کوروش هخامنشی، پادشاهی نیک

کوروش، نخستین پادشاه سلسله‌ی هخامنشی در سال ۶۰۰ یا ۵۷۶ به دنیا آمد. مادرش «ماندانا» دختر آستیاگ یا ایشتوویگو آخرین پادشاه ماد و پدرش «کمبوجیه اول» شاه ایالت اُنشان (حوالی استان فارس امروزی) بود. در مورد دوران کودکی او داستان‌های زیادی توسط مورخان مختلف نقل شده که هرکدام به نوعی جنبه اسطوره‌ای و داستانی دارند و نمی‌توان به آن‌ها اعتماد کرد اما دانستنشان خالی از لطف نیست. یکی از این داستان‌ها که هرودوت، تاریخ‌نویس مشهور یونانی نقل کرده این‌گونه است:

کوروش

«پیش از ازدواج ماندانا با کمبوجیه، شبی آستیاگ خواب می‌بیند از دخترش آنقدر آب خارج می‌شود که تمام آسیا را فرامی‌گیرد. خوابگزاران خوابش را چنین تعبیر می‌کنند که دخترش فرزندی به دنیا می‌آورد که بر آسیا حکمرانی خواهد کرد. یکبار دیگر نیز پس از تولد نوه‌اش، خواب می‌بیند که از بدن دخترش ماندانا دختر تاکی می‌روید و تمام آسیا را فرامی‌گیرد. پس تصمیم می‌گیرد نوه‌اش  کوروش که آن موقع «آگراداتس» خوانده می‌شد، را از بین ببرد. او را به یکی از بستگانش به نام «هارپاک» می‌سپارد اما هارپاک چون نمی‌خواهد دستش به خون آن کودک آلوده شود، او را نزد چوپانی برده و از او می‌خواهد کودک را در کوه رها کند تا خوراک حیوانات درنده شود. اما همسر چوپان وقتی از ماجرا آگاه می‌شود اصرار می‌کند که کودکِ مُرده‌ی خودشان را به‌جای او در جنگل رها کند و به این ترتیب کوروش زنده می‌ماند. ده سال بعد زمانی که کوروش با کودکان بازی می‌کرده، به عنوان پادشاه انتخاب می‌شود و دستور می‌دهد پسر یکی از درباریان را با چوب بزنند. پدر آن طفل نزد آستیاگ شکایت می‌برد و آستیاگ با دیدن چهره کوروش کوچک، فوراً متوجه می‌شود که او کیست. وقتی از هارپاک ماجرا را می‌پرسد، از دست او بسیار خشمگین می‌شود. به بهانه زنده ماندن نوه‌اش مجلس بزمی ترتیب می‌دهد و برای انتقام از هارپاک، گوشت فرزندش را به عنوان غذا به خوردش می‌دهد! مذتی بعد، آستیاگ از خوابگزاران در مورد صحت خواب قبلی‌اش می‌پرسد و آن‌ها می‌گویند چون کودکان در بازی او را به عنوان پادشاه انتخاب کرده‌اند دیگر خطری برای آستیاک ندارد. پس آستیاگ کوروش را نزد پدر و مادرش به انشان می‌فرستد.»

نقاشی دوران کودکی کوروش اثر سباستیانو ریچی

نقاشی دوران کودکی کوروش اثر سباستیانو ریچی

 

البته همان‌طور که ذکر شد به‌جز نوشته‌های مورخان، هیچ منبع دیگری برای تآیید این داستان و دیگر داستان‌ها پیرامون کوروش وجود ندارد واز آن‌جایی شباهت زیادی به داستان‌های تولد دیگر شخصیت‌های تاریخی از جمله سارگن و موسی دارد، پس نمی‌توان مطمئن بود که واقعی است اما می‌توان چنین تحلیل کرد که مردم دوست دارند شخصیت‌های بزرگ تاریخی، داستان‌های اعجاب‌انگیز داشته باشند پس در طول سال‌ها و به علت نبود منابع مکتوب به تدریج این داستان‌ها به وجود می‌آیند. بعدها در مورد اسکندر هم چنین داستانی گفته می‌شود و در شاهنامه فردوسی هم ذکر شده است.

در مورد نام کوروش نیز محققان نظریاتی ارائه کرده‌اند؛ مورخانی مثل استرابون نام او را پارسی و به معنای «خورشید» دانسته‌اند. مورخان ایرانی در دوره اسلامی مثل مسعودی و ابوریحان بیرونی نام او را «کورُش»، «کِیرُش» و «کورِش» ذکر کرده‌اند. اما محققان معاصر معتقدند نام کوروش از زبان عیلامی گرفته شده و درواقع لقبی است که کوروش پس از رسیدن به پادشاهی برای خود برمی‌گزیند و نام اصلی او همانطور که ذکر شد «آگراداتس» بوده که پارسی است. گروهی نیز معتقدند نام کوروش از نام رود «کُر» که در جنوب پاسارگاد جاری است، گرفته شده است.

براساس گفته‌ی هرودوت، کوروش با «کاساندان» که شاهزاده‌ای هخامنشی بود ازدواج می‌کند و صاحب ۵ فرزند به نام‌های «کمبوجیه دوم»، «بردیا»، «آتوسا»، «آرتیستونه» و احتمالاُ «رکسانا» می‌شوند. هرودوت ذکر می‌کند که کاساندان نزد کوروش بسیار محبوب بوده و قدرت زیادی در دربار هخامنشی داشته، طوری که هنگام مرگش چندین روز عزای عمومی اعلام می‌شود. در سالنامه‌های بابلی نیز این مطلب عنوان شده است.

همسر کوروش کاساندان

همسر کوروش کاساندان

کوروش در سال ۵۵۹ پیش از میلاد به جای پدر، به حکومت اَنشان می‌رسد و پایتخت خود را به شهر شوش که از مهمترین شهرهای جهان باستان و پایتخت عیلامیان بود (پادشاهی عیلام در سال ۶۴۰قبل از میلاد توسط حکومت آشور نابود شده بود.) انتقال می‌دهد. پس از آن، کوروش تصمیم گرفت با حکومت بابل که در آن زمان تحت فرمان نبونعید بود روابط سیاسی برقرار کند. ۹ سال بعد یعنی سال ۵۵۰ پیش از میلاد، کوروش به طور علنی، اقداماتی علیه آستیاگ پادشاه ماد انجام داد و به وقوع جنگ میان آن‌ها انجامید. او توانست تعدادی از بزرگان مادی را با خود همراه کند و در نهایت توانست آستیاگ را اسیر کرده و حکومتش را ازان خود کند. منابع تاریخی ذکر کرده‌اند که کوروش آستیاگ را نکُشت بلکه او را به سرزمین هیرکانیا (گرگان امروزی) تبعید کرد.

پس از تسخیر ماد و سرزمین‌های تابعه، در سال ۵۴۵ پیش از میلاد کوروش در پی تحرکاتی که «کرزوس» پادشاه لیدیه از خود نشان داده بود و اقدام که جمع‌آوری سپاه کرده بود و همچنین از مصر کمک نظامی خواسته بود، کوروش نیروهایش را به سمت آسیای صغیر برد و با به‌کارگیری حیله‌های نظامی، در نهایت توانست در زمستان همان سال دژ شهر سارد پایتخت لیدیه را فتح کند و به تدریج تمامی آسیای صغیر را نیز به قلمروی خویش اضافه کند.

نقاشی کوروش جوان در نبرد اثر کلاد آودران

نقاشی کوروش جوان در نبرد اثر کلاد آودران

 

در مورد فتح سرزمین‌های شرقی مثل سُغد و خوارزم و افانستان و همنچین ارمنستان، در میان مورخان اتفاق نظر وجود ندارد و شرح زیادی نوشته نشده است اما با توجه به کتیبه داریوش و مطالعات باستان‌شناسی، احتمالاً اندکی پیش و پس از قتح لیدیه، فتح این سرزمین‌ها توسط کوروش صورت گرفته.

در سال ۵۳۹ پیش میلاد، کوروش و سپاهیانش به قصد تصرف بابل که پایتخت حکومت کلدانی ‌ها و مهمترین و ثروتمندترین شهر آن روزگار بود به سمت غرب حرکت کردند. پس از به آتش کشیده شدن شهر اوپیش و سپس تصرف سیپار، نوبت به شهر بابل رسید. در آن زمان نبونعید فرمانروای بابل بود. گروههای مختلفی از مردم از جمله یهودیان در بابل زندگی می‌کردند و از وضعیتشان بسیار ناراضی بودند. همچنین کاهنان معبد خدای مردوک نیز بخاطر بی‌توجهی‌های نبونعید به مردوک از وی ناراضی بودند. سپاهیان بابلی نیز به علت جنگ‌های طاقت فرسا در صحرای عربستان، توان مقابله با کوروش و پارسیان را نداشتند. همه‌ی این عوامل موجب شد که مردم، یهودیان و کاهنان بابلی کوروش را به دید منجی و نماینده‌ی خدای ببینند و با آغوش باز از او استقبال نمایند. به این ترتیب شهر بابل بدون هیچ‌گونه خونریزی فتح شد و طبق گزارش سالنامه‌ی نبونعید، در تاریخ ۲۹ اکتبر ۵۳۹ ق.م کوروش به بابل وارد شد.

نقاشی یهودیان در نزد کوروش بزرگ اثر ژان فوکه

نقاشی یهودیان در نزد کوروش بزرگ اثر ژان فوکه

 

پس از فتح بابل، کوروش به یهودیان اجازه می‌دهد به اورشلیم بازگردند و آن‌جا را همچون گذشته آباد کنند. البته احتمالاً این اقدام برای خودش نیز دارای نفع بوده؛ زیرا اورشلیم تبدیل به منطقه‌ای حایل بین ایران و مصر شده و بعداً میتوانست از آن‌جا به عنوان پایگاهی برای فتح مصر استفاده کند.

بازسازی اورشلیم به دستور کوروش-کتاب مقدس عزرا

بازسازی اورشلیم به دستور کوروش-کتاب مقدس عزرا

 

آخرین نبرد کوروش که بنابر شواهد تاریخی و باستان‌شناسی در سال ۵۳۰ ق.م در مناطق شمال شرقی و با اقوام چادرنشین ماساگت‌ها رخ داد، سبب مرگ وی شد. در مورد مرگ کوروش نیز همانند تولدش، داستان‌های بسیاری گفته شده و هیچکدام را نمی‌توان کاملاً پذیرفت اما مشهورترین داستان که توسط هرودوت نقل شده این است که کوروش در این نبرد به وسیله ملکه ماساگت‌ها «تهم رییش» کشته شده و سرش از بدنش جدا شده است.

چیزی که تقریباً همه محققان روی آن اتفاق نظر دارند، محل دفن کوروش است. آرامگاهی ساده و باشکوه در نزدیکی مرودشت امروزی که در کنار کاخ پادشاهی کوروش قرار گرفته است.

مقبره کوروش در پاسارگاد

مقبره کوروش در پاسارگاد

کوروش پیش از آخرین لشکرکشی، پسرش کمبوجیه را به عنوان وارث تاج و تختش انتخاب کرده بود. کمبوجیه پیش از آن، مدتی به عنوان «شاه بابل» گمارده شده بود و عملاً جانشین پدرش نامیده میشد.

فرشته نگهبان بالدار

فرشته نگهبان بالدارفرشته نگهبان بالدار

تنها میراث باقی مانده از کوروش مجموعه کاخ‌های پاسارگاد و منشور وی که در بابل کشف شده، می‌باشند. مشهورترین نقشی که در کاخ پاسارگاد باقی مانده، نقش انسان بالدار است که عده‌ای آن را منتسب به کوروش می‌دانند اما تحقیقات جدیدتر نشان داده که این نقش نمی‌تواند نقش کوروش باشد بلکه احتمالاً فرشته نگهبان کاخ است.

منشور کوروش

منشور کوروش

منشور کوروش نیز سندی است که در ۴۵ سطر نحوه تسخیر بابل و فرمان‌های کوروش را به خط میخی و زبان بابلی شرح داده است.

از شخصیت کوروش در طول تاریخ تا به امروز، در نزد همه مردمان به نیکی یاد شده است. کتاب‌های بسیاری در مورد وی و کارهایش نوشته شده و بسیاری از تاریخ نگاران از او به عنوان پادشاهی نیک یاد کرده اند. ابوریحان بیرونی کوروش را همان کیخسرو (شاه کیانی، وسر سیاوش و نوه کیکاووس) دانسته. تعدادی از مورخان اسلامی کوروش را ذوالقرنین (پادشاهی که در قرآن از او یاد شده) دانسته اند. کوروش در نظر یهودیان دارای جایگاهی بلندمرتبه است. در مجموع می‌توان گفت نام کوروش به عنوان پادشاهی خوب در طول تاریخ درخشان خواهد بود.

نویسنده: انسیه یعقوبی

مطالب مرتبط

۲ دیدگاه‌

  1. آذر ۲۳, ۱۳۹۶

    […] کوروش هخامنشی، پادشاهی نیک […]

  2. آذر ۲۳, ۱۳۹۶

    […] کوروش هخامنشی، پادشاهی نیک […]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *