چگونه به فرزندم برای حل مشکلاش کمک کنم

 آیا از این که بچه هات دارن بزرگتر میشن میترسی?آیا فکر میکنی که بچه هات به موقعیتی رسیدن که خودشون تو زندگیشون تصمیم گیری کنن و مستقل بشن?آیا از این که بچه هات با این که بزرگتر شدن و کارهای بچه گانه میکنن و خونه رو به هم میریزن خسته شدی?  نگران نباش! این مشکلی هستش که همه ی خانواده ها باهاش روبه رو میشن.

موضوعی که باید همیشه به خاطر داشته باشین اینه که نباید از این مسئله ترس به خودتون راه بدین، در هر صورت شما پدر یا مادر فرزندتون هستین و فرزندتون شما رو مطمئنا در زندگیش الگو قرار میده، هر چقدر که شما روی رفتاراتون متمرکز باشین بهترین نتیجه رو خواهید گرفت. درسته که خوب ممکنه از مستقل شدن بچه تون هراس داشته باشین اما چیزی که دلگرم کننده است اینه که شما تنها شخص در دنیا نیستین که میخواین با این مسئله دست و پنجه نرم کنین. تقریبا همه ی خانواده ها با این مسئله مشکل دارن. خونسردیتون رو در هر شرایطی حفظ کنین و رو به جلو در کنار فرزندتون حرکت کن

این جا بهت راه حل هایی یاد میدم که بتونی با این گونه مشکلات کنار بیای.

* روش یک از سه روش

*دقت به این مسئله که آیا واقعا بچه هاتون از شما درس یاد میگیرن یا نه!

به مسئله به عنوان یه موضوع مهم نگاه کنید

۱- به مسئله به عنوان یه موضوع مهم نگاه کنید

به عنوان والدین بچه هاتون، حتما احساسات ضد و نقیضی راجع به کمک به مسئله ی بزرگتر شدن بچه هاتون دارین. از یه طرف خوشحالین که بچههاتون بزرگتر شدن و شما در این مسئله دخیل هستین، از طرف دیگه حس بدی دارین چون فکر میکنین که دارین بچه تون رو وادار به انجام کاری میکنین. از طرف دیگه ممکنه نا امید شین که با این همه تلاش شما، بچه تون هیچ تلاشی برای بزرگتر شدن نمیکنه و هیچ تکونی به خودش نمیده و شما ناراحت از این مسئله این که بچه تون هیچ گاه مستقل بار نخواهد آمد. خوب زیاد به خودتون فشار نیارین، ای احساسات برای همه ی والدین اتفاق میفته، موضوع مهمی که باید بهش دقت کنین این هسش که هیچ گاه نزارین این احیایات جلوی فعالیتتون و کمکتون رو به فرزندانتون بگیرن. کمک کنید و حرکت کنید تا این که نتیجه ی مطلوبی به دست بیارین و هیچ وقت بخاطر این احساساتتون نا امید و خسته نشین.

۲- یه لیست از دلایلی که میخوای بچه ت مستقل بشه بنویس

با خودت رو راست باش و بشین و با خودت فکر کن که مثلا چه ویژگی ای از فرزندت تو رو ناراحت میکنه و باعث میشه که بشینی و فکر کنی که بهتره  بچه ت مثلا تو خونه ی جداگانه زندگی کنه و رو پای خودش وایسه. خوب بعضی از دلیل ها واضحن، مثلا این که بخاطر جو اجتماع و عوض شدن محیط ممکنه فرزندت به قوانینت احترام لازم رو نزاره، ولی بعضی از قوانین هم ممکنه شخصی باشن و فرزندت ممکنه کارهایی بکنه که مثلا ازش ناراحت بشی، مثلا ممکنه که با جنس مخالف تو زندگیش آشنا بشه و مثلا اون رو به خونه تون دعوت کنه و شما مجبور باشی یه کارهایی براشون انجام بدی و خوشت نیاد.

*به یاد داشته باش که حتما یه دسته از شرایط هستن که فرزندت نمیتونه واقعا رو پای حودش وایسه و نیاز به کسی مثل شما داره که کمکش کنین.  حالا ممکنه فرزندتون توانایی تنها زندگی کردن هم داشته باشه اما خوب به فرض مثال زمانی که از خونه ی ر و تمیز به یه آپارتمان خشک وخالی نقل مکان میکنه مطمئنا چیز خوشایندی براش نخواهد بود . بزارین بچه هاتون این شرایط رو تجربه کنن. اگه واقعا شرایط خوب وعالی براشون مهیا کنین بدون این که سعی کنن شرایط سخت رو تو زندگیشون تجربه کنن به یاد داشته باشین که شما اولین نفری هستین که جلوی مستقل شدن فرزندتون رو میگیرین.

۳- به بچه هاتون نشون بدین که بهشون اطمینان دارین

این خیلی بده اگه فرزندتون حس کنه که بهش اطمینان ندارین. مثلا وقتی شهر جدیدی میره برای دانشگاه یا کار جدید، سعی نکنین خیلی تو کارشون تجسس کنید چون این باعث میشه که فرزندتون حس بدی بکنه. شما بزرگتر هستین پس اگر واقعا سوال خاصی داشتین ی چیزی براتون مشکوک بود از فرزندتون بپرسین و باهاش رو راست باشین و تجسس رو بزارین کنار.

تحقیقات و تجرببات نشون میدن، خانواده هایی که نشون میدن که به بچه هاشون اطمینان دارن و کمتر به کار بچه هاشون سرک میشن بچه ها مستقل تر بار میان و سعی میکنن این اطمینان خانواده شون رو نسبت به خودشون حفظ کنن. شما هم سعی کنین در همه حال خونسرد باشین و کمتر به فرزنداتون امر و نهی کنین همیشه نشون بدین که بهشون اطمینان دارین و در کنارشون هستین. این جوری فرزندتون احساس میکنه که بزرگتر شده و حتی ممکنه کارهای بزرگتر از سنش رو انجام بده که مطمئنا خوشحالتون میکنه

* قسمت دو از سه روش

احساس مستقل بودن و مستقل شدن رو به فرزنداتون منتقل کنید

 

با قضیه رو راست باشید

۱- با قضیه رو راست باشید

بعضی از خانواده ها با قضیه ی مستقل شدن موافقند و بعضی ها نه. قبل از این که فرزندتون رو به مستقل شدن دعوت کنید بشینید و با خودتون فکر کنید و دلایل لازم برای انجام این کار رو پیدا کنید

 

با همسرتون راجع به این مسئله صحبت کنید و دلایلتون رو با هم مقایسه کنید تا در نهایت یه جمع بندی کلی از مسئله داشته باشین.

یادتون نره که حتما هر تصمیمی که راجع به آینده ی بچه هاتون میگیرین با همسرتون در میان بزارین و راجع بهش بحث کنید بعد از این که به یه توافق کلی رسیدین و بحثتون نتیجه بخش بود این نتایج رو با فرزندتون یا فرزندانتون در میان بزارین و خیلی عاقلانه و منطقی باهاشون بحث کنید. اجازه ندین که ناراحتی ای که بین شما و همسرتون اگر وجود داره این مسئله رو تحت تاثیر قرار بده. به یاد داشته باشین که منطقی و آرام صحبت کردن کلید حل تمام مشکلات شماست.

۲- حتما از بچه هاتون بپرسین که آیا واقعا دوست دارن مستقل بشن و این که نظرشون راجع به این مسئله چیه

این یه مسئله ی خیلی مهمه، یه سوال ساده! چرا با وجود این که فرزندتون بزرگ شده اما هنوز در خونه و با شما زندگی میکنه? و ممکنه که بگین که خوب آره درسته چرا ? و در نهایت لیستی از جواب ها رو برای سوال مورد نظر خواهید داشت. این جواب عا رو ارزیابی کنید و با هم مقایسه کنید، اما همیشه بخاطر داشته باشین که یه سری دلایل غیر منطقی م هستن که ممکنه براتون خوشایند نباشن، مثلا یکی از دلیل ها میتونه این باشه که مثلا چون شما لباس هاشون رو میشورین و بعضی از کارهای شخصیشون رو انجام میدین ممکنه دلیل خوبی برای هنوز با شما زندگی کردن فرزندتون باشه. یا این که مثلا از ماشینتون استفاده میکنن بدون این که حق بیمه یا … بدن. کاری که شما باید انجام بدین اینه که همه ی این سوالات هارو جمع کنین و دلایلشون یا جواباشون رو هم سعی کنین پاسخ بدین و بعد نتیجه گیری کنید.

* خوب ممکنه فرزندتون در رابطه با این مسئله بگه که مثلا مامان، بابا من دارم دنبال کار میکردم در حال حاظر، شما میتونین به عنوان والد بچه تون ببینید که آیا واقعا فرزندتون دنبال کار میگرده? چند تا سایت رو واسه کاریابی گشته، آیا فرزندتون دنبال کاره یا دنبال بهترین کاره? چقدر در راستای قوی تر شدن رزومه ش تلاش کرده.

* اونا چقدر محیط واسشون مهمه? مثلا ممکنه فرزندتون بگه محیط کار رو دوست ندارم راحت نیست، آیا واقعا اونجوریه? یا این که به راحتی خونه نیست و اون فقط داره بهانه تراشی میکنه.

 

*مثلا ممکنه بگن که من فعلا دارم با شما زندگی میکنم چون میخوام برای خونه یا ماشین خریدن پول ذخیره کنم، دقت کنین که آیا دلیلشون برای انجام این کار واقعیه? اگه واقعا هدف پول ذخیره کردنه، چک کنین ببینید تا حالا چقدر ذخیره کردن. بپرسین ببینید هدف نهاییشون چیه، ایا واقعا به چیزی که میگن عمل میکنن? یا این که پولشون رو جاهای دیگه خرج میکنن. ولی اگه واقعا پول ذخیره یا پس انداز میکنن خیلی خوبه و دلیل خوبی برای هنوز با شما زندگی کردنه. اگه نه پولشون رو ذخیره نمیکنن و هنوز هم با شما زندگی میکنن حساب های بانکیشون رو چک کنین و ازشوو بخواین که ک؛ک خرجتون باشن و مثلا در پرداخت مالیات به شما کمک کنن. یا این که خورد و خوراکشون رو خودشون بخرن و خلاصه این که وظیفه ای برای انجام دادن داشته باشن.

* روش سوم

* برای فرزندانتون اولتیماتوم قرار بدین

اگه واقعا میخوای فرزندت مستقل بشه برای بعضی از کارهاش اولتیماتوم قرار بده

۱- اگه واقعا میخوای فرزندت مستقل بشه برای بعضی از کارهاش اولتیماتوم قرار بده

مثلا به فرزندت میتونی بگی که مثلا تا فلان روز وقت داری فلان کار رو انجام بدی، اگر دیدی که نتونست این کار رو انجام بده، حتما در کارهای خونه و خرج و مخارج خونه شریکش کن. مثلا حتما بهش بگو که باید نصف پول آب و برق یا گاز رو پرداخت کنه و شریک باشه. یا این که حتما باید در پول اجاره ی آپارتمان شریک باشه. اگه فرزندتون از این نظر تحت فشار قرار بگیره مطمئنا به فکر خواهد افتاد که مستقل شدن بهتره و میتونه این کارهارو تو خونه ی خودش انجام بده به جای این که با شما زندگی کنه.

*به فرزندتون هدفمند بودن رو یاد بدین، مثل پیدا کردن یه کار خوب، پس انداز کردن برای خریدن ماشین یا آپارتمان و….

*یه دفتر خودکار بردارین و یه تقویم درست کنین و روزهای اولتیماتوم یا اهدافی که باید در تاریخ مشخصی فرزندتون بهش برسه رو یادداشت کنید.

حتما میدونین که نوشتن میتونه تاثیر زیادی در روال کار داشته باشه. اگر دائم اولتیماتوم ها به همراه جدیت شما و همسرتون در مقابل چشمان فرزندتون باشه مطمئنا نتایج جالب تر و بهتری خواهید گرفت. سعی کنین این کارها رو خیلی منظم و دقیق انجام بدین و روی تاریخ ها خیلی حساس باشین چون نتیجه ی متفاوت تری میده. سعی کنین که حتما همسرتون هم در رابطه با تاریخ ها حساس باشه و این فشار از طرف هر دو تاتون به فرزندتون وارد بشه تا این که نتیجه مطلوب تر باشه.

۲- تاریخ های اولتیماتوم رو به فرزندتون یاد آوری کنید

وقتی دارین لحظه به لحظه به تاریخ روز اولتیماتوم نزدیک تر میشین شروع کنین از فرزندتون بپرسین که تا حالا چیکار کرده و نتایج چی بوده و به طور جدی بهش بگین که سر تاریخ معین کارش رو تموم کنه. به عبارتی میشه گفت که بهش فشار بیارین اما زیاد هم نه.

۳- اگه تاریخ اولتیماتوم گذشت و فرزندتون کار رو به موقع تموم نکرد خیلی جدی باهاش برخورد کنید

در ازای این که کارش رو به موقع تموم نکرده ازش کار اضافی بخواین. مثلا میتونین پول بیشتری در ازای اجاره ی آپارتمان بگیرین یا این که کابل برق یا اینترنت اتاقش رو قطع کنید یا باهاش حرف نزنید و خیلی از کارهای دیگه.

البته این یه جور تنبیه حساب میشه و بسته به سن فرزندتون متفاوت هستش مثلا در سنین کم میتونین برای دفعات متوالی فرزندتون رو از وعده های غذایی محروم کنین یا اگه بزر گتر هستن مثلا اجازه ندین روزی که با دوستاشون قرار گذاشتن بیرون برن یا اگه اگه خیلی بزرگ شدن همونطور که گفتم در خرج خونه شریکشون کنید با تحکم صحبت کنید تا این که مطمئن بشن جدی هستین و باید کار خواسته شده رو انجام بدن.

 ۴- اگر بعد از همه ی این کارها باز هم مستقل نشدن یا بهتر بگیم تنبلی کردن، برای اتاقی که در منزل شما دارن زندگی میکنن اجاره بگیرین

این کار مطمئنا فرزندتون رو ناراحت میکنه و دلسرد میشه و با خودش فکر میکنه که این جا دیگه جای من نیست! چرا مستقل نشم و رو پای خودم نایستم? مطمئنا اون ها حرکتی خواهند کرد و وضعیتشون رو بهتر میکنن.

این روش ها روش های آزموده شده و کارسازی هستن، حتی ممکنه شما روش های خودتون رو داشته باشین یا این که با والدین دیگه بحث کنین و ببینید اونا چه کارهایی میکنن.

اما یادتون نره که هیچ وقت بچه هاتون رو تحت هیچ شرایطی تنها نزارین، شما فقط میخواین اونارو مستقل بار بیارین نه این که تنها بزارین. پس دورا دور حواستون به فرزندانتون باشه، در مشکلات کنارشون بایستین و در مواقعی که فکر میکنین باید رو پای خودشون باشن عقب بایستین و نگاه کنید و در موقع لازم راه رو نشون بدین.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *