سرگذشت دو فرهاد اشکانی و ملکه موزا

۳۷ سال پیش از میلاد حضرت مسیح(ع)، یکی از پادشاهان اشکانی به نام اُرُد بر ایران حکومت می‌کرد. او در این سال، بزرگترین پسر خود «فرهاد چهارم» را به جای خود بر تخت نشاند. فرهاد چهارم به محض این‌که به حکومت رسید، پدر و همه‌ی برادران و پس از آن حتی بسیاری از اشراف و سرداران را می‌کُشت یا آزار می‌داد تا تهدیدی برای حکومتش نباشند!

سکه فرهاد چهارم با تصویر خودش

سکه فرهاد چهارم با تصویر خودش

در بهار سال ۳۶ پیش از میلاد، یکی از همین سرداران به نام «مُنزِس» که از فرهاد چهارم ناراضی بود، به نزد «مارک آنتوان» یکی از حاکمان روم که والی مصر بود، رفت و به او گفت که برای گرفتن انتقام شکست‌های رومیان از ایرانیان به او کمک خواهد کرد. فرهاد وقتی از این موضوع مطلع شد آن سردار را فراخواند و سعی کرد او را راضی کند. از طرفی مارک آنتوان به‌وسیله‌ی همان سردار پیامی به فرهاد فرستاد و از او خواست پرچم‌ها و اسیرانی که در زمان حکومت پدرش اُرُد (در جنگ حرّان بین سورنا سردار ایرانی و کراسوس سردار رومی) به عنوان غنیمت نزد ایشان بود، بازگرداند. اما این درخواست فقط برای ظاهرسازی بود و او در واقع در حال تلاش برای جمع‌آوری سپاه برای حمله به ایران بود! مارک آنتوان برای این‌کار از اختلاف بین پادشاه ارمنستان که آن زمان جزیی از ایران بود، و شاه اشکانی استفاده کرد و از آن طرف وارد ایران شد و توانست در مدت کوتاهی شهر مهم «پراسپه» (همان تخت سلیمان امروزی) را محاصره کند اما زیاد طول نکشید که سپاه اشکانی محاصره را درهم شکست و در نبردی خونین، بسیاری از رومیان کشته یا اسیر شدند. آنتوان نیز عقب نشینی کرد و از مرزهای ارمنستان خارج شد.
پس از مدتی، آنتوان با هدف انتقام، به ارمنستان لشکرکشی کرد و پس از تصرف آن منطقه به مصر(مقر حکومتش) بازگشت. چند سال بعد، آنتوان با پادشاه ماد قراردادی بست و برطبق آن ارمنستان و تعدادی از سپاهیان رومی را به او واگذار کرد. بعد از آن آنتوان با «آگوستوس» (یکی دیگر از حاکمان روم و والی سوریه) درگیری‌های سیاسی پیدا کرد و فرهاد چهارم از این موضوع استفاده کرده، به پادشاهی ماد رفت و ارمنستان را پس گرفت. همچنین سپاهیان رومی که در ارمنستان بودند از بین برد و آنتوان که دید چاره‌ای ندارد، ارمنستان را رها کرد و به مصر بازگشت.

تندیسی از نخستین امپراتور روم-آگوستوس

تندیسی از نخستین امپراتور روم-آگوستوس

پس از این اتفاقات، فرهاد چهارم بسیار خشن و خودرأی شده بود و اطرافیانش بسیار از او ناراضی بودند. در این هنگام شخی به نام «تیرداد» بر ضد او شورش کرد و فرهاد به آسیای مرکزی فرار کرد. تیرداد یکی از پسران فرهاد را به عنوان گروگان نزد آگوستوس فرستاد. پس از ۷ سال، فرهاد با کمک سکاها (قبایلی ساکن در شمال شرقی ایران) تیرداد را شکست داد و دوباره بر تخت نشست. او با پس دادن پرچم‌ها و اسیران رومی که در جنگ با کراسوس و آنتوان به‌دست آورده‌بودند، فرزندش را از آگوستوس پس گرفت و روابط ایران و روم بهتر شد. پس از آن، آگوستوس که از آن زمان امپراتور روم شده بود، به عنوان سپاسگزاری، کنیزی به نام «موزا» برای فرهاد چهارم فرستاد.

سردیس ملکه موزا

سردیس ملکه موزا

فرهاد چهارم این کنیزک را به عنوان همسر خود انتخاب کرد و از او صاحب فرزند پسری به نام «فرهادک» شد. ملکه موزا به بهانه‌ی حفظ جان فرزندش از خظرات احتمالی، شاه را مجبور کرد با بقیه پسرانش را (که از زنان دیگرش بودند) به روم بفرستد تا در آن‌جا تربیت شوند و تنها فرهادک نزد مادرش باقی‌ماند و با توجه به دوری بقیه فرزندان فرهاد چهارم، تنها دستیار او بود؛ به طوری‌که همه‌ی اشراف معتقد بودند او ولیعهد است.
اما وقتی فرهادک بزرگتر شد، با تحریک مادرش و بخاطر ترس از این‌که نظر پدرش عوض شود یکی از برادرنش را جانشین خود معرفی کند، او را مسموم کرد. سپس خودش با نام «فرهاد پنجم» و به همراه مادرش در سال ۲ پیش از میلاد تاجگذاری کردند.

۴سال پس از تاجگذاری (سال ۲ میلادی)، فرهاد پنجم با مادر خودش ازدواج کرد! این کار در نزد رومیان زیاد عجیب نبود اما در نزد ایرانیان و به‌خصوص زرتستیان بسیار زشت و ناپسند بود. هم‌چنین فرهادک در اقدامی بی‌سابقه، تصویر خودش را به همراه مادرش که حالا همسرش نیز بود، بر پشت و روی سکه نقش می‌کرد که نزد اشراف و بزرگان اشکانی نشانی از تبعیت از بیگانه و ضعف او را داشت.

نقش ملکه موزا و فرهاد پنجم بر پشت و روی سکه

نقش ملکه موزا و فرهاد پنجم بر پشت و روی سکه

فرهادک پادشاهی کوتاهی تا سال ۴ میلادی داشت و در این مدت نیز به طور کامل از نظرات مادرش پیروی می‌کرد. او هم‌چنین بخاطر این‌که حمایت امپراتور روم را ازدست ندهد، از مسئله‌ی ارمنستان که یکی از درگیری‌های مهم بین دو دولت بود دست کشید و همین کارها نیز در نهایت باعث شد بزرگان و اشراف دربار، او را از پادشاهی برکنار کرده و سپس به روم تبعید کردند اما در بین راه مُرد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *