکت است. این جریان وقتی بوجود می آید که یک ولتاژ قویوجود داشته باشد بین الکترود هایی که در دو انتهای یک لوله شیشه ای(خالی از هوا و مسدود)قرار دارند.ویلیام در مرحله انجام آزمایش، لوله شیشه ای که حاوی اشعه کاتودیک بود را با کاغذ سیاه ضخیمی پوشانید، به طوری که وقتی جریان برقرار می شد هیچ نوری از داخل لوله دیده نمی شد.اما این بار جلوی چشمهای حیرت زده ویلیام، وقتی که جریان برق را به لوله اشعه کاتودیک وصل کرد، صفحه فلورسنتی که روی نیمکت کناری قرار داشت، شروع به درخشیدن کرد! انگار که نوری بر آن تابیده شده باشد! وقتی ویلیام جریان را قطع کرد، درخشش نور هم قطع شد! تمام مغز ویلیام پر از سوال شده بود!! برای اینکه لوله حاوی اشعه کاتودیک به طور کامل پوشیده شده بود و منافذی نداشت که از آن نور عبور کند! پس به این نتیجه رسید که با برقراری جریان الکتریکی نوعی تشعشع نامرئی از لوله خارج می شود. چون ویلیام اسم این پرتو را نمی دانست برای همین آن را “اشعه ایکس” نام گذاری کرد.

ویلیام با کشف این نور نامرئی، به قدری ذوق زده شده بود که از سر از پا نمی شناخت! برای همین تمام کارهای تحقیقاتی دیگرش را گذاشت کنار و تمام حواسش را به این موضوع اختصاص داد تا به نتایج بهتری در این مورد برسد. ویلیام چندین هفته را شبانه روز به سختی جان کندن، کار کرد تا توانست به یک سری جواب هایی برسد.

مخترع اشعه ایکس

یکی از جوابهای جالبی که ویلیام متوجه شد، این بود که اشعه ایکس از گوشت عبور می کند اما در برابر استخوان متوقف می شود! ویلیام دست خودش را بین لوله اشعه ایکس و صفحه فلورسنت گذاشت و تصویر استخوان های دستش را روی صفحه دید! یک دلیل دیگری که ویلیام پیدا کرد این بود که اشعه ایکس در خط مستقیم حرکت می کند و بر خلاف ذراتی که بار الکتریکی دارند، تحت تاثیر میدان مغناطیسی منحرف نمیشود.

ویلیام بالاخره در سال۱۲۷۸ اولین مقاله خود در مورد اشعه ایکس را نوشت. این مقاله مثل بمب در همه جا غوغا به پا کرد و این اشعه سحرآمیز، جالب توجه خیلی از محافل علمی شد. در همان موقع یکی از دانشمندان به اسم آنتوان هنری بکوئرل که با کشف ویلیام هیجان زده شده بود و تحقیقاتش را دنبال می کرد، پیگیر موضوع اشعه ایکس شد ولی به طور اتفاقی به کشف پدیده مهمتری به اسم رادیواکتیویتهرسید!

شاید جالب باشد بدانید که چه زمانی اشعه ایکس تولید می شود؟ این اتفاق زمانی رخ می دهد که الکترون هایی با انرژی بالا بر یک جسمی برخورد می کنند و اشعه ایکس را بوجود می آورند. در واقع اشعه ایکس خودش فاقد الکترون است و بیشتر از امواج الکترومغناطیسی تشکیل شده است. به طور کلی می توان گفت که اشعه ایکس به تشعشعات مرئی (امواج نوری) شباهت دارد، با این تفاوت که طول موج اشعه ایکس خیلی کوتاه تر است یعنی انرژی خیلی بالایی دارد.

نکته دیگر اینکه، اشعه ایکس مثل جت از اغلب مواد می تواند عبور کند! برای بهتر درک کردن این موضوع دقت کنید که وقتی نور خورشید در زاویه خاصی می تابد، سایه ما روی زمین می افتد. به طریق مشابه برای اشعه ایکس هم اینطور است که وقتی نور اشعه بر روی ما می تابد، از لابلای پوست ما عبور می کند، اما سایه های استخوان های ما این اجازه را می دهد که بر روی فیلم تشکیل شود و به وسیله فیلم گرفته شود. مثل عکسی که ویلیام از دست خودش گرفت که به طور کاملا واضحی استخوان هایش دیده می شوند.

 

اشعه ایکس و علم پزشکی

اشعه ایکس در قسمت پزشکی، به پزشکان کمک زیادی می کند تا بتوانند بیماری ها را درمان کنند. مثلا برای بیماری های دندان، تشخیص سنگ های کلیه، نابود کردن تومورها، مرتب کردن استخوان های شکسته و… استفاده می شود. در صنعت هم برای بررسی کالاهای کنسروی مثل تن ماهی و دیگر محصولات مورد استفاده است. حتی اشعه ایکس می تواند باعث تشخیص جواهرات طبیعی یا تقلبی شود! در خیلی از بخش ها، اشعه ایکس مثل یک شئ سحرآمیزی عمل می کند که ماهیت هر چیزی را کشف می کند.

جالب است که بدانید برای استفاده از اشعه ایکس در ایران، نخستین دستگاه تصویربرداری در سال ۱۳۰۹ توسط پروفسور حسابی طراحی شد.

درسته که این اشعه فوق العاده موثر و مفید در همه زمینه ها می باشد اما به عبارتی هر گلی یک خاری هم دارد! اشعه ایکس هم در کنار همه این فوایدش می تواند گاهی مضر هم باشد و حتی جان انسان را به خطر بیندازد!در شرایطی که از اشعه به صورت نامناسب استفاده شود، ممکن است منجر به سوختگی های شدید، سرطان یا حتی سریع تر پیر شدن هم شود!

 

سرانجام مخترع اشعه ایکس

ویلیام رونتگن فرزندی از خودش نداشت اما با همسرش توافق کردند تا دختری را به فرزندی قبول کنند.

به خاطر کشف این اشعه ناشناخته که سر و صدایش در دنیای علم پیچید، در سال ۱۲۷۵ نشان رامفورد به او تعلق گرف و بعد از آن هم اولین جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۲۷۹ به ویلیام رونتگن اهدا شد.

 

سرانجام در سال ۱۳۰۱پدر اشعه ایکس به علت بیماری در شهر مونیخ آلمان برای همیشه با دنیای فیزیک و دنیای واقعی خداحافظی کرد.

ویلیام رونتگن

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *