مطالب خنده دار و جوک جدید

مطالب خنده دار و جک جدید

یک ماه زیبا

پدر: «پسرم آخه این صفر چیه توی کارنامه ات؟»

پسر: «بابا این که صفر نیست، یک ماه زیباست وسط آن همه ستاره!»

بیتا علمایی از تهران

————————————

کمک از نوع دیگر

مرد گدایی با صدای بلند می گفت: «لطفاً چیزی به من بدهید!» معلمی که از جلویش رد می شد، ایستاد و گفت: «امروز ساعت دو بیا به خانه ام تا به تو درس بدهم!»

آریا سلمانی از تهران

————————————-

شغل خواستگار

یک روز قصابی به خواستگاری دختری می رود. از او می پرسند: «شغلت چیست؟» جواب می دهد: «مغازه فروش لوازم یدکی گوسفند دارم!»

علیرضا بهزادی نژاد از تهران


مطالب خنده دار و جک جدید

سوغاتی جدید

کســـی از مسافرت برگشـــته بود، پرسیدند: «از مسافرت چی آوردی؟» جواب داد: «تشریف!»

زهرا سیف اله زاده/ اردبیل

————————————-

مشکلی به شکل جوراب

از یـــک آدم حواس پرت می پرســـند: «چرا یک لنگه ی جورابت آبی است و آن یکی قرمز؟» می گوید: «خودم هم نمی دانم. ولی یکی دیگر عین همین جفت را توی خانه دارم!»

سینا خرازی از تبریز

—————————————

چترآبی

دو دیوانه برای تفریح به کنار دریاچه رفته بودند که ناگهان باران گرفت. اولی گفت: «الان خیس می شویم، به نظرت چه کار کنیم؟» دومی گفت: «یک فکر بکر! بیا بریم زیر آب تا خیس نشویم!»

رضا حیدری

 

—————————————

اصول حرفه ای

دزد:«باور کنید من بی گناهم قربان!» قاضی: «برای بی گناهی ات شاهد هم داری؟» دزد: «نه، آخر من هیچ وقت موقع دزدی با خودم کسی را نمی برم!» آرش ملکیان مقدم از تهران

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *