قصه های سرزمین اشباح

darrenshan

دارن شان نویسنده پرکار ایرلندی است که در ایران بیشتر با قصه های سرزمین اشباح شناخته میشود. این مجموعه داستان به صورت چهار مجموعه سه جلدی شامل می شود. در ادامه نامه های این ۱۲ جلد به همراه خلاصه ای از آن ها را می خوانید در انی میان لازم به یادآوری است که این مجموعه توسط انتشارات بنفشه ترجمه و روانه بازار شده است.

سیرک عجایب:دارن شان نوجوانی عاشق عنکبوتها است. دوست صمیمی او در مدرسه استیو لئونارد است این دو در یکی نیمه شب به سیرکی می روند و شاهد اجرای برنامه توسط شبحی به نام لارتن کرپسلی می شوند. دارن عنکبوت شبح را می دزد و درنهایت برای نجات جان دوستش مجبور می شود تا با کرپسلی معامله کند و تبدیل به شبح شود و با لارتن و سیرک عجایب راهی سفر شود.

 دستیاریک شبح: دارن که به تازگی تبدیل به شبح شده استسعی می کند با این حقیقت کتنار بیاید. او سعی می کند این حقیقت و زندگی جدید را بپذیرد او در این کتاب با پسر جوانی به نام سام می شود ماجراهای این کتاب درنهایت منجر به مرگ نها دوستش می شود و سام تبدیل به نخستین انسانی می شود که دارن از خونش تغذیه می کند.

دخمه خونین: این کتاب مربوط به سفر دارن و لارتن کرپسلی به زادگاه کرپسلی است که در شهرش یک شبح واره( دشمن اشباح) دیده شده او به زادگاه خود باز می گردد تتا مردم شهرش را از شر این موجود خلاص کند. دارن در این شهر با دختری به نام دبی آشنا می شود. شبح واره قصد جان دبیی را می کند لارتن و دارن مجبور به کشتن شبح واره می شوند و دارن بدون خداحافظی دوستش دبی را ترک می کند.

کوهستان شبح: لارتن تصمیم می گیرد دارن را به مقر اشباح ببرد و تأیید آن ها را برای شبح شدن دارن بگیردو در طول راه کوهستان آن دو به دستور دستینی که جادوگر عجیبی است مجبور می شوند آدم کوچولویی به نام هارکات را باخود ببرند که با دارن دوست می شود و برخلاف بقیه آدم کوچولوها می تواند صحبت کند. در نهایت دارن می پذیرد که در ازمون های مرگ برای اثبات لیاقت خود شرکت کند.

آزمون‌های مرگ:دارن در آزمونهایی شرکت می کند و به رغم جراحت های عمیق موفق نیز عمل می کند اما در نهایت به دلیل دخالت دوستش هارکات در مسابقه شکست خورد. دوستان دارن، کوردا و گاونر تصمیم می گیرند برای فرار از اعدام به او کمک کنند اما در راه متوج می شوند که کوردا یک خائن است و شبح واره ها را به کوهستان راه داده است. کوردا گاونر را می کشد اما دار می گریزد.

شاهزاده اشباح: در این کتاب دارن برای نجات اشباحی که در کوهستان زندگی می نند به کوهستان باز می گردد و در کنار اشباح با شبح واره ها می جنگد و آن ها را می کشند. شاهزادگان اشباح برای جلوگیری از مرگ دارن او را تبدیل به شاهزاده اشبح می کنند تا مجبور به اعدام او نشوند.

شکارچیان غروب: آقای دستینی به کوهستان اشباح می آید و می گوید که دارن ، لارتن و ونچا مارچ تنها اشباحی هستند که با ارباب شبح واره ها ۴ بار رو به رو می شوند و اگر او ر بکشند می توانند اینده اشباح را نجات دهند. در راه آن ها یک بار با ارباب شبح واره ها رو به رو می شوند اما ونچا به دلیلی همراهی برادر شبح واره اش می گذارد آن ها بروند بنابراین یک فرصت می سوزد.

در پایان اشباح تصمیم می گیرند از مسیرهای جداگانه بروند.

همدستان شب: دارن، کرپسلی و هارکات به زادگاه کرپسلی می روند درا این شهر یک نفر با پر کردن فرم های مدرس باعث می شود دارن به مدرسه باز گردد او در انجا با دوست قدیمی اش که دبی ات رو به رو می شود اودیگر معلم زبان انگلیسی دارن است.

این تنها رویارویی نیست دارن در ادامه دوست قدیمی اش استیو را نیز می بیند و با هم شروع به جست و جوی شبح واره ها می کنند. جان دبی به خطر می افتد و رد ادامه دبی و ونچامارچ نیز به جمع آن ها اضافه می شووند. در یکی جست و جو در کانال های فاضلاب به گروه آن ها حمله می شود و معلوم می شود که استیو به شبح وار ه ها پیوسته است دارن استیو را گروگان می گیرد تا شبح واره ها دبی را پس دهند در نهایت آن ها بدون دبی از کانل ها می گریزند.

قاتلان سحر: استیو از دست آن ها می گیریزد تمام شهر لارتن و دارن را مقصر قتل ها می دانند آن ها را دستگیر می کنند ان ها می گرییزند و برای رویایی بعدی به کانال های فاضلاب باز می گردند. در نهایت کرپسلی می میرد و آن ها در پایان می فهمند که استیو یک شبح واره معمولی نیست بلکه همان ارباب شبح واره هایی است که به دنبالش هستند.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *