چطور پسرای نوجوون را بهتر درک کنیم

توی هر جای جهان هم که باشید، زن ها (و بعضی وقت ها هم پدرها) هیچوقت نمی تونن احساسات پسرای نوجوون رو درک کنن. پسرای نوجوون اینطوری ان که بعضی وقتا چشماشون طوری برق میزنه که انگار درست وسط بهشتن و بعضی وقتای دیگه اخلاقشون به قدری گنده که نمی شه تحملشون کرد. چی تو سرشون می گذره؟ برای این که بتونید بهتر درکشون کنید و کمکشون کنید این مقاله رو بخونید.

قسمت ۱: درک پسرای نوجوون از نگاه پدر و مادر

یادتون باشه که هورمون هاش روی قدرت برقراری ارتباطش تاثیر میذاره۱- یادتون باشه که هورمون هاش روی قدرت برقراری ارتباطش تاثیر میذاره. به شدت حواسش پرته! طوری که سطح حواس پرتیش بیست و چهار از هفته! زندگی اون داره از سطح برنامه های (عموپورنگ) می ره به سمت (میوه ممنوعه) و اون درست وسط سروکله زدن با همچنین دنیاییه. بخاطر همینه که زمان زیادی برای صحبت کردن نداره.

-زندگی ای که قبلا براش فقط پر از بازی های ویدیویی، دوستا و تمرینای گاه و بیگاه فوتبال بود، حالا شلوغ تر شده و تبدیل شده به دنیایی پر از ورزش های مختلف، نمرات، بازی های ویدیویی، دوستا، تجربه چیزای جدید و جنس مخالف. در واقع در این مرحله از زندگیش باید با مسائل زیادی روبرو بشه. اگر پسرتون کم حرفه (اما بقیه چیزاش مشکلی نداره)، احتمالا داره با مسائل پیش روش روبرو میشه. اون نه از شما ناراحته و نه می خواد ازتون سرپیجی کنه، فقط داره با قطار افکار جدیدش که سرعتش میلیون ها کیلومتر بر ثانیه اس، سر و کله می زنه.

بهش اجازه بدید (باحال) و (خفن) باشه!

۲-بهش اجازه بدید (باحال) و (خفن) باشه! متاسفانه توی زندگی هرکس زمانی میاد که میفهمه (دنیای بیرون) وجود داره و بازیای زیادی هم درش هست که باید اون ها رو پا به پای بقیه بازی کنه. اون به شدت دنبال تایید همسن و سال هاشه تا بهش بگن که قبولش دارن. تا وقتی این خواسته اش به نظرتون بی اهمیت باشه، هر قدر هم شما شخصیتش رو تایید کنید، اون نمی تونه و در آینده هم نخواهد تونست که خودش رو قبول داشته باشه. بنابراین به جای این که براش راجع به مشکلات جامعه سخنرانی کنید، اون رو به یه راه امن و مفید هدایت کنید (بدون این که خودش بفهمه).

-یکی از کسایی باشید که دنیا رو بهش نشون میده، کمکش می کنه شخصیتش رو بهبود ببخشه و معنای واقعی خفن بودن رو بهش یاد میده. معرفی کردن اون به دنیای خودتون نقطه خوبی برای شروع حرکته. اون رو با بعضی از دوستان و دنیای بزرگسالان آشنا کنید. اون رو با ورزش های مختلف، هنرهای مختلف، کارهای مکمل و فوق برنامه، غذاهای مختلف، سرگرمی ها و مردم و جاهای جدید آشنا کنید. در این صورت ممکنه شخصیتی که ازش الهام می گیره تا خودش رو بهتر بشناسه، به جای (مرد عنکبوتی) و (مایکل جکسون) شما باشید!

احساساتش رو نادیده نگیرید.۳-احساساتش رو نادیده نگیرید. اگر پسرتون سرصحبت رو با شما باز کرد و تعریف کرد که چطور خواسته با همکلاسیش دوست بشه ولی همکلاسیش اون رو رد کرده، بهش به چشم یه پسر خام و بی تجربه نگاه نکنید! مطمئنا شما این رو میدونید که با گذشت زمان این مسئله اهمیت خودش رو از دست می ده، ولی خب اون که نمی دونه! برای پسرتون این مسئله ده سال بعده که اهمیت خودش رو از دست میده. این حس رو بهش بدید که بفهمه حداقل یه کوچولو درکش کردید! علاوه بر این شما هم سال ها پیش درست همین چیزا رو تجربه کردید.

-اون باید اشتباه کنه تا بتونه رشد کنه. این که جلوش رو بگیرید تا اشتباه نکنه، فقط زمان اشتباه کردنش رو به تاخیر میندازه. تشویقش کنید تا احساساتش رو کشف کنه – بهش راجع به دختر و پسرای دیگه مشاوره بدید، درباره رابطه جنسی باهاش حرف بزنید و مثل کوهی باشید که بتونه بهتون تکیه کنید. ممکنه اون برای تفریح کردن سراغ شما نیاد، ولی شما می تونید هر وقت که شکست خورد و افتاد، کمکش کنید دوباره روی پاهاش بایسته.

این رو بدونید که پسرتون بالاخره میل جنسیش رو میشناسه.۴-این رو بدونید که پسرتون بالاخره میل جنسیش رو میشناسه. اون دنیای رابطه جنسی رو کشف خواهد کرد. تحقیقات نشون میده که بیشتر از ۷۰ درصد پسرا به طور مرتب به سایت های غیراخلاقی مراجعه می کنند و ۹۰ درصد هم حداقل یکبار به این سایت ها سر زدند و اکثر اون ها حین انجام دادن تکالیفشون این کار رو کردن! این امر نگران کننده نیست. در حقیقت کاملا برعکس، نشون میده که مسئله رایجیه!

کمکش کنید بلوغ خودش رو کشف کنه.۵-کمکش کنید بلوغ خودش رو کشف کنه. اگر شما تو خونه باهاش مثل یه بزرگسال رفتار کنید، اون دیگه احساس نمی کنه باید خودش رو به شما و به دوستاش ثابت کنه. انتظاراتتون رو ازش بالا ببرید و کمکش کنید که انتظاراتتون رو برآورده کنه. اجازه بدید اونم بخشی از برنامه ها، مشکلات و مسائل (بزرگسالا) باشه.

-وقتی انتظارتون رو برآورده کرد بهش جایزه بدید! جایزه هاتون میتونه در حد یه لیوان چای یا نوشابه بعد ناهار باشه. ویا انتخاب مکان تعطیلات.

کمکش کنید (شجاعت و مردونگی)ش رو به دست بیاره۶-کمکش کنید (شجاعت و مردونگی)ش رو به دست بیاره. بالاخره زمانی می رسه که پسرتون حس می کنه بزرگ شده. حرف زدنش عوض می شه، رفتارش تغییر می کنه و دلش آزادی و استقلال بیشتری می خواد. می تونید کاملا از این وضعیت استفاده کنید! اگر اصرار داره که آدم بالغی شده، بهش وظیفه و مسئولیت بدید. اونوقت زمانی رفتارش (رفتار بالغانه اش) رو تحمل خواهید کرد که بتونه خودش رو ثابت کنه و پا به پای بقیه کار کنه.

  • اگر کار کردن تو خونه و دادن مسئولیت هایی به پسرتون توی خونه براش کافی نیست، می تونه یه کار پاره وقت پیدا کنه. در غیر این صورت می تونید بهش مسئولیت های سنگین تری توی خونه بدید و ازش بخواید که کنارش درسش رو هم به خوبی بخونه. اگر موفق شد از پس این کارها بربیاد، خب … آفرین بهش! حتما بزرگ شده! ولی اگر نتونست وظایفش رو انجام بده، اونوقت نباید رفتار بالغانه اش تحمل بشه!

دوستاش رو ملاقات کنید.۷-دوستاش رو ملاقات کنید. سعی کنید با سیاست رفتار کنید. این که سعی کنید وقتی تو خونه اس مرتب بهش سرک بکشید، تنها باعث میشه اون رو از خونه دور کنید. به جای سرک کشیدن بهش، با ملاقات کردن دوستاش وارد دنیاش بشید. بهش بگید که میتونه دوستاش رو به خونه بیاره (این، همه طرح موذیانه شماست!) و اون ها رو ببینید و ارزیابی کنید. اگر بینشون کسی هست که شما خوشتون میاد و یا خوشتون نمیاد، می تونید سعی کنید که اوضاع رو عوض کنید.

-با مدرسه اش در تماس باشید. این آسون ترین راه برای دیدن محیطیه که وقتی پسرتون خونه نیست، باهاش درگیره. میتونید ببینید با چه کسایی ارتباط داره و این شانس رو هم دارید که بتونید با پدر و مادرشون صحبتی داشته باشید. چون اون ها هم احتمالا می خوان همین کارو کنن.

بدونید که احتمالا پسرتون احساس جاودانگی می کنه۸-بدونید که احتمالا پسرتون احساس جاودانگی می کنه. توی کارتون (شیر شاه)، سیمبا می خونه و می گه که: (من توو چشم خطر نگاه می کنم و می خندم)، این جمله می تونه جمله پسرتون باشه! هر چیزی هر قدرم ممنوع باشه (حالا می خواد مثلث برمودا باشه ! یا جشنای آخر هفته) اون می خواد تجربه اش کنه و اصلا هم براش مهم نیست که نتیجه اش قراره چی باشه! برای این که این حسش رو مدیریت کنید، تشویقش کنید که جسور باشه، اما خطرناک نباشه!

-اون رو ترغیب کنید که توی فعالیت های بدنی که سطحش یکم خطرناک تر از سطح نرماله شرکت کنه. مثلا دوچرخه سواری در کوهستان، کشتی، کمپ رفتن و پارکور.

درهای برقراری ارتباط رو باز نگه دارید و الگوی خوبی باشید.۹-درهای برقراری ارتباط رو باز نگه دارید و الگوی خوبی باشید. اگر شما برای پسرتون یه معما باشید، اونم دلیلی نداره که برای شما معما نباشه. با صحبت کردن با تلفن سر میز غذا دارید بهش می گید که اونم سر میز غذا با تلفنش حرف بزنه. گرچه دنیای اون هزاران بار بزرگتره، ولی باز هم شما الگوش هستید.

  • اگر اون بخش مهمی از زندگی شماست، شما هم باید قطعا بخش مهمی از زندگی اون باشید. راه ارتباط برقرار کردن با خودتون رو براش باز بگذارید. زمانی رو کنارش بنشینید و با هم غذا بخورید، تلویزیون ببینید، یا یه کار دیگه کنید. ممکنه فکر کنید که اون به شما اهمیت نمیده، اما اینطور نیست. اون به شما به عنوان الگویی از اینکه یه آدم بزرگسال چطور باید باشه، نگاه می کنه، یعنی کسی که به شدت می خواد شبیهش بشه.
  • صحبت های معنادار رو باهاش شروع کنید. اون در حال حاضر با چیزای زیادی سروکار داره که دقیقا اون ها رو نمی فهمه. اگر احساساتی توی وجودش شکل گرفته که نمی تونه توضیحشون بده و یا اگر متوجه شده که الگوهای ذهنیش داره تغییر می کنه، ازش بپرسید که چه اتفاقی داره توی بدنش میفته. حتی اگر نتونست بهتون جواب خوبی بده، ازش بخواید که راجع بهش فکر کنه، درهای ارتباط رو باز نگه دارید و اجازه بدید که بفهمه همه چیز طبیعیه.

بدونید که چه چیزهایی نشون دهنده هشداره و چه چیزهایی نیست. ۱۰-بدونید که چه چیزهایی نشون دهنده هشداره و چه چیزهایی نیست. اگر پسرتون می خواد یه لباس عجیب و غریب بپوشه، خب … مایه تاسفه! اما دنیا که به آخر نرسیده! به عبارت دیگه می تونه کاملا نرمال باشه. علاوه بر این ها اون روزی رو یادتون بیاد که به مادرتون التماس می کردید که فلان لباس رو براتون بگیره! اینم همونه! با این تفاوت که تنها دهه ها عوض شده. ولی اگر فرزندتون نشانه های منفی ای از خودش نشون می ده که با شخصیتش نمی خونه، ممکنه نیاز باشه که کاری کنید. مثلا به علائم زیر دقت کنید:

  • -افزایش یا کاهش شدید وزن
  • -مشکلات خواب
  • -تغییرات شدید خلق و خو
  • -تغییر ناگهانی دوستان
  • -غیبت های پی در پی از مدرسه
  • -کاهش شدید نمرات
  • -صحبت کردن یا جوک گفتن درباره خودکشی
  • -اگه هر یک ازین موارد رو دیدید، با یه مشاور یا روانشناس در میون بگذارید. این علائم هشداری برای یک مشکل بزرگ تر هستند.

قسمت ۲: درک پسرای نوجوون از نگاه معلمشون

بدونید که مغز هنوز در حال شکل گیریه.

۱-بدونید که مغز هنوز در حال شکل گیریه. دلیل اصلی مرگ نوجوون ها، حوادث هستند. تحقیقات می گه که دلیل این امر به خاطر اینه که مراکزی که مرتبط با منطق و امنیته، هنوز توی مغزشون شکل نگرفته. بخاطر همینه که یه دسته نوجوون مثل آدمای غارنشین رفتار می کنند! رفتارهای خطرناک از نظر اونها براشون خطری نداره.

-وقتی یه شرایط حاد رخ میده، تنها کاری که واقعا می تونید انجام بدید اینه که سعی کنید درس ها رو در اون ها نهادینه کنید. چون مغزشون در حال شکل گیریه، می تونید حقیقتا روی شخصیتشون تاثیر بذارید. نتایج و پیامدهای کارهاشون رو تا حد امکان صاف و ساده براشون توضیح بدید. چون هر چیزی غیر از این احتمالا از ذهنشون پاک می شه.

راه های تازه برای آموزش کشف کنید.۲-راه های تازه برای آموزش کشف کنید. آخرین چیزی که پسرای نوجوون تو ذهنشون دارن تکالیف مدرسه شونه! اون ها سرشون با آی پد و صحبت راجع به ورزش و فکر کردن به این که چطور خفن تر بشن گرمه! بنابراین اگر موضوعی بود که برای پسرای نوجوون مفید بود که به نظرتون غیردرسی میومد، سعی نکنید فورا حذفش کنید. بلکه سعی کنید اون رو به نحوی وارد درستون کنید. به این فکر کنید که چطور می تونید راجع بهش بیشتر به دانش آموزاتون یاد بدید و توی اکتشافاتشون توی دنیای آموزش بیشتر کمکشون کنید.

-این کار رو برای چیزهای منفی هم به کار ببرید. برای هر جوشی که ممکنه توی صورتشون بزنه، برای هر اتفاق اساسی مخصوص نوجوون ها که باهاش مواجه می شید، کاری کنید که اون اتفاق تبدیل به فرصتی برای آموزش بشه (البته با حفظ چهارچوب کلاس). بذارید بدونن که تمام این اتفاقات عادی و نرماله. ممکنه که در خونه به اون ها این اطلاعات داده نشه.

از والدین سوالات معنی دار بپرسید۳-از والدین سوالات معنی دار بپرسید. اگر یه دانش آموز خاصی دارید که شخصیتش براتون مبهمه وقتشه که والدینش رو بخواید. اینطوری می تونید بعد از دوبار دیدن والدینش به جواب همه سوالاتتون برسید. تا به حال، این پدر و مادر بودند که بچه شون رو شکل دادن و تربیت کردن. با دیدن پدر و مادر، می تونید فرزندش رو بهتر بشناسید.

-اگر نمی تونید بفهمید که چرا یک دانش آموز خاص فعالیتش کمه یا اصلا فعالیت نداره، از والدین بخواید روش کار کنن. قدم بعدی شما می تونه این باشه که ببینید آیا نیاز به مشاور هست یا نه.

این رو بدونید که اونها اکثر وقتشون رو برای اثبات بعضی چیزها می گذرونن.۴-این رو بدونید که اونها اکثر وقتشون رو برای اثبات بعضی چیزها می گذرونن. مثلا اگر کلاس انگلیسی باشه، بیشترشون می خوان ثابت کنن که خیلی خفنن و سعی می کنن تسلطشون رو با نوشتن روی میزها ثابت کنن. اگر باشگاه باشه، برای این می میرن که تو همه چیز اول باشن و توی باشگاه بدرخشن. حتی اگر مجبورشون کنید روی طناب راه برن، احتمالا میخوان طوری رفتار کنن و طوری نشون بدن که انگار رو طناب راه رفتن هیچ زحمتی براشون نداره و تازه راحت ترم هستن!!

-بهتره به جای این که بر علیه این ویژگی شون باشید، سعی کنید باهاش کنار بیاید و روش کار کنید. سعی کنید درس و مدرسه رو براشون تبدیل به مکانی کنید که اون ها رو شکوفا کنه. اون ها هم اگر ببینن چیزی که بهشون یاد میدید براشون مفیده، بیشتر باهاتون همکاری می کنن و به درس علاقمند میشن.

فشارایی که باهاش روبروئه رو بشناسید۵-فشارایی که باهاش روبروئه رو بشناسید. دخترای نوجوون که به بلوغ میرسن شرایط سختی دارن. ولی متاسفانه، شرایط پسرا هم ساده تر نیست. و این موضوع اغلب نادیده گرفته می شه. اونا تحت فشار مرد شدن هستن! اما تعریف (یه مرد) که امروزه هنوز دوام داره و زنده س چیه؟ نان آور؟ نه لزوما. قوی و آروم؟ نه. سلطه جو؟ خوشبختانه نه. پس یه پسر باید چیکار کنه؟

-همه پسرها در پروسه تغییر به چیزی هستند که درک ضعیفی بهش دارن. و این می تونه خیلی خطرناک باشه! بنابراین شما باید هر زمان که تونستید، سعی کنید بهش حس زنده بودن و نقش داشتن توی جامعه بدید. اینکه چطور می تونه کمک کنه. چطور می تونه به صورت فیزیکی درگیر مسائل بشه. کجا می تونه نتایج محسوس و عینی ببینه. و آیا می تونه اهدافی برای خودش بچینه؟

به سلسله مراتبی که شکل می گیره دقت کنید.۶-به سلسله مراتبی که شکل می گیره دقت کنید. پسرها هم مثل دخترها دار و دسته های خودشون رو تشکیل می دن، فقط ممکنه نحوه بروزش فرق داشته باشه. وقتی به این سلسله مراتب دقت کنید، می تونید به کسایی که توی این سلسله بندی سطح و رده شون پایین تره بیشتر کمک کنید.

-این سلسله بندی برای اونا خیلی اهمیت داره. در حقیقت باعث میشه اون ها کاملا در لحظه زندگی کنن! وقتی بتونید این سلسله رو بندی شما هم ببینید، می تونید همه چی رو بهتر پیش بینی کنید و می دونید که از هر گروه باید چه انتظاری داشته باشید. علاوه بر این می تونید یکم شوخی هم قاطی ماجرا کنید! مثلا هیچ ضرری نداره اگه سربه سر کسی بذارید که همه گروه ها ازش حساب می برن و یا با اونی که از همه پایین تره، طوری رفتار کنید که یکم قوی به نظر برسه! احتمالا همه کلاس از این تضاد لذت می بره.

به تغییرات نوجوان دقت کنید۷-به تغییرات دقت کنید. شما، هم پسرایی دارید که ورزشکار و برونگرا هستن و هم پسرایی که حتی اگر یک میلیاردم بهشون بدین نمی تونن خجالتی و تنبل نباشن. این ها کاملا طبیعیه. زمانی باید نگران بشید که تغییرات شدید و ناگهانی توشون ببینید. اگر شاهد همچین تغییراتی بودید بدونید که احتمالا مسئله ای بزرگ تر از باختن توی بازی کلش و یا زمین خوردن براشون اتفاق افتاده. حالا ممکنه نیاز باشه که شما وارد عمل بشید.

-نوجوون بودن سخته. حتما خودتونم یادتون میاد، درسته؟ فقط از روی لباس پوشیدن یا مدل موی یک نفر سریع راجع بهش قضاوت نکنید. بلکه سعی کنید به صورت کلی و همه جانبه طرف رو ببینید و نظر بدید. باز هم باید تاکید کرد که تغییرات ناگهانی ان که باعث نگرانی می شن. مثلا کسی که قبلا دانش آموز خوبی بوده، ولی حالا مرتب پشت میز، خوابش می بره. اینجاست که شما باید کاری کنید. همه نوجوون ها نیاز به یه مربی خوب دارند. شاید این مربی شما باشید.

  • نکات :
  • هر نوجوون با دیگری متفاوته. هر فرد به شکل متفاوتی به بلوغ می رسه. بنابراین وقتی مسئله ای پیش اومد، کاری رو بکنید که حس می کنید و فکر می کنید که درست تره و در قبال همه یک شکل رفتار نکنید.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *