چطور مخ پدر و مادرمان را بزنیم

اگه میخوایدیه حیوون خونگی یا یه بازی ویدیویی یا موبایل داشته باشید یا اگه دوس دارید برید سینما و یه فیلم خوب بینید باید ثابت کنید که مسئولیت پذیرید و میتونیدکارهاتون رو مدیریت کنید.پس بیاید راه های ثابت کردنش رو با هم یاد بگیریم.

مراحل:

به پدر مادرتون بگید که چی میخواید.

  • ۱-به پدر مادرتون بگید که چی میخواید.

اگه شما کاری انجام میدید و بعدش به پدر مادرتونمیگید ” میشه من به فلان جا برم” اونها احساس میکنند که دارید سوء استفاده میکنید.پس اول بهشون بگید که چیمیخواید و بعد در عوضش کاری انجام بدید.

کاری رو در خونه انجام بدید و نشون بدید که از کارهای خونه فراری نیستید.

۲-کاری رو در خونه انجام بدید و نشون بدید که از کارهای خونه فراری نیستید.

سعی کنید کاری رو در خونه انجام بدید که قبلا انجامش ندادید مثل شستن ظرفها، تمیز کردن قفس حیوون خونگیتون، بردن آشغال ها دم در خونه، یا بردن سگتون بیرون برای گردش، لباس شستن، تا کردن لباس ها، گردگیری کردن، شستن و تمیز کردن پنجره ها، تمیز کردن دسشویی، ضدعفونی کردن کانتر آشپزخونه و غیره.

سعی کنید که کارهای فوق برنامه مدرستون رو انجام بدید و سخت مطالعه کنید و نمره های خوب بگیرید.

  • ۳-سعی کنید که کارهای فوق برنامه مدرستون رو انجام بدید و سخت مطالعه کنید و نمره های خوب بگیرید.

این امر نشون میده که شما میتونید بین مدرسه وخونهتعادل برقرار کنید.

سعی کنید کلمات بچه گانه مثل "اوممم" رو به کار نبرید

  • ۴- سعی کنید کلمات بچه گانه مثل “اوممم” رو به کار نبرید

  • چون این کلمات نشون میدهکه هنوز بچه اید. به جاش کلمات رسمی تر و ادبی تر به کار ببرید مثلا به جای کلمه غلط بگید نادرست یا اشتباه و غیره.
  • از چیزهایی که دوس ندارید فاصله بگیرید
  • ۵- از چیزهایی که دوس ندارید فاصله بگیرید.

از جمع های بد مدرستون دور باشید. برنامه های تلویزیونی که پدر مادرتونازشونمتنفرن رو نگاه نکنید. شما هم اون برنامه ها رو بی ارزش بدونید و تاییدشون نکنید. این نشون میده که شما به عقایدشون اهمیت میدید و فقط به راه خودتون نمیرید.

برای خوشامد گویی به بیرون از اتاقتون برید یا یه کار مثبتی انجام بدید.

  • ۶-برای خوشامد گویی به بیرون از اتاقتون برید یا یه کار مثبتی انجام بدید.

چیزهایی کوچک مثل اینها به پدر مادرتون نشون میده که چقدر مسئولیت پذیر هستید.

سعی نکنید که اونها رو با حرف های خیلی قلمبه سلمبه تحت تاثیر قرار بدید

  • ۷-سعی نکنید که اونها رو با حرف های خیلی قلمبه سلمبه تحت تاثیر قرار بدید اونها ممکنه فکر کنن که دارید پز میدید و مسئولیت حرفاتون رو به عهده ندارید.

نشون بدید که از پس کارهای خودتون برمیاید.

اگه پدر مادرتون خسته از سر کار اومدن خونه اذیتشون نکنید که حتما براتون شام بپزند.

  • ۸-اگه پدر مادرتون خسته از سر کار اومدن خونه اذیتشون نکنید که حتما براتون شام بپزند.

  • خودتون براشونشام درست کنید. (واسه هر چیزی زمانی و مکانی هست…به محض این که از خواب بلند شدن شروع نکنید به گفتن برنامه های جدیدی که با دوستاتون سرهم کرددید).
  • وقت شناس باشید.
  • ۹- وقت شناس باشید.

اگه زمان خاموشی خونتون ساعت یازده هس ساعت ده و نیم خونه باشید. اگه مدرستون ساعت هشت شروع میشه به جای بیدار شدن ساعت هفت و نیم، ساعت شش ونیم بیدار بشید. نباید به پدر مادرتون برای با دوچرخه رفتن التماس کنید. راجع به همه اتفاق ها از پیش بهشون بگید.

به پدر مادرتون اطمینان بدید که تمام کارهای روزانتونرو انجام میدید و تنبلی نمی کنید.

  • ۱۰- به پدر مادرتون اطمینان بدید که تمام کارهای روزانتون رو انجام میدید و تنبلی نمی کنید.

این به پدر مادرتون نشون میده که شما از پس هر چیزی که بخوایدمیتونید بر بیاید.

اگه موبایل میخواید نشون بدید که جاهای بیشتری نسبت به قبل میرید و لازمه که بیشتر در دسترس باشید.

  • ۱۱- اگه موبایل میخواید نشون بدید که جاهای بیشتری نسبت به قبل میرید و لازمه که بیشتر در دسترس باشید.

  • به پدر مادرتون بگید که مسئولیت پذیرید و فکر میکنید که به سنی رسیدید که بتونیدبه جایی که میخوایدبرید.
  • ۱۲- به پدر مادرتون بگید که مسئولیت پذیرید و فکر میکنید که به سنی رسیدید که بتونیدبه جایی که میخوایدبرید.

نکات:

 

  • – اگه پدر مادرتون میگن که میخوان برن و راه پله ها رو بشورند شما بگید نه نگران نباشید خودم انجامش میدم. پیشنهاد انجام دادن این گونه کارها برای اونها بهشون نشون میده که چقدر دوستشون دارید.
  • – اتاقتون رو تمیز کنید و اسباب بازی ها و حیوونات بازی و چیزهایی که در بچگی داشتید رو دور بندازید و نشون بدید که بزرگ شدید و حالا جای بیشتری برای مطالعه نیاز دارید.
  • – به پدر مادرتون بگید که پول چیزی رو که میخواید بخرید خودتون پرداخت می کنید. این اونها رو متعجب میکنه که چقدر بزرگ شدید.
  • – اگه خواهر یا برادر دارید باهاشون دعوا نکنید تا پدر مادرتون ببینند که چقدر بزرگ شدید.
  • – اگه برای چیزی بهتون میگن نه ناراحت نشید و دوباره سعی کنید که راضیشون کنید.
  • – اگه همیشه مسئولیت پذیر نیستید ولی دارید تلاش می کنید کهبهشون ثابت کنید که مسئولیت پذیر هستید بهشون بگید که دارید سعی می کنید که مسئولیت پذیریتون رو افزایش بدید و اطمینان بدید که میتونید از پس مسئولیتتون بر بیاید.
  • – بدون این که پدر و مادرتون بهتون بگن مسئولیتتون رو انجام بدید. چمن حیاطتون رو بزنید، ظرف ها رو بشورید، اتاقتون رو تمیز کنید، لباس هاتون رو بشورید، آشغال ها رو بیرون ببرید و به جزییات توجه کنید بدون اینکه پدر مادرتون چیزی بگن.
  • – بارها و بارها تقاضاتون رو تکرار نکنید. اصرار زیادی خیلی بده.
  • – برای انجام کاری تعارف الکی نکنید تا چیزی رو که میخواید در عوضش به دست بیارید. و اگه اون چیز رو به دست آوردید اون کاری که قول دادید رو واقعا در عوضش انجام بدید وگرنه پدر مادرتونمیفهمن که شما فقط داشتید تعارف می کردید تا چیزی که میخواید رو به دست بیارید.
  • – همیشه به جنبه های مثبتی که برای رفتن به بیرون و خریدن چیزی در بیرون اتفاق می افته فکر کنید و وقتی پدر مادرتون ازتون میپرسن که چرا میخواید برید فلان جا یا فلان چیز رو بخرید جواب های خوب و قانع کننده ای داشته باشید.
  • – با گفتن جملاتی مثل ” من همه کارهام رو امروز انجام دادم ” پز ندید. در نهایت اونها متوجه میشن و برای انجام دادن آن تا حد زیادی بهتون پاداش میدن.
  • -اگه اخیرا با پدر مادرتون بحث و دعوا راه انداختید معذرت خواهی کنید. این امر، پشیمان و شرمنده شدن و به عهده گرفتن مسئولیت کارتون رو نشون میده که باعث میشه پدر مادرتون خوشحال بشن.
  • – سعی کنید در کارهای خونه بهشون کمک کنید و وقتی که کمکی ازتون میخوان نادیده نگیرید و انجامش بدید.
  • – کارهایی رو که تو خونه میتونید انجام بدید رو خودتون پیشنهاد بدید و وقتی که غذا میخورید ازشون تشکر کنید.
  • – سعی کنید بهشون بگید که چقدر تلاش می کنید در آینده هم مثل الان مسئولیت پذیر باشید.
  • – اگه یه حیوون خونگی دارید و همیشه مراقبش نبودید از الان به طور مرتب بهش رسیدگی کنید. اگه مادرتون خسته از کار میاد خونه بهش در کارهای خونه کمک کنید.
  • – برای داشتن چیزی بارها و بارها تقاضا نکنید.

اخطار:

 

  • – وقتی پدر و مادرتون میگن که مسئولیت پذیر نیستید شکایت نکنید و غر نزنید. اگه بهشون ثابت کنید که مسئولیت پذیر هستید سازنده تره. اینو بدونید که همیشه عمل بهتر از حرفه. به قول معروف دوصد گفته چون نیم کردار نیست.
  • – اگه مسئولیت کاری رو به عهده دارید خوب مدیریتش کنید و از پسش بر بیاید. اگه یه حیوون خونگی دارید اونقدرازش خوب مراقبت بکنید تا نشون بدید که میتونید یکی دیگه هم داشته باشید. مثلا اگه یه سگ و یه ماهی دارید و دوس دارید یه پرنده هم داشته باشید به بهترین نحوی که میتونید از ماهی و سگتون مراقبت کنید و باهاش بازی کنید.
  • – ناله و غر زدن هیچ وقت کمکتون نمیکنه.
  • – قبل از اینکه چیزی رو بفروشید از پدر و مادرتون راجع بهش سوال کنید.

مقالات مرتبط:

چگونه اعتماد والدینمان را به دست بیاوریم

مطالب مرتبط

۳۳ دیدگاه‌

  1. فرشاد گفت:

    طرح چنیت مباحثی رو به صلاح نمی دونم و و مطرح شدنش رو اشتباه می دونم.

  2. h گفت:

    من یه گوشی دارم حالا میخوام یه بهترشو داشته باشم چیکار کنم؟این روشایی که گفتی کار نمیکنن

  3. kiana گفت:

    من همه ی این راه هارو امتحان کردم فایده ای نداره خسته شدم ????????

  4. Mohammad گفت:

    نا سلامتی مامان بابای آدمن اضرائیل نیستن که اینقدر سخت بگیرن

    • علی گفت:

      پدر ندارم ازش هم صحبتی نمیکنم از پدر زیاد میونه ام خوب نبود
      اما با مادرم زیاد خوب نیست
      ی خواسته دارم نمی تونم بهش بگم
      با داییم که روابطم خوبه روم نمیشه بهش بگم
      چکار کنم نه بابام قدر بابام قدرمو دونست نه مادرم
      به نظر شما چکار کنم تک فرزندم هستم
      فقط با داییم رفیقم اما روم نمیشه بهش بگم

  5. Rosha گفت:

    برو بابا مگه به این چیز هاست؟. شب براشون شام بپذی برات موبایل بگیرن!!! ????????

    • رضا 17 گفت:

      منم پدر و مادرم حساسن.درسم زیاد تعریف نداره.من ی گوشی core rime داشتم اونم خراب شد و خیلی هنگ میکرد.انداختمش سطل آشغال.خانوادم به بهونه ی اینکه تو درس نمیخونی میخوان که برام گوشی نگیرن.خیلی بخاطر گوشی گریه کردم و هی اسرار کردم به پدرم ولی انگار نه انگار.ی دوچرخه ازش خواستم ۳ سال طول کشید برام بخره و بعد اینکه خراب شد،۴ سال طول کشید تا درستش کنه.تو زندگیم سختی زیاد کشیدم و دوست ندارم همش به بهونه اینکه درس نمی خونم،برام گوشی نگیرن.منم دوست دارم گوشی داشته باشم.مثل همسن و سالای من.من ۱۷ سالمه هنوز گوشی ندارم دیگه خسته شدم.این مطلبایی که نوشته شده توواین سایت ی نوع حمالیه.وگرنه با شام درست کردن پدر و مادرا گول نمیخورن.الانم با گوشی بابام اومدم تو این سایت تا مثلا بابامو راضی کنم ی جوری برام گوشی بخره.دیگه گوشی داشتنم برام شده مثل ی حسرت.دیگه سرتونو درد نیارم.شرمنده.دلم پره

  6. yeganeh گفت:

    بابا نمیشه مامان من خودش روانشناسه نمیشه تا این. کار ها رو میکنم میفهمه یه چیزی میخوام

  7. mwri گفت:

    نکات خوبی بود فک کنم خیلی بهم کمک کنه مرسییی D:

  8. Ami گفت:

    راضی نمیشن برم مهمونی…

    الکی واسه من ادا غیرتیارو در میارن مگ با ی ساعت خونه دوستم بودن چی میشه..

  9. ارشیا گفت:

    سلام من گواهی نامه رانندگیمو گرفتم ولی مامان و بابام بهم اعتماد تدارن میگن بچه ای و میری تصادف میکنی فگر میکنن عقلم کمه و من بگم که داتشجوی مهندسی عمرانم و ۱۹ سالمه چی کارشون کنم تورو خدا بدادم برسید

  10. محمد حسین قربانی گفت:

    سلام
    من احساس میکنم همین متنو هم یه پدرو مادر نوشتن ?

  11. مهدی صالحی گفت:

    محمد حسین قربانی دقیقا درست گفتین من بهتون یک راهی نشون میدم که همیشه کار میکنه وقتی ازتون چیزی خواستن انجامش بدین و اگر چیزی مثل لپ تاپ که گرونه میخواین ( مثلا ۱۰ ملیون ) بهشون بگین و زیاد تکرار نکنین مثلا ۲ روز ی بار و صبر کنین این کار در دراز مدت اثر میکنه ایناییم که بالا گفته بود همش چرت بود ی راهم این هست که از قبل برای ی موفقیتتون خودتون با والدینتون توافق کنین این بهترین و سخت ترین راهه این ۳ تا عملی که من گفتم انجام بدین موفق میشین
    من خودمم ۱۸ سالمه فکر نکنین پدرم

  12. alisina 15 old گفت:

    حتما بخونید زندگی تون عوض میشه از اول تا اخر سایتو خوندم اما یه نظر که توجهمو جلب کنه ندیدم منم مثل همه شما گوشی ندارم یه تبلت مال قرن بی سر وسامانیان داشتمممم که تموم شد و رفت. اهل چت و مخ زدن و … نیستم و خوشم نمیاد اصن چرته همش فکر هم نکنید مذهبی هستم و نمازامو کامل میخونم و…
    من هفته دوم که ps4 اومد دلم میخواست و بچه بودم موبایل حالیم نمیشد هر چی گریه میکردم و … نمیشد که نمیشد فکر میکردم بد بخت ترینم تا اینکه یه روز تو ماشین بابام در راه مدرسه رادیو ایران یه ایه از قرانو ترجمه کرد که دقیق یادم نیس ولی تقریبا میشد (چه کسی بهتر از خدا برای توکل) به دایی عمو و … گفته بودم که پدر مادرمو راضی کنن برام ps4 بگیرن اما اصن نمیشد تا اینکه به عمم گفتم و کم کم داش بابامو راضی میکرد اما از اون صبح تو ماشین اون ایه یادم وند و به عمم گفتم دیگه نمیخوام راضیش کنی بسه خسته شدم اونم گف باشه چه بهتر و فقط به خدا گفتم من به هیچ کس نمیگم خودت بهم ps4 بده هفته بعد تولد داداشم(سه سال از من کوچک تر ) بود خالم اومد و به مامانم یه نظر داد که از این بازی های حرکتی جلوی دوربین ارزون براشون بگیر از این چرت و پرتا مامانم هم به داییم که خیلی اهل کنسول بود گفت برو بیرون و بهترینشو براشون بگیر من که خبر نداشتم صبح داییم منو بیدار کرد گفت پاشو بریم کنسول بگیریم راستشو بخوایین اون موقع معنی کلمه کنسول رو هم نمی فهمیدم رفتیم توپ خونه (رو به روی سازمان مخابرات ایران ) دیدم رو سر در همه مغازه ها نوشته ps4 xbox one اما انتظار نداشتم معنی کلمه بهترین کنسول ps4 باشه من تنها رفتم تو پاساژ و به ps4 ها و لوازم و گیم هاش با حسرت زیاد نگا میکردم و خدا گفتم کی منم میتونم داشته باشم و اشکم در اومد داییم که تو یه مغازه بدون اینکه خودش بخواد دور از چشم من ps4 رو با دو دسته از یکی از این مغازه ها خریده بود و تو نایلون مات از مغازه در اومد و دست منو گرفت با گریه از اون بهشت (مغازه های کنسول) جدا کرد رفتیم خونه رفتم تو اتاقم درو قفل کردم با چشما ی خیس خوابم برد بیدار شدم دیدم از تو پذیرایی صدای اهنگ و شادی و مهمون ها میاد گفتم الان هم کلی از تولد عقب موندم رفتم بیرون و صحنه ای رو دیدم که تا دو دقیقه فکر می کردم هنوز خوابم همه بچه های فامیل با داداشم داشتن با هم gta v اونم تو ps4 بازی میکردن اولش گفتم الکیه رفتم تو اتاق همه فامیلامون گفتن این چرا اینجوری کرد بعد اومدن منو با ناز کشیدن بیرون بازم همون صحنه رو دیدم این دفعه بازم رفتم تو اتاق اول خدا رو شکر کردم از ته دل بعد هم رو مبل نشستم و gtav و تلوزیون برام مهم نبود تا ده دقیقه از دور فقط داشتم به ps4 نگا میکردم به اون چراغ ابی که از وسطش رد میشه به اون طراحی که هیچ کنسولی نداره اخه اولین بار بود از نزدیک می بینمش بعد هم رفتم با بچه های فامیل دست دادم همون لحظه بابام هم اومد با کیک تولد وارد شد گفتم الان میخواد بیاد اینو بر داره از پنجره بندازه پایین رفتم جلوش نشستم بابام نبیندش اما دیدم اومد به داییم گفت چند خریدی اونم گفت ۲ ملیون اون لحظه باید منو می دیدید حس میکردم رو ابر ها دارم راه میرم نمیتونستم جولی اون همه ادم گریه کنم رفتم تو اتاق و همزمان با شکر خدا داشتم گریه میکردم . که بابام اومد گفت چی شده حرف نزدم گفت تو مدرسه کسی کاری کرد باز حرف نزدم اخر اشکامو پاک کرد گفت بیا اون ور منم رفتم انگار که نه انگار الانم که نزدیک پنج ساله ps4 دارم با ۲۰ تا بازی محبوب اورجینال(وضع مالی مونم تعریفی نداره) بعدا فهمیدم داییم تو مغازه ps4 خریده جای اون کنسول حرکتی اولش فکر میکردم هم ps4 دارم هم اونو
    سرتونو درد اوردم خلاصه شما از خونه فرار کنید ، گریه کنید ، داد بزنید ، تحدید کنید نمی تونید به چیزی برسید
    اول از ته دل توکل به خدا بعد تلاش برا رسیدن بهش منم خودم کلی گناه دارم ولی توکل به خدا کافر و مومن نمیشناسه توکل کنید الانم برا mate 10 pro توکل کردم و دارم براش تلاش می کنم برام دعا کنید در حد یه صلوات
    همین الان یه صلوات برام بفرستید اگه این مطلب مفید بود براتون بفرستید
    امتحانش ضرر نداره فقط یه توکله به کسی که همیشه باهاتونه نه فقط موبایل و… برا چیزای بزرگ تر از الان توکل کنید جوری بهش می رسید خودتون هم باورتون نمیشه من تجربه کردم
    امتحان کنید منم دعا کنید

  13. Hasan گفت:

    من دلم می خواد یک گربه به عنوان حیوان خانگی داشته باشم اما پدرم قبول نمی کنه چیکار کنم پدرم خیلی سخت گیره

  14. saba گفت:

    من سگ میخوام مامانم میگه تو ی خونه دستشویی میکنه ولی سگ هایی که من میخوام همه جای دستشویی شون رو بلدن! به بابام میگم ارزونه میگه بحث پول نیست جا نداریم :/ خیلی بد قولن! روش شماهمیشه بدرد نمیخوره ! غذا پختن!هه! مامان من اجازه نمیده!راس ۱۰ و نیم خونه باشید!هه!من اصلا تاحالا بدون اونا بیرون نرفتم! میخوام هرچه زود تر مستقل شم و هرچی میخوام بخرم

  15. رضوان گفت:

    مادر پدرای الان مادر پدراییونیستن که شما تو خونشون بزرگ شدید.همونطوری که میگید بچه های این دورو زمونه تغییر کردن پدرو مادر هاهم تغییر کردن و همیشه برای خواسته های ما خودشونو ناز میکنن اخرم با کلی منت کشی راضی نمیشن .باید میدادید این مطالبو یه فرد نوجوان که رابطه خیلی خوبی داره با خانوادش و خانوادش به خواسته هاش اهمیت میدن راز موفقیتشو مینوشت.وگرنه این مطلب مطمعنا توسط یه روانشناس نوشته شده که با پدر مادر های اون دوره سروکله میزنه و ما هم به پدر مادرا هر چی میگیم میگن ما اونموقع ها رومون نمیشد فلان کنیم اونوقت شما اینو به ما میگید.
    لطفا یه نوجوان شاد و بی دغدغه پیدا کنین که کمک سایتتون به ما تضمینی باشه

  16. آناهیتا گفت:

    مرسی از راهکار هاتون بچه ها توروخدا برای منم دعا کنید بابام راضی شه رشته ای که میخوام رو ادامه بدم توروخدا جون بهترین عزیزتون منم برای همه اونایی که نظر گذاشتن دعا کردم
    خانواده های قدیمی نمی تونن درک کنن که یه دختر فوتبال بازی کنه برای همین دیگه نمی زارن توی تیم شهرمون بازی کنم لطفـــــــــــــــــــــــــــــــــــا برام دعا کنید خواهش می کنم

  17. آرمینا گفت:

    سلام من خیلی دوست دارم که سفرهای خارج کشور برم ولی پدر و مادرم موافق نیستن وقتی حرف از طبیعت و شرایط خارج کشور میزنم تخریب شخصیتی میشم که نوجوونم و بلند پرواز ولی واقعا حس میکنم توی این مملکت که هر روزش یه بلای جدید سرش میاد اینده ندارم بحث پول هم نیست پدرم خارج رفتنو انداخته توی کله ام و حالام میخواد بپیچونتش که الکی بود و تهش هیچی نیست با اینکه خودش له له میزنه برای خارج رفتن لطفا یکی کمکم کنه

    • nojavanshad گفت:

      سلام
      بیین اگه میخواهی خارج بری، اول باید مسیر آینده ات را روشن کنی، یعنی مثلا تصمیمت را قطعی کنی که توی چه رشته ای دوست داری درست را بخونی ، مثلا اگه علاقه به کار در زمینه ماشین و طراحی اون داری بهتره روی کشور آلمان متمرکز بشی.
      خب وقتی تصمیمت راقطعی گرفتی بدون سر و صدا و جر و بحث با پدر و مادرت شروع کن زبان اون کشور را بخونی، باور کن که اگه زبان اون کشور را خوب یاد بگیری ۹۰ درصد راه برات مشخص میشه و به راحتی میتونی با مراکز آموزشی اون کشور ارتباط برقرار کنی

  18. نازنین گفت:

    فک کنم اینو یه روانشناس والدین پرست نوشته که نوجوون هارو مجبور کنه به حمالی..مطالب چرتی بود مادر و پدرای این دور و زمونه خودشون ختم این کاران با این چیزا سیاه نمیشن

  19. mr.moreso.pcl@gmail.com گفت:

    تا قبل از این متن فکر میکردم مخ زدن یه کار زیرکانه و جالبیه

  20. ناشناس گفت:

    من سگ میخوام چیکار کنم با غذا پختن و حمالی کردن راضی نمیشن که

  21. Mahan گفت:

    من میخوم پدر و مارم را گول بزنم تا برام بازی کالاف بلک اپس۴بخرند دعا کنید. ای خداوند بزرگ خوتم به من نگاه کن و ارزوی من را بر اورده کن😌😔به امید خدا وند بزرگ

  1. مهر ۲۴, ۱۳۹۷

    […] چطور مخ پدر و مادرمان را بزنیم […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *