ماجرای کلاه گذاشتن و کلاه برداشتن نادرشاه

ماجرای کلاه گذاشتن و کلاه برداشتن نادرشاه

این واقعه ی تاریخی، حدود ۲۸۰ سال پیش در زمان حکومت افشاریه روی داده است .نادرشاه افشار، لشکر مجهزی جمع آوری کرد و از ایران به سرزمین پهناور هندوستان حمله کرد. پیش از این حمله، نادر به محمدشاه گورکانی هشدار داده بود که از دشمنان ایران حمایت نکند. او به این هشدارها گوش نکرده بود. نادرشاه هم شهر دهلی را به چنگ آورد. محمدشاه که فرمانروای هندیها بود به دست نادر افتاد. نادر او را اسیر نکرد. به او گفت که میتواند حاکم هندوستان بماند. به شرط آن‌که کلید خزانهی جواهرات سلطنتی را به نادر بدهد. کشور هندوستان از قدیم، سرزمین ثروتمندی بود. نادر از هندیها غنیمتهای زیادی گرفت. غنیمت به مالی میگویند که وقتی در جنگی پیروز میشوید، از دشمن میگیرید. کاری نداریم، نادر، کلاه خود را برداشت و بر سر محمدشاه گذاشت. کلاه شاهانه ی محمدشاه را هم برداشت و بر سر خود گذاشت. شاید به نظر شما، تا اینجای ماجرا اتّفاق عجیبی رخ نداده باشد. اما موضوع این بود که کلاه نادر یک کلاه ارزانقیمت و بی ّ ارزش بود. اما کلاه شاه هند، پر از طلا و جواهرات گرانقیمت بود.

نادر شاه افشار که بود

نادر شاه افشار که بود؟

نادرشاه بی سواد بود. او حتی نمیتوانست اسم خود را بنویسد. اما او یک نابغه ی نظامی بود. او حکومت افشاریه را بنیان گذاشت. نادر در جنگ کرنال به سرزمین هندوستان حمله برد تا هم وسعت قلمرواش را بیشتر کند و هم غنیمتهای جنگی زیادی به دست بیاورد. این‌کار باعث شد، افشارها حسابی ثروتمند شوند. به هر حال نادر باعث شد که دوباره ایران یک‌پارچه شود و بیگانگان از کشور بروند. نادر در اواخر عمر، دچار یک بیماری روانی شد. او به هر چیز و هر کس شک می‌کرد. یک مدت هم به پسرش رضاقلی میرزا شک کرد. فکر می‌کرد که او میخواهد تاج و تخت پدرش را صاحب شود. توی همین خیالات بود که پسرش را کور کرد تا نتواند شاه شود. بعد از این ماجرا، عذاب وجدان سختی به سراغش آمد. یک شب هم که نادر در چادر خود استراحت می‌کرد، چند تا از نگهبانانش که مراقب جان او بودند، خودشان قاتل جان او شدند!

45

کوتاه و خواندنی

-میگویند لشگر نادر ، یک راه سی روزه را هفده روزه طی می کردند . یکی از دلایل این سرعت زیاد ، این بود که غذای سربازان نادر در حین لشکر گشی ، آجیل بود . کشمش ، بادام و توت خشک … این خوراکی های نیروزا بودن و هم وقت سربازان را برای ناهار و شام تلف نمی کرد .

-نادر شاه ، غنیمتهای که از هند آورده بود را در جای مرتفعی به نامه کلات نگهداری می کرد . نگهبانان زیادی برای محافظت از این ثروت خیره کننده مشغول بودند .

-اگر خواستید شمشیر و زره و کلاه خود دوره ی نادر را ببینید به موزه ی نادر در شهر مشهد سر بزنید .

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *