من خیلی موقع حرف زدن دستپاچه میشم

دستپاچگی، سکندری خوردن روی زمین، شکستن ظرف و لیوان، فراموش کردن حرفایی که می­خواستید بگید و کلی چیز میز دیگه شاید برای شما، من و هرکس دیگه پیش بیاد و باعث بشه بیشتر استرس بگیریم. هرکسی دچار این حس و حالت دستپاچگی و اضطراب میشه و اینو باید یادتون باشه که اگه دیگران متوجه نشدن که هیچی، اگر هم که متوجه شدن چه اتفاقی افتاده خیلی مهم نیست، اینو باور کنید.

حالا یک وقتایی پیش میاد که در برخورد با دوستان جدید و یا دوستانی که باهاشون زیاد رودرواسی داریم بیشتر از قبل مضطرب و دستپاچه میشیم، باید چه کار کنیم؟ بهتون راهکار میدیم

موقعیّت هایی ممکنه برای هرکدوم از ما پیش بیاد که برامون شرمندگی ایجاد کنه و باعث خجالتمون بشه، باید چه کنیم؟ مقلا دوستمون اومده و پدرمون با لباس گل گلی وسط خونه راه میره و جک های بیمزه تعریف میکنه، خواهر یا برادر کوچک ترمون مسخره بازی درمیاره و شعر میخونه و یا حتی مادرمون داره با صدای بلند پای تلفن بحث میکنه. اولین نکته اینه که بدونیم تو همۀ خونه ها ازین خبرا هست و فقط ما نیستیم. ممکنه همین موقعیّت برای دوستمون هم پیش بیاد و مختص یک نفر نیست. بعد از این باید بتونیم شرایطو کنترل و مدیریت کنیم. اینجوری که با لبخند خودمون رو کنترل کنیم. اگر عصبانی هستیم و یا دلهره داریم و یا خجالت زده فقط با کنترل کردن این احساسات خودمون میتونیم شرایطو مدیریت کنیم و بعد به دوستمون بگیم که برادر یا خواهر کوچکتره دیگه، سنش کمه و متوجه نیست کجا چه حرفی بزنه یا پدر و مادرم امروز مشغله دارن و نمیتونن میزبان باشند بهتره از اینجا بریم و یا امروز اینجا نباشیم. مهم اینه که بتونید شرایط رو به وقت کنترل کنید.

وقتی زبونمون قفل میشه و نمیدونیم که چی بگیم

وقتی زبونمون قفل میشه و نمیدونیم که چی بگیم

حالا بعضی از ما استرس داریم و در شرایط خاصی که قرار بگیریم نمیدونیم چی بگیم، مثل موقع درس پرسیدن، با اینکه جواب رو میدونیم امّا نمیتونیم پاسخ معلم رو بدیم، یا وقتی که یکی از بچه های قلدر مدرسه اذیت میکنه با اینکه میخوایم جلوش کم نیاریم اما نمیتونیم از خودمون دفاع کنیم و کم میاریم، اینجور وقتا باید چکار کنیم؟

 باید استرس از خودتون دور کنید. نفس عمیق کشیدن این پیام رو به مغز ارسال میکنه که فرد تحت فشار روانیه، بعد بدنتون رو تکون بدین که این استرس ازتون دور بشه، چند قدمی راه برید و چند بار جابه جا بشید، در هوای آزاد چند بار نفس بکشید و با جملاتی نظیر چند لحظه صبر کنید، دارم فکر میکنم، الان به ذهنم میرسه و یادم میاد در ذهنتون به دنبال پاسخ صحیح و درستی باشید و بعد ارائه بدید

اگر هم­چنان تنش و استرس باعث اذیت شما شد و با تمرین در منزل هم نتونستید از پس موقعیّت های دشواری شبیه این بربیاید ضروریه که حتماً برای رفع استرس خودتون به روانشناس مراجعه کنید و با چند درمان کوچک برای حل استرس کمک بگیرید.

تفاوت ما و دیگران

همۀ آدم­ها با هم دیگه فرق دارن و همین تفاوت ها ازونا آدم­ها و شخصیّت های منحصر به فردی ساخته، یکی از تاریکی و یکی از ارتفاع میترسه، یکی آروم درس میخونه و یکی سریع. بهتره به جای مقایسه، این همه تفاوت رو که باعث شکل­گیری شخصیّت های مختلف میشه قبول کرد. یادمون باشه این همه آدمهای جورواجور با رفتارهای متفاوت دنیای مارو ساخته و اگر همه شبیه هم بودند دنیا خیلی کسل کننده میشد و همه جا شبیه همدیگه بود و جای جدید و آدم جدیدی وجود نداشت.

بهتره که برای جلوگیری از پیش اومدن هر نوع کدورتی برای دوستان نزدیکتان که با شما رفت­وآمد دارند این تفاوت ها رو توضیح بدین، اینجوری خودتون هم راحت­تر هستید. مثلا اگر قراره شب خونه دوستتون بمونید و اون پیشنهاد تماشای فیلم ترسناک میده بهتره براش توضیح بدین که تنهایی فیلم رو ببینه چون شما قبل خواب کتاب میخونید و یا موزیک گوش می­کنید یا اگر پدر و مادر شما به زبان خارجی در منزل صحبت میکنند و این دوستان شما رو ناراحت میکند بهتر است چند تا کلمه از زبانتون بهشون یاد بدید و به تفریح خودتون مشغول شوید، این گونه تونستید هم جلوی کدورت های بعدی رو بگیرید و هم تفاوت خودتون با دیگران به اونها نشون دادید و ازشون خواستید که بهش احترام بگذارند.

حرفها و پرسش های خصوصی

برای همۀ ما وقتهایی پیش اومده که متوجه نبودیم اما سوال هایی پرسیدیم که برای دوستمون کنجکاوی محسوب شده و باعث رنجش خاطر اطرافیان شده، اینجور وقتا باید چکار کرد و چاره چیه؟ بهتون میگیم

بهتره به جای پرسیدن سوال هایی نظیره وای خونتون چه قدر گرونه و یا لباسات چه قدر با کلاس و شیکه چند خریدی؟  جمله هایی نظیر چه خونه بزرگ و زیبایی دارید و لباس جدیدت چه قدر قشنگه و بهت میاد بگید. همینجور برای شما هم ممکنه پیش بیاد که ازتون سوال هایی شخصی بپرسند مثلا درآمد والدین شما رو جویا بشند و یا حتی اگر شما رو درحال مصرف دارو ببینند و کنجکاو بشند، بهتره به جای دادن اطلاعات شخصی و ریز با پاسخ های کلی نمیدونم و یا اهمیّت خاصی نداره بحث رو پایان بدید تا دوست شما هم متوجه بشه مایل نیستید راجع به مسائل شخصیتون صحبت بشه.

وضعیت های خجالت آور

وضعیت های خجالت آور

همۀ ما تو شرایط خجالت آور قرار میگیریم و برای دوستامون هم پیش میاد، اینجور وقتا باید چجور شرایط رو کنترل کنیم و چکار کنیم.

توی این شرایط باید به اتفاقات و محیط تسلط داشت و جو رو عوض کرد. مثلا دوستتان اشتباهی میکند، یواش اشتباهش رو گوشزد کنید و بهش بگید که فراموش کنه چون اتفاق مهمی نیفتاده، برادرتان وسط خونه خوابش برده و از دهنش آب میاد، بهتره یک دستمال بهش بدید که دهنش رو تمیز میکنه و بره توی تخت خودس بخوابه

همین جور خودتون هم توی شرایط ناراحت کننده ممکنه قرار بگیرید، کنترل و مدیریت اوضاع هم اینجا دست خودتونه و باید سریع جو محیط رو عوض کنید، اگر تو بازی زمین خوردید بهتره به جای خجالت کشیدن بلند شید و با خنده بازی رو ادامه بدید و فراموشش کنید، یا اگه پاتون به جایی گیر کرد و زمین خوردید و غذاتون روی زمین ریخت بهتره با خندیدن و گفتن جملۀ خیلی گرسنه نیستم حواس اطرافیان رو به چیزی دیگه پرت کنید و مطلقاً به اتفاقی که افتاده فکر نکنید.

 

 

 

 

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. سعید گفت:

    خجالت کشیدن فقط ی یه حس درونی هست نه یک ویژگی ذاتی که نشه تغییرش داد
    بهتره این طوری درکش کنیم و کنین و به خودمون بگیم که این فقط یه حسه نه چیزه دیگه ای
    و حالا اینطوری تصور کنیم و کنین که اگر حالا مثلا من دارم خجالت می کشم و روم نمی شه که صحبت کنم یا با فلانی صحبتی شروع کنم مثلا چی میشه یا چرا نباید صحبت کنم و خجالت بکشم ،تهح تهح تهحش اینه که بم می خندن ،خب بخندن ،مثلا چی میشه چه چیزی از دست میدم،ولی اگه صحبت کنم و شروع کنم نه تنها این حس رو از بین بردم و باهاش مقابله و مبارزه کردم .بلکه باعث میشه دیگه خودمو گول نزنم و پیش خودم شرمنده نشم و این طوری پیشرفت هم می کنم چون که پول با ارتباطات بدست میاد
    Saeedrasouli1395@gmail.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *