هجوم مغولان به ایران

مغول‌ها یکی از اقوام آلتایی هستند که از منطقه مغولستان امروزی برخاسته‌اند. این قوم که ریشه‌ی مشترکی با اقوام ترک و تونگوز دارند، در طی قرون ۷ تا ۹ هجری قمری خطرناک‌ترین و به همان نسبت مهم‌ترین قوم در آسیا بودند!

تولد چنگیز

تا پیش از قرن ۷ هجری قمری (۱۳ میلادی) مغولان شامل چندین قبیله‌ی پراکنده در سرزمین مادری‌شان بودند که مُدام بر سر مسائلی همچون آب و زمین با یکدیگر درگیر بودند. گاهگاهی نیز که به کمبود آذوقه دچار می‌شدند به سرزمین‌های اطراف می‌تاختند و مایحتاجشان را تأمین می‌کردند و دوباره با سرزمین خودشان بازمی‌گشتند؛ به‌عبارتی مغولان هیچ‌گاه به عنوان قدرتی برتر و با هدفی جز آن‌چه ذکر شد، فراتر از مرز‌های خود نرفته بودند. تا این‌که فردی به‌نام «تموچین» (متولد ۵۶۲ هجری قمری) پسر یکی از خان‌های مشهور مغول، پس از تحمل سختی‌های بسیار پس از مرگ پدر و تبعید، نهایتاً توانست در ۶۰۲ هجری قمری قبایل مغول را متحد سازد و در «قوریلتای» بر تخت بنشیند. از آن پس بود که نامِ «چنگیز» بر خود نهاد که به معنای «شاهِ شاهان» است.

چنگیز خان مغول

دلایل حمله چنگیز به ایران

نخستین تصمیم چنگیز، انتقام از «تاتارها» (گروهی از قبایل بیابانگرد در همسایگی مغولان) برای کشتن پدرش بود. پس از آن چنگیز تصمیم به فتح چین گرفت! در منابع تاریخی آمده‌است که وی پکن را به آتش کشید و حدود نیمی از جمعیت چین را کشت! پس از تسخیر چین، مغولان همسایه‌ی ایران شدند. و حکومت بخش‌های زیادی از قلمروی شرقی ایران به‌دست «خوارزمشاهیان» بود که مقر اصلی‌شان در منطقه خوارزم (جنوب دریاچه آرال) بود. البته خلیفه عباسی نیز در بغداد حکومت معنوی جهان اسلام را به عهده داشت.

مهم‌ترین محصول صادراتی چین در آن زمان «ابریشم» بود که در اروپا مشتری‌های زیادی داشت و اصلی‌ترین راه تجاری، از ایران می‌گذشت. چنگیزخان در ابتدا می‌خواست از طریق مسالمت آمیز مسئله‌ی عبور کاروان‌های تجاری از ایران را حل کند، به همین دلیل گروهی از بازرگانان مغول را به همراه توصیه‌نامه‌ای برای برقراری روابط تجاری با ایران برای «سلطان محمد خوارزمشاه» به ایران فرستاد اما این کاروان در شهر مرزی به نام «اُترار» توسط حاکم شهر«غایرخان»، بخاطر طمع وی به اموال آن‌ها و به اتهام جاسوسی برای چنگیز خان قتل عام شدند. منابع تاریخی می‌گویند کشتن آن‌ها با اجازه‌ی سلطان خوارزمشاه اتفاق افتاده. در این واقعه حدود ۴۵۰ تن بازرگان مسلمان مغول کشته شدند. چنگیزخان پس از آن اتفاق، سفیری برای دادخواهی نزد سلطان محمد فرستاد اما سفیر نیز به قتل رسید. پس از آن چنگیزخان در سال ۶۱۶ هجری قمری تصمیم به حمله به ایران گرفت.

در اولین نبرد، سلطان محمد خوارزمشاه از پسر چنگیر «جوجی» شکست خورد و تصمیم گرفت در مقابل چنگیز ایستادگی نکند. پس به جزیره‌ای در دریای خزر به‌نام «آبسکون» فرار کرد و نهایتاً در همان‌جا مرد. اما پیش از مرگ فرزندش «جلال‌الدین» را به جانشینی تعیین کرد و جلال‌الدین به‌جای پدرش ۱۰ سال در مقابل مغولان مقاومت کرد اما در نهایت پس از دومین لشکرکشی بزرگ مغولان در ۶۲۶ هجری توسط «اوگتای» پسر و جانشین چنگیز، جلال‌الدین پس از تعقیب و گریز بسیار و تلاش‌های نافرجام برای کمک گرفتن از خلیفه عباسی و اتابکان و سلاجقه‌ی روم، کشته شد و به افسانه‌ای در ذهن مردمان تبدیل شد. تمامی ایران به تسخیر مغولان در آمد و امپراتوری مغولان از چین تا خاورمیانه ثتبیت شد.

حمله چنگیزخان مغول به ایران

در مدت این ده سال شهرهای بسیاری از جمله سمرقند، مرو، هرات، بامیان، نیشابور، گرگانج(پایتخت خوارزمشاهیان)، ری، همدان، مراغه و اردبیل به کلی ویران شد و مردم قتل عام شدند. حملات وحشیانه‌ی مغولان به نیشابور که شهر علم و فرهنگ آن دوران بود، و ویران کردن آن به طور کامل از دردناک ترین وقایع تاریخ است.

حمله مغول به ایران

مرگ چنگیز

دوسال پیش از فتح کامل ایران، چنگیز در مغولستان بیمار شد. او پیش از مرگ قلمروی خود را بین پسرانش تقسیم کرد و اوگتای را به عنوان جانشین خویش برگزید سپس پیمان‌نامه‌ای بین آن‌ها برقرار کرد مبنی بر این‌که هیچ‌کدام از فرمان اوگتای سرپیچی نکنند. در نهایت نیز در سال ۶۲۴ هجری قمری احتمالاً در قنگشوی شیان درگذشت. چنگیز به فرزندانش دستور داده بود وی را مخفیانه دفن کنند تا دشمنان متوجه مرگ وی نشوند و از فرصت سوءاستفاده نکنند. محل دفن چنگیزخان هیچ‌گاه مشخص نشد. امروزه نیز محققان بسیاری در پی یافتن نشانه‌هایی از محل دفن وی هستند. افسانه‌های بسیاری در این مورد وجود دارد. مثلاً در افسانه‌ای گفته می‌شود  کاروانی که جسد چنگیز خان را حمل می‌کرد سر راه همه چیز را ویران میذکرد تا کسی متوجه نشود محل دفن کجاست. پس از دفن نیز تمامی آن افراد کشته شدند! افسانه‌ی دیگری می‌گوید آن محل پس از دفن چنگیز توسط اسبان لگدکوب شده و سپس درختان زیادی کاشته شد تا آرامگاه چنگیزخان تا به امروز ناشناخته باقی بماند. در سال ۲۰۰۸ میلادی مجسمه‌ای بسیار عظیم از چنگیزخان در ۵۴کیلومتری پایتخت مغولستان «اولان باتور» ساخته شده که چنگیز را سوار بر اسبش نشان می‌دهد و می‌گویند روی یه سمت محل تولدش دارد. گردشگران می‌توانند به داخل این مجسمه رفته از فراز سر اسب، طبیعت بکر اطراف و دشت‌های وسیع آن ناحیه را ببینند. همچنین شلاقی طلایی که در افسانه‌های مربوط به چنگیز مکرراً نامبرده شده، در دست این مجسمه‌ی عظیم‌الچثه‌ی استیل است.

مجسمه چنگیزخان

مجسمه چنگیزخان

جانشینان چنگیز

چهل سال پس از اولین حمله‌ی مغولان به ایران در سال ۶۵۴هجری، «هلاکوخان» نوه‌ی چنگیز خان، پسر «تولی» و برادر «منگو قاآن» و به دستور وی برای فتح قلاع اسماعیلیه و پایان دادن به حکومت آن‌ها بر کوه‌ها، دوباره به ایران حمله کرد. اسماعیلیان گروهی از شیعیان بودند که به امامت پسر متوفی امام جعفر صادق(ع) به‌نام اسماعیل معتقد بودند و از آن‌جایی که از همان ابتدا مخالف حکومت عباسی بودند، برای فرار از دست آزار و اذیت حکومت، به کوه‌ها پناه برده بودند و قلعه‌های مستحکم برای خود ساخته بودند. از جمله مهم‌ترین قلعه‌ها «قلعه الموت قزوین» بود. اسماعیلیان به تدریج در قرن پنجم قجری و در زمان حکومت سلجوقیان به مهم‌ترین رقیب سلاجقه تبدیل شدند و توانستند حیات سیاسی خود را تا زمان مغولان حفظ نماید اما به خاطر مشکلاتی که برای آنان نیز ایجاد کرده‌بودند، هلاکوخان به طور اختصاصی برای از بین بردن آن‌ها به ایران فرستاده شد. در نهایت نیز هلاکوخان با خیانت تعدادی از اسماعیلیان توانست دولت خداوندان الموت را به پایان برساند.

فتح قلعه الموت توسط هلاکوخان

پس از فتح الموت، هلاکو خبر بیماری برادرش منگوقاآن را شنید و قصد بازگشت برای تصاحب جانشینی را داشت که خبر رسید برادر دیگرش قوبیلای‌خان پیش از او موفق شده جانشین شود. پس هلاکو تصمیم گرفت حکومت خودش را در ایران پایه گذاری کند. هرچند در اوایل حمله‌ی او به ایران، شهرهای اترار، هرات، خوارزم، نیشابور و سمنان مقاومت بسیاری نشان دادند و ویرانی و خرابی زیادی متحمل شدند اما پس از مدتی هلاکوخان دست از قتل عام و تخریب برداشت و سعی کرد با کمک ایرانیان فرهیخته‌ای مثل عطاملک جوینی و برادرش شمس‌الدین جوینی حکومتی به شیوه‌ی ایرانیان تشکیل دهد.

مادر و همسر هلاکو خان مسیحی بودند و بسیاری از سران و سربازان لشکر وی نیز به واسطه نزدیکی او با مسیحیان، مسیحی بودند. همچنین مسلمانان شیعه‌ای که به خیمه‌گاه او راه‌یافته بودند، هیچکدام دل خوشی از حکومت عباسی نداشتند. هلاکو پیامی برای خلیفه فرستاد و از او خواست فرمانبرداری خودش را اعلام کند و وقتی با پاسخ منفی و تهدیدآمیز خلیفه مواجه شد، شاید با تحریک شیعیان و مسیحیان لشکرش، سریعاً به بغداد حمله کرد و در مدت کوتاهی پس از قتل عام شهر، در ۴صفر ۶۵۶ هجری قمری آخرین خلیفه عباسی مستعصم بالله تسلیم هلاکوخان شد و حکومت پانصد ساله‌ی عباسیان به پایان رسید. مارکوپولو می‌نویسد هلاکوخان خلیفه را در اتاقی زندانی کرد و اورا مجبور کرد طلاهایی که انبار کرده بود بخورد! روایت دیگری می‌گوید خلیفه را زیر کاشی‌های قصر به صورت زنده دفن کردند!

هلاکوخان پس از فتح بغداد، «عطاملک جوینی» که مسلمان و ایرانی بود به عنوان والی بغداد تعیین کرد. خودش نیز به نواحی اطراف دریاچه ارومیه رفت. در آن‌جا ممالک فتح‌شده را بین پسران و امیران لشکرش تقسیم کرد. خراسان و جبال را به پسرش«آباقاخان»، اران و آذربایجان را به پسر دیگرش «یشموت» و وزارت را به «شمس‌الدین جوینی» داد. در نهایت نیز در سال ۶۶۳ هجری قمری در همان نواحی درگذشت.

به هلاکوخان و جانشینانش در ایران «ایلخان» گفته می‌شود که به معنای «خان محلی» آمده و نشان‌دهنده‌ی احترام آنان نسبت به حکومت اصلی مغولان بوده. جانشینان هلاکوخان در ایران دیگر خوی وحشی‌گری مغولی در خود نداشتند یا توسط وزیران و همسران و نزدیکان ایرانی کنترل می‌شدند و البته رشد و نمو در فضای فرهنگی ایران نیز تاثیر خود را گذاشته بود. پس از هلاکوخان ۸نفر به حکومت رسیدند. از بین آنان تعدادی بر همان آیین‌های مغولی یا بودایی بودند، تعدادی مسلمان شدند و تعدادی مسیحی شدند و هرکدام با توجه به آیین و علایقشان در آباد کردن و یا ویرانی بخش‌هایی تاثیر گذاشتند.

گنبد سلطانیه

تاثیرات حملات مغولان و پس از آن، حکومت ایلخانان بسیار مشهود است. حکومت ایلخانان نتوانست تمامی خرابی‌های به بار آمده در طول سالها جنگ و قتل عان را جبران کند اما در مجموع شرایط زندگی مردم از بسیاری از جنبه‌ها بهتر شد. هنر و علم رشد بسیاری داشت؛ حکیمان و دانشمندان زیادی توسط حکومت حمایت می‌شدند مثلاً «خواجه نصیرالدین طوسی» توانست از علاقه هلاکوخان به طالع‌بینی استفاده کند و رصدخانه‌ی مراغه را بسازد. «خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی» در زمان حکومت غازان خان مجموعه رَبع رشیدی را ساخت. گنبد سلطانیه در زنجان به دستور سلطان محمد خدابنده یا الجایتو ساخته شد که بزرگترین گنبد خشتی ایران است.

 

مقاله مرتبط : تیمور گورکانی، جهانگشایی دیگر از نسل چنگیز

مطالب مرتبط

۳ دیدگاه‌

  1. میثم گفت:

    اطلاعات جالبی بود ممنون

  2. حمید گفت:

    ممنون از مطالب عالیتون خیلی خوب بود، تشکر

  1. اردیبهشت ۸, ۱۳۹۶

    […] هجوم مغولان به ایران […]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *