الان وقت زندگیست …

شعر احساسی الان وقت زندگیست

نمیدانم این ذهن هاست که خاطرات را در بند کشیده٬

یا گذشته ها مارا اسیر خویش کرده

حال اغلب٬قربانیست

و عجیب در گذر است

تا به گذشته ها برسد

و این ماییم که در جبر لیز خوردن زمان٬ بی هوا سر میخوریم

یا به قبلی که رفته و بعدی که نیامده ٬

همیشه درقصاص قضاوتی که چرا شد و چه میشود

مجازاتگر خویشیم٬

درمنظره الان

یک منه بیرنگیم و

منتظر معجزه رنگین کمان قبل از بارانی که نیامده

فرصتها را تشنه میکشیم٬

باید امروز

از چشمه خورشید

مشتی نور

برداریم و بپاشیم روی ساعت اکنون

تا دیگر تیک تیک نکند

بی حسی و پر از باور بودن بشود ثانیه ها

و از دکه ابر٬

باران بخریم تا بشوییم آینه روح را

کسی از روح پر از زنگارش

انتظار زندگی نخواهد داشت.

****باران ابراهیمیان****

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *