شعر: قطره آبی از توده ی ابری سپید….

قطره آبی که ز ابری چکید

قطره آبی از توده ی ابری سپید….
در هوای گرم یک صحرا چکید…..
قطره ای شبنم ز گلبرگی لطیف….
گویی از روی غریزه می سرید….
آن چکیدن آن سریدن را که دید؟
جز همان قطره که روی گل خزید…
در هیاهوی گرمایی شدید….
حیف از آن قطره که مقصد را ندید.

شاعر : سرکار خانم ابراهیمان

 

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *