همه چیز در جای خود زیباست

پرستو

کسی برای نقش پاک بال پروانه ای سفید شعری نگفته***
کسی از خستگی بال پرستوهای مهاجر چیزی نمی داند***
همه عسل میخرند و کسی به زنبور مزدی نمیدهد حتی ناچیز***
ماهی ها قربانی قلاب های قلابی میشوند که شکم هیچ ماهی ای را سیر نکرده***
قفس با تمام امنیتش حتی به اندازه شاخه ی لرزان بید برای قناریها دوست داشتنی نبوده***
خواب برای بی خانمان ها وگرسنه ها هرگز معنای آسودگی بخود نگرفته***
و شهر برای غریبه ها دیریست که آشنا نمیشود***
بعضی از تکه ها به هیچ پازلی نمیخورند و چه تلاش بیهوده ایست همرنگ اجبار شدن.
شاعر: سرکار خانم ابراهیمیان

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *