شعر : کوه سهند و شهر شب پره ها

کوه سهند

کوه سهند

در دشتی دور دست شبی برپا بود

کهکشانی از نور روی آب مرداب

صوت پرواز دوبال جاری از یک
خفاش

دسته های شب پره در مسیر مهتاب

پیچیده در جنگل سرو عطر جادویی باد

پرستویی غرق خواب روی سپیداری بلند

شرشر چشمه براه از دل کوه سهند

چون سحر می آمد قامت شب خم شد زیر سنگینی ماه

ستاره از شرم سرید کنج ایوان افق

روز و شب در گردش٬ دشت ساکن ترین جا بود

پرستو اما به سفر می اندیشید …..


                                              ****شهر شب پره ها****

می چکد روی ناودان شب من٬ شرشر ستاره ها***
جام نوری از ماه٬ سر می کشند سایه ها***
بغچه خواب می پیچد٬ واژه های چشمم را***

چرت بیجا می زند٬ قلم خوشخواب من***
جیرجیرک مثل هر شب٬ زده زیر آواز***
گل شب بو داده٬ عطر خود را پرواز***
بید مجنون حیاط٬ تاب می دهد شاخه ی خود***
شاخه سرگیجه گرفت٬ تا کمی خوابش برد***
شب پره سرگردان٬ پر کشیده تا ماه***
بخیالش آنجا ٬شهری از شب پره هاست***
شاعر باران ابراهیمیان.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *