آیا هوش انسان از حیوانات بیشتر است؟

انسان قویترین موجود دنیا نیست. بزرگترین هم نیست. طولانی ترین عمر را هم بین موجودات ندارد، اما شاید باهوشترین موجود باشد. البته بین هوش انسان و حیوان خیلی هم فاصله زیاد نیست. مغز، اندامی بسیار با ارزش برای ادامه زندگی و رشد است. یک مغز برای فعالیت یک روز خود بیستدرصد از غذای که ما در روز میخوریم را لازم دارد. تا فعالیتهای بدن را زیر نظر داشته باشد. پس داشتن مغز خرج دارد! برخی جانداران مثل باکتریها، قارچها و گیاهان بدون نیاز به مغز زندگی و تولید مثل می‌کنند آنها در حقیقت مغز ندارند و بدون این آقا بالاسر، و فقط با کمک غریزه از پس همه کارهایشان بر می آیند.

آیا مغز به درد میخورد؟

بله، چون جانورانی که مغز دارند میتوانند خود را با شرایط جدید سازگار کنند. اکثر پستانداران در هنگام تولد نود درصد از مغز یک موجود بالغ را دارند؛ یعنی فقط باید ده درصد مغزشان رشد ‌کند. این میزان در انواع پستانداران متفاوت است؛ برای مثال مغز یک شمپانزه هنگام تولد ۵۴ درصد از حجم مغز دوران بلوغش را دارد. دلفینها ۵/۴۲ درصد و فیلها ۳۵ درصد از حجم مغز دوران بلوغ را در زمان تولد دارند. فیل حیوانی است که پس از انسان در طول زندگیاش بیشترین چیزها را یاد میگیرد. نوزاد انسان در بدو تولد فقط ۲۸ درصد از وزن مغز دوران بلوغ را دارد. انسانها همیشه فکر می‌کنند باهوشتر از دلفین هستند؛ چون کارهای بزرگی کردهاند، مثل اختراع چرخ، ساختن شهرها یا حتی به پا کردن جنگ و خیلی چیزهای دیگر. شاید دلفینها هم فکر کنند باهوشتر از انسان هستند و دقت، پاکیزگی و روش شکار کردنشان را دلیل این موضوع بدانند. اشکال کار اینجاست که ما هوش جانوران را در مقایسه با رفتار خودمان میسنجیم و هر چه آنها بیشتر شبیه ما رفتار کنند از نظر ما باهوشترند، ولی دانشمندان برای سنجش هوش حیوانات توانایی آنها را در حل مسئله آزمایش می‌کنند.

شمپانزه ها

شمپانزه ها

شمپانزه ها بیشتر از موجودات دیگر شبیه انسان هستند. با اینکه میزان فهم آنها خیلی کم است، ولی میتوانند از ابزار برای شکار استفاده کنند، غصه میخورند، سوگواری می‌کنند، عاشق میشوند و تشکر کردن را هم بلدند. فقط قادر نیستند با حرفزدن با انسان ارتباط برقرار کنند. طبق تحقیقات آنها میتوانند با زبان اشاره و تصویری ارتباط برقرار کنند. در آزمایشی از شمپانزهای به نام کانزی با روش تصویری سؤال شد که میتوانی کاری کنی سگ، مار را گاز بگیرد؟ او که تا آن موقع این جمله را نشنیده بود، سراغ اسباببازیهایش رفت و یک سگ و یک مار را پیدا کرد و مار را در میان دندانهای سگ گذاشت و با انگشت شصت خود سر مار را داخل دهان سگ فرو کرد. شمپانزهها مانند انسان قلقلکی هستند و احساس شوخطبعی هم دارند که چگونگی خنده شان آن را نشان میدهد هنگام بازی از یک تکه چوب و سنگ، عروسکی ساده درست می‌کنند و مثل بچه انسان آن را در آغوش میگیرند.

فیلها

فیلها

میدانید که فیلها حیوانات بزرگی هستند. پس توقع میرود که مغزشان هم بزرگ باشد، اما شکل ساختمان مغزی فیل غافلگیر کننده است. مغز آنها شبیه مغز انسان است و همکاری بین هوش وحل کردن مشکلات در فیلها و انسانها ساختار یکسانی دارد. فیلها خیلی احساسی هستند و خاطرات خود را فراموش نمی‌کنند. آنها خیلی خانواده دوست هستند و خیلی هم معاشرتی. وقتی یکی از آنها بمیرد تا صبح فردا بالا سر او می ایستند و سوگواری می‌کنند. فیلها برای دور کردن حشرات از شاخه های درخت کمک میگیرند یا با پاشیدن آب گل آلود به خود لایه محافظتی درست می‌کنند تا خنک بمانند.

دلفین

دلفین دماغدراز

مغز دلفین دماغ دراز از مغز انسان بزرگتر است. آنها گروهی شکار می‌کنند و به همنوعان آسیبدیدهشان کمک می‌کنند، حتی به انسانهای زخمی در آب کمک می‌کند و آنها را به سطح آب میآورند. دلفینها از هوش زیادشان برای ساختن بازیهای جدید بهره میبرند. یکی از بازیهای آنها این است که دایرهوار شنا کنند و در آب فوت کنند و حلقه هایی از حباب درست کنند. گاهی این حبابها را دنبال می‌کنند و گاز میگیرند تا حبابها بترکد.

زنبور عسل

زنبورهای عسل

زنبورهای عسل حشرات اجتماعی هستند. جمعیت آنها در یک کندو به سی هزار یا بیشتر میرسد. فقط یک زنبورعسل در مغزش ۹۵۰۰۰۰ تار عصبی دارد و یک کندو سه میلیارد نرون دارد. در صورتی‌که در مغز یک انسان بالغ فقط ده میلیون نرون وجود دارد. زنبورهای عسل در بازگشت به کندو، با حرکات موزون و حرکت دادن شاخکها به کارگران دیگر محل غذا را نشان میدهند. این زنبورهای با کفایت و با لیاقت میتوانند نقشه کلی کوتاهترین راهها را بین چند مسیر مختلف در مغزشان بکشند تا گم نشوند.

سنجاب

سنجاب خاکستری

سنجابها موجودات گیجی هستند. آنها بادام و بلوطها را دفن می‌کنند و فوری هم جای آنها را فراموش می‌کنند. که کجا گذاشته اند، این ظاهر ماجراست. سنجابی که دارد غذاهایش را مخفی می‌کند، میترسد سنجابهای دیگر او را ببینند و غذایش را بدزدند. پس او هم َد و آن طور وانمود می‌کند نمایش بازی می‌کند. زمین را میکند که دارد چیزی را دفن می‌کند. در صورتی‌که خبری از غذا نیست. با حقه بازی ساعتها مراسم دفن‌کردن بلوطها را نشان میدهد و ساعتها این حرکت را انجام میدهد تا زمانی‌که سنجابی مواظب او نباشد.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *