درد دل یک دختر در دوره بلوغ

زمان ما، از اوجب واجبات یه دختر دانش اموز سیبیل بود، هر قدر سیبیلت پرپشت تر بود،  همون قدر دختر خوبی بودی، البته برای رفتن تو کتگوری دختر خوب،،  معیارهای دیگه ای هم بود، مثلا ابرو پاچه بزی، ده امتیاز دیگه اضافه میکرد بهت، یا مثلا ناخن از بیخ گرفته شده  هم پنج امتیاز داشت، اما لامصب سبیل چیز دیگه ای بود، اگه سیبیل داشتی و تو صف صبحگاه هم میرفتی ، جات به عنوان the best mustache of the world تثبیت میشد. و به احتمال زیاد یکی از کاندیداهای   ازدواج با پسر مدیر یا پسر دبیر پرورشی بودی، اما،  همیشه یه تضادی تو زندگی ادم هست، از یه طرف رفته بودیم تو دوره بلوغ و میخواستیم زیبا به نظر بیاییم و زنانه، از یه طرف این سیبیل با کلی جوش تو ایینه بهمون دهن کجی میکرد،  از یه طرفم میل به توفیق در مبارزه دختر خوب وسوسه مون میکرد و البته از یه طرفم چاره ای نداشتیم باید سبیل رو حفظ میکردیم تا وقتی شوهر کنیم، البته بودند خانواده های اپن مایندی که با وعده قبولی تو دانشگاه،  اجازه درو کردن خرمن روی لبو میداند.اما کو تا دانشگاه، کو تا قبولی،!!!!؟؟؟ بین اون همه دهه شصتی که پیرو فرمان ازدیاد نفوس پا به جهان گذاشته بودند، شانس قبولی ما، تقلیل پیدا میکرد، و به احتمال زیاد،  باید تا اوایل دهه بیست با سبیل سر میکردیم، اینجا بود که کرم پودری به اسم بالت،  راهگشای ما شد، و همچون نوری بر این سبیل تاریک ما تابید.

درد و دل یک دختر در دوره بلوغ
روش استفاده ساده بود، مقدار زیادی از این کرم رو بر روی سبیل و.چانه میمالیدیم و خیال میکردیم گریم سینمایی کردیم، با ادای سوفیا لورن لپ گلی، ترگل ورگل از خانه   بیرون میرفتیم در حالی که انگار ومپایر خون ما رو مکیده بود،  مثل  مرده های  متحرک در سطح شهر جولان  میدادیم وفکر  میکردیم میک اپ کرده ایم در سطح هالیوود،  با طرف دیت میگذاشتیم و عشوه ضمیمه میکردیم بر روی سبیل  بر  پرپشتمون و فکر میکردیم با یه تیر دونشون  زدیم،  هم اون پشم انبوه روی لب رو محو کردیم و هم خوشگل موشگل کردیم  و حسابی داف شدیم البته با توجه به معیارهای اون موقع….  و پسر بیچاره هم دم نمیزد و مرغ عشق  طور دست به دست میدادیم و خیابان ها را گز میکردیم. بعد مدتی فهمیدیم که میشه عین دختر اروپایی بلوند بکنی،  یعنی یه چیزی هست که سکینه سیبیل رو به لورتا هلو تبدیل میکنه،  البته تو عمل تفاوت معنی داری بین ما و لورتا بود چون حجم موی ما کجا و کرک رو لب لورتا کجا، اما از حق نگذریم یه دوره ایی این دلکره به دادمون رسید تنها بدیش این بود که روزهای افتابی مثل خورشید،  نورافشانی میکردیم به چپ و راست.
خلاصه اینکه،  دانشگاهم قبول شدیم و سبیلارو هم درو کردیم اما این درو کردنه مقطعی بود الان هفته ای دو هفته ایی یه بار، میاد و یه سر میزنه ولی تا سر باز نکرده از ریشه با بیخ میکنیمش و از اون سبیل دسته موتوری برامون خاطراتش مونده و حسرت و دل تنگی….. نه بابا چه دل تنگی ای،  کی دلش واسه روزایی که بهش میگفتن سیبیلتو بده عربده بزنیم تنگ میشه.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *