چطور اولین داستان خود را بنویسیم ؟

علاقه به نویسندگی داری میخوای امسال تابستون اولین داستان را بنویسی . این مقاله به تو کمک میکنه تا اولین داستانت را بنویسی .

با کلمه های ساده شروع کنین

۱-با کلمه های ساده شروع کنین

سادگی بهترین راه برای شروعه. مسلما شما به لغات درست بکار برده شده ی زیادی نیاز دارین، می تونین از کلمات زیادی استفاده کنین اما این کار باعث دور شدن خواننده میشه. پس با لغات کم و کوچیک شروع کنین. از یه لغت دهن پر کن استفاده نکنین، صرفا به خاطر اینکه تلفظش قشنگه. به جاش سعی کنین طوری بنویسین که هر کسی که متن شما رو می خونه بتونه بفهمه که دقیقا شما چی می خواستین بهش بگین. نه چیز بیشتر و یا حتی کمتر ازین.

 

۲-در ابتدای کار سعی کنین از جمله های کوتاه استفاده کنین

جمله های کوتاه رو راحت تر میشه فهمید و خواناتر هم هستن. این به این معنی نیست که شما همیشه نمی تونین یا نباید جمله های بلند بنویسین. بلکه منظورمون اینه که خواننده می تونه بدون توقف جمله های ساده رو بخونه و درک کنه.

به این جمله ی طولانی و عصبی کننده نگاه کنین. این جمله توی مسابقه ی بد نوشتن رتبه ی دوم رو به دست آورده. تعجبی نداره که چرا عنوان نوشته ی بد بهش داده شده. این جمله با اصطلاحات دست و پا شکسته و مبهم درست شده و خیلی طولانیه:

“اگه، در حالی که، مکر شما قابل محاسبه کردن بود برای این که دوباره تکرارش نکنین، توجیه، نظریه های شبه علمی، خرافات، مقامات جعلی و طبقه بندی به عنوان تلاش ناامیدانه ای برای عادی کردن اختلال در بحثی در مورد تقسیم که ادعاهای منطقی و روشن فکران رو نقض می کنه به خاطر ماهیت متهم کنندش.”

اجازه بدین که فعل ها کار واقعیشون رو انجام بدن

۳-اجازه بدین که فعل ها کار واقعیشون رو انجام بدن

افعال مهم ترین بخش های جمله ها هستن. اون ها معنی یه فکر رو به دیگری منتقل می کنن. همچنین اون ها به نویسنده کمک می کنن که به درجه ی بالایی از دقت و درستی برسن.

حواستون به افعال دشوار باشه. فعل های ربطی و کمکی با اینکه خیلی از جاها لازمه ولی توی معنی جمله خیلی تاثیر نداره. پس در جایی که نیازه یه فعل مناسب تر به جای این افعال بذارین

به جای استفاده از جمله ی مجهول ،از جمله ی معلوم استفاده کنین.

جمله معلوم: ” گربه استادش رو پیدا کرد.” اینجا گربه داره کار رو انجام میده، پس باید بگین اون موفق شد استادش رو پیدا کنه.

جمله مجهول: ” استاد توسط گربه اش پیدا شد” . توی این جمله گربه در واقع نقشش توی جمله کمرنگ شده. اینطوری پیدا شدن استاد مهمه نه پیدا کردنش توسط گربه.

۴-سعی کنین بیش از حد صفات رو به کار نبرین

نویسنده های مبتدی ممکنه دوس داشته باشن که خیلی از صفت ها استفاده کنن. صفت ها مشکلی ندارن اصلا ولی گاهی اوقات دیگه ممکنه زیادی و مبهم باشن- بنابراین فهمیدنشون سخت میشه- نسبت به بقیه ی بخش های نوشته. پس فکر نکنین برای این که هر اسمی رو توصیف کنین باید یه صفت هم قبلش بیارین.

بعضی وقتا صفت ها اضافی ان. به این جمله نگاه کنین ” دیدم که او آخرین مهره اش را برداشت و اون رو پایین گذاشت و شاه رو مات کرد و پیروزی موفقیت آمیزش رو قطعی کرد. ” مگه کدوم پیروزی موفقیت آمیز نیست؟ پس در این جمله صفت چیزی رو بیان کرد که ما از قبل هم می دونستیم. بنابراین کمکی توی درک ماجرا به خواننده نکرد.

وقت های دیگه، صفت های نویسنده ها ممکنه کاملا مبهم باشه. ” اون یه دشمن تواناس” جمله ایه که نه مناسبه و نه شدنیه. لغت توانا یعنی قدرتمند و استفاده از لغت قدرتمند به جای توانا می تونه معنی جمله رو قابل درک تر کنه.

دانش آموز کلمات باشین

۵-دانش آموز کلمات باشین

همیشه یه فرهنگ لغت همراه خودتون داشته باشین. هر وقت به کلمه ای برخوردین که معنیشو نمی دونستین، توی اون دنبال معنیش بگردین. اگه علاقه ای به چیدا کردن ریشه ی کلمه ها ندارین، خیلی سخته که بخواین اسم خودتون رو نویسنده بذارین. همچنین سعی کنین از کلمه های خاص خودتون کم استفاده کنین. اینکه شما معنی بعضی از واژه های سخت رو می دونین دلیلی برای این نمیشه که بخواین ازشون استفاده کنین.

ریشه کلمه ها رو در بیارین. ریشه ی کلمات بهتون کمک می کنه که بتونین بدونین نگاه به فرهنگ لغت معنی بعضی از کلمه های نامفهوم رو در بیارین.

۶-چیزی که منظور خودتون هست رو بنویسین

خیلی از مردم دوس دارن کلماتی که به کار می برن رو یه کم عجیب و غریبش کنن. اغلب اوقات، وقتی گیر کردیم و نمی دونیم از چه کلمه ای استفاده کنیم، بهش شاخ و برگ می دیم و یه کلمه ای که تقریبا خوب باشه رو به جاش می نویسیم. استفاده از این روش توی مکالمات روزانمون می تونه مفید باشه اما توی نوشتن ما رو به دردسر میندازه.

اول به خاطر اینکه زمینه ی اجتماعی وجود نداره. نویسنده نمی تونه از حالت دستاش برای فهموندن مطلب استفاده کنه و نمی تونه از حالات صورتش برای شفاف شدن موضوع مکالمه استفاده کنه. خواننده تنهاس و تنها باید به کلمات و معنیشون در کنار هم تکیه کنه.

دوم اینکه خواننده هر چیزی رو که در نگاه اول باهاش مواجه بشه رو برداشت می کنه. و نمی تونه از نویسنده بپرسه که دقیقا منظورش چی بوده؟ فرض خواننده اینه که منظور خواننده همون چیزیه که خودش داره می خونه. نویسنده کلمه های مبهم رو براتون نمی تونه تشریح کنه، یعنی این که اگه یه کلمه ی مبهم توی متنتون باشه، خواننده هم گیج میشه و منظورتونو نمیفهمه.

به این دلایل، باید زمان کافی رو برای به تصویر کشیدن فکرتون بذارین. قبل ازین که بخواین منظورتون رو بنویسین، توی دهنتون تصمیم بگیرین که چی می خواین بگین. در مورد انتخاب بهترین کلمه مورد نظرتون حساس باشین، حتی اگه این کار زمان زیادی ببره.

از زبان کنایه ای به خاطر اثرش استفاده کنین نه به عنوان یه قانون

۷-از زبان کنایه ای به خاطر اثرش استفاده کنین نه به عنوان یه قانون

استعاره و تشبیه نمونه ی زبان های کنایه ای هستن. بهترین کاربرد استعاره و تشبیه وقتیه که می خواین توجه خواننده رو به یه چیز خاص جلب کنین. مثلا برای گفتن دوست دارم ، اگه زیادی از زبان کنایه ای استفاده کنین، اثرش رو از بین می برین.

۸-سعی کنین علائم نگارشی رو درست استفاده کنین

علائم گذاری خوب نه قابل دیدنه و نه خونده میشه، اما یه ابزار قدرتمنده. عدم استفاده از علائم باعث میشه که خوانندگانتون نتونن معنی جمله رو درست بفهمن. مثلا “بیا غذا بخور، مامان” و “بیا غذا بخور مامان” معانی متفاوتی داره. با استفاده بیش از حد از علائم نگارشی هم خواننده سردرگم میشه. هیچ کس دوس نداره جمله ای بخونه که توش علائم نقطه، نقطه ویرگول، یا خط تیره اون قدر زیاد باشن که مثل یه کلمه دیده بشن.

علامت تعجب. از علامت تعجب به ندرت استفاده کنین. مردم اغلب اوقات از از روس تعجب چیزی رو نمی گن و اغلب جملات نیاز به علامت تعجب نداره. المور لئونارد نویسنده ی کتاب ” جرم و جنایت بزرگ” میگه: علامت تعجب هاتون رو در کنترل خودتون داشته باشین. اجازه ندارین که توی هر ۱۰۰٫۰۰۰ کلمه بیش تر از دو یا سه تا علامت تعجب به کار ببرین.

نقطه ویرگول. این علامت مثل یه پیوند دهنده عمل می کنه و دو تا جمله رو که ارتباط منطقی با هم دارن رو به هم متصل می کنه. با این حال، کورت وونه گوت مخالفه باهاش و میگه از علامت نقطه ویرگول استفاده نکنین. این علامت ها مسلما نشون دهنده ی هیچ چیزی نیستن. تمام چیزی که نشون میدن اینه که شما دانشگاه رفته این. اگرچه ممکنه استدلال وونه گوت کمی تند باشه اما در جایی که از زمانی به زمان دیگه میریم میشه ازش استفاده کرد.

وقتی تمام قوانین رو یاد گرفتین، اون ها رو زیر پا بذارین

۹-وقتی تمام قوانین رو یاد گرفتین، اون ها رو زیر پا بذارین

ازین نترسین که قوانین رو برعکس کنین یا باهاشون بازی کنین تا به اون چیزی که دلتون می خواد برسین. بعضی از نویسنده های مشهور به طرز مناسبی قوانین دستوری، سبکی، معنایی رو شکستن و با این کار باعث بهتر عمل کردن ادبیات هم شدن. در قدم اول بدونین که چرا دارین یه قانون رو زیر پا می ذارین و از تاثیر کارتون با خبر باشین. ولی اگه دلتون نمی خواد چنین ریسکی بکنین، چطور می تونین خودتون رو یه نویسنده بنامید؟

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *