حماسه گیلگمش

گیلگمش

هر ملتی برای خود اسطوره ها و حماسه هایی دارد که با یادآوری آن فرهنگ و آیین کشورخود را زند نگه می دارند. یونانی ها ایلیاد و اودیسه و ایرانی ها شاهنامه را دارند. این اسطوره ها بسیار ارزشمند هستند اما به دلیل تأکید بر یک ملیت نمی توان آن ها جهان شمول دانست. در این میان اسطوره گیلگمش ازمعدود مواردی است که نمی توان آن را به یک ملیت نسبت داد چراکه متعلق به نوع بشر است.

حماسهٔ گیلگمش یکی از قدیمی‌ترین و نامدارترین آثار حماسی ادبیات دوران تمدن باستان است که در منطقهٔ میان‌رودان شکل گرفته‌است. قدیمی‌ترین متون موجود مرتبط با این حماسه به میانهٔ هزارهٔ سوم پیش از میلاد مسیح می‌رسد که به زبان سومری است.

بشر همواره از مرگ واهمه داشته و به دنبال راه گریزی از آن بوده است. این موضوع محور اصلی داستان حماسه گیلگمش است و به دغدغه ای می پردازد که انسان از آغاز تا به امروز با آن درگیر است.

گیلگمش پادشاه ظالم سرزمین اروک است و مردم از ترس او به خدا پناه می برند و خدایان نیز شخصی به نام انکیدو را مقابل او قرار می دهند. گلگمیش و انکیدو در ابتدا با هم مبارز ه می کنند اما در نهایت تبدیل به دوست هایی جدایی ناپذیر می شوند.

این دو روزهای خوشی را در کنار داشتند اما با مرگ انکیدو هم چیز تغییر می کند و گلگمش پس از مرگ دوستش متوجه می شود که مرگ چه وحشتناک است بنابراین گیگمش که به پوچی رسیده است  به دنبال حیات جاویدان تمام دنیا را زیر پا می گذارد.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *