با ساسانیان مشهور آشنا شویم

اردشیر اول

او توانست آخرین شاه اشکانی یعنی اردوان پنجم را شکست دهد و سلسه ی ساسانی را بر پا کند . اردشیر اول دین زردشت را دین رسمی کشور اعلام کرد . او دستور داد کتاب اوستا را گرد آوری کنند .

مانی

مانی

نقاش و نویسنده بود یک بار هم ادعای پیامیری کرد . کتاب معروفش ارژنگ است که نوشته های آن با نقاشی های عجیب و غریب همراه است . مردمی که سواد نداشتند می توانستند از روی نقاشی های او کتاب را بخوانند .

شاپور اول 

شاپور اول کسی بود که سپاه روم را شکست داد و امپراتور آن را دستگیر کرد .

خسرو پرویز

خسرو پرویز

زندگی او خیلی ععجیب بود . با این که در زمان ساسانیان ، ایران و روم مدام در جنگ بودند و شاهان این دو امپراتوری نمیخواستند سر بر تن دگیری باشد . او با دختر امپرواتطور روم ازدواج کرد و او را به ایران آورد . و شد داماد امپراتور روم .

وقتی حضرت محمد (ص) برای او نامه ای فرستاد و او را به دین اسلام دعوت کرد . او نامه را پاره کرد .

بروزیه

او یک پزشک و جراح زبردست بود . انوشیروان او را به هند فرستاد تا درباره ی داروهای هندی تحقیق کند . وقتی او بعد از چند سال به ایران بازگشت با خودش کتابی آورد به نام کلیله ودمنه و آن را به فارسی ترجمه کرد .

انوشیروان

خسرو انوشیروان

یکی از پادشان ساسانی بود که جنگ های طولانی ایران و روم را به پایان رسانید . این صلح پنجاه سال طول کشید . او ارتش ایران را منظم کرد . اولین دانشگاه جهان را به نام جندی شاپور در هزار و پانصد سال پیش تاسیس کرد . او به دانش و هنر ، علاقمند بود .

بهرام گور

یکی از شاهان ساسانی بود که گورخرها از دست او در امان نبودند !.. او عاشق این بود که به شکار برود و گورخر شکار کند . برای همین به اور بهرام گور می گفتند .

مکانهاى مشهور در دوره ی ساسانیان

ایوان مدائن

ایوان مداین

شهر تیسفون را اردشیر ّاول (بابکان) به عنوان پایتخت ساسانیان برگزید. این شهر درکشور عراق امروزى قرار داشت. درآن شهرچند بناى بزرگ ساخته شد. مشهورترین آن کاخى است به نام طاق کسرا یا ایوان مدائن. هنوز ویران ههایى از این کاخ بلند موجود است.

جندی شاپور

گندى شاپور

شهرى بود که بزرگترین و مهمترین دانشگاه و بیمارستان را داشت. دانشمندان، پزشکان و بیماران از سراسر جهان به آنجا مىآمدند.

سقوط ساسانیان

شاهان ساسانى، فرماندهان سپاه، زمینداران و موبدان، طبقه ى اشراف محسوب می شدند. بقیه مردم مثل کشاورزان و صنعتگران از طبقه ى فقرا بودند.  بقی فقرا اجازه ی درس خواندن و پیشرفت نداشتند. ساسانیان ازمردم مالیاتهاىسنگین میگرفتند. مردم در سختى افتاده بودند. هر وقت هم که جنگ می شد باید در جنگ شرکت می کردند. اگر هم اسب داشتند باید به چاپارها قرض میدادند. اگر قایق داشتند باید دراختیار سپاهیان میگذاشتند. اگر به دستور شاهانساسانی گوش نمیکردند به ّشدت سرکوب میشدند. هر چه گذشت مردم از دست حاکمان ساسانى بیشتر ناراضى می شدند. ساسانیان هم هر روزضعیفتر می شدند. دریکدوره ى چهار ساله،وضعیت ساسانیان چنان به هم ریخت که دوازده پادشاه، پشت سر هم عوض شدند. ّ البته دو زن به نامهاى پوران و آذرمیدخت هم دراین ّمدت به پادشاهى ایران رسیدند. یزدگرد ّسوم آخرینشاه ساسانی بود. وقتی به ایران حمله شد، اوترسید و فرارکرد و در جایی پنهان شد. یک آسیابان پیر او را در حال خواب دید. بعد، براى اینکه لباسهاى گرانقیمت اورا به چنگ آورد ، او را کشت.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *