من میخوام داستان کوتاه بنویسیم

 نوشتن داستان کوتاه کار ساده ­ای نیست و سخت­ترین قسمتش هم شروع عالی برای داستانه. ولی نترسید، اگه یه بار با قسمتای مختلف داستان کوتاه آشنا بشید و شروع­های مختلفی براش امتحان کنید، اونوقت می­تونید بهترین شروع رو براش پیدا کنید.

 

 داستان کوتاه رو بفهمید

تا می­تونید داستان کوتاه بخونید.

۱-تا می­تونید داستان کوتاه بخونید.

هر وقت که بخواید می­تونید نوشتن داستان کوتاهتون رو شروع کنید ولی اگه تا جایی که می­تونید داستان کوتاه (از ادبیات کلاسیک گرفته تا داستان نویسی معاصر) بخونید، می‌تونید بهتر بنویسید. اگه به اندازه کافی داستان کوتاه بخونید، درک بهتری از عناصر داستان کوتاه خواهید داشت و درک عمیق­تری از این خواهید داشت که چه چیزهایی مخاطبین رو بیشتر جذب می‌کنه. داستان­های موردعلاقتون رو بردارید و به این دقت کنید که این داستان­ها چطوری شروع می‌شن. ببینید برای شروع داستان چی خوبه و چی بده.

  • -داستان­های کوتاه نویسنده­های کلاسیکی مثل آنتوان چخوف، گی دو موپاسان و ادگار آلن پو رو بخونید.
  • -داستان­های کوتاه نویسنده­هایی از قرن ۲۰ام رو بخونید، مثل ایزاک بابل، ارنست همینگوی، فلانری اوکانر یا خورخه اوئیس بورخه.
  • -داستان­های کوتاه نویسنده­های معاصرتری مثل آلیس مونرو، ریموند کارور و جومپا لاهیری رو بخونید.
  • -به کارگاه نویسندگی مدرسه یا شهرتون برید و کار نویسنده­های دیگه­ای رو بخونید که در حال افزایش مهارتشون هستن. گاهی، خوندن کار نویسنده­های ماهر باعث می­شه از خودتون ناامید بشید و خوندن کار نویسنده­هایی که تازه شروع به نوشتن کردن باعث می­شه به خودتون امیدوارتر بشید.

 اجزای داستان کوتاه رو یاد بگیرید و بفهمید.

۲-اجزای داستان کوتاه رو یاد بگیرید و بفهمید.

اگه داستانتون بدنه و انتهای قوی نداشته باشه، شروع خوب هم فایده­ای نداره. گرچه موضوع و روایت داستان­های کوتاه مختلف با هم فرق می­کنه و بعضیاشون عرفی و سنتی هستن و بعضیای دیگه از یک روند تجربی­تر پیروی می­کنن، ولی به­هرحال باید جنبه­های کلیدی یک داستان کوتاه خوب رو بدونید و بشناسید:

  • -طرح. طرح چیزیه که در داستان اتفاق می­افته. داستان­هایی که مبتنی بر طرح هستند، به شدت به این بستگی دارن که چه اتفاقی قراره بیفته، مثل داستان­های پلیسی. بعضی از داستان­های کوتاه از این الگو پیروی می­کنن که در داخل داستان یه عمل خیزنده، یه نقطه عطف و بعد جریان بازگشتی وجود داره، در حالی­کهبعضیای دیگه درست در نقطه عطف داستان شروع می­شن و یا این­که بعضیا هم با یه نقطه عطف تموم می­شن، بدون این­که خواننده بفهمه بعدش چه اتفاقی قراره بیفته.
  • -لازم نیست که طرح داستانتون حتماً پلیسی باشه، اما باید همیشه یه حسی در داستان باشه که قراره یه اتفاقی بیفته، حالا این اتفاق می­تونه این باشه که شخصیت داستان بفهمه شوهرش بهش خیانت می­کنه و یا این باشه که شخصیت داستان یه مسابقه­ای رو ببره.
  • -شخصیت. داستان باید حداقل یه شخصیت داشته باشه که سرنوشتش برای خواننده­هاتون مهم باشه. معمولاً شخصیت داستان باید مثبت باشه تا خواننده­ها بتونن بهتر انگیزه کارهاش رو درک کنن، ولی اگر این شخصیت، جذاب باشه و خوب بهش پرداخته شده باشه و شخصیت اصلی هم باشه، حتی اگر شخصیت مثبتی هم نباشه، باز هم خواننده­ها دوست دارن درباره­ش بخونن.
  • -دیالوگ. دیالوگ مثل شعر که به متن زیبایی می­بخشه، داستان رو از حالت کسل کننده درمیاره. دیالوگ به صورت مختصر و کوتاه، حرف و صدای شخصیت داستان رو منتقل کنه. گرچه نویسنده­هایی مثل همینگوی و یا کارور هم هستند که داستان­های کوتاه فوق­العاده­ای با دیالوگ­های سنگین می­نویسن.
  • -زاویه دید. زاویه دید دیدگاه و منظریه که داستان ازون جانب گفته می­شه. زاویه دید می­تونه اول شخص، دوم شخص و یا سوم شخص باشه. اول شخص مستقیماً از سمت شخصیت داستان گفته می­شه، دوم شخص خواننده­ها رو با عنوان (شما) مخاطب قرار می­ده و سوم شخص کسیه که داستان رو منتقل می­کنه و جزو شخصیت­های داستان هم نیست.
  • -زمینه، زمان و مکان وقوع حادثه رو مشخص می­کنه. زمینه می­تونه نقش حیاتی توی داستان داشته باشه و یا این­که فقط یه نقش جزئی توی داستان داشته باشه.

روی داستانی که می­خواید بنویسید وقت بذارید و فکر کنید.

 

  • ۳-روی داستانی که می­خواید بنویسید وقت بذارید و فکر کنید.
  • گرچه راه­های خیلی زیادی برای نوشتن وجود داره، ولی این که زمانی رو بذارید و روی داستانی که تو ذهنتونه فکر کنید، کمک زیادی می­کنه. ممکنه چیزی که قبلاً دیدید داستانی رو بهتون الهام کرده باشه و یا تحت تأثیر داستان عجیبی که پدربزرگتون از بچگیش گفته باشید. دلیلتون برای نوشتن هر چی که باشه، باید قبلش چند تا سوال از خودتون بپرسید:
  • -داستانتون با چه زاویه دیدی بیان بشه بهتره؟ اول شخص، دوم شخص و یا سوم شخص؟ گرچه می­تونید این موضوع رو وقتی شروع به نوشتن کردید هم بفهمید و ببینید کدوم زاویه دید باعث می­شه داستانتون شروع قوی­تری داشته باشه.
  • -داستانتون کجا و کی اتفاق می­افته؟ اگه داستانتون توی شهر و توی زمانی اتفاق می­افته که زیاد راجع بهش اطلاعاتی ندارید بهتره قبل از شروع به نوشتن یکم تحقیق کنید.
  • -توی داستانتون چند تا شخصیت باید باشه؟ اگه نسبت به نقش­های داستانتون یه دید اولیه داشته باشید بهتر می­تونید راجع به این فکر کنید که طول و جزئیات داستانتون چقدر باید باشه.
  • -بدون داشتن طرح نسبت به قدرت نوشته­تون قضاوت نکنید. اگه موضوعی بهتون الهام شده، فقط شروع به نوشتن کنید و ببینید چه اتفاقی می­افته. توی مسیر نوشتن ممکنه به مشکلات زیادی بربخورید، بنابراین فقط شروع به نوشتن کنید و هر چی بیشتر پیش می­رید جزئیات رو بیشتر کنید.

 

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. فاطمه گفت:

    سلام،ممنون.توصیه هاتون کاربردی بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *