سخنی درباره سعدی

 به نام خدایی که جان آفرید, سخن گفتن اندر زبان آفرید.

سخنی درباره سعدی

سعـدی شیرازی شاعـر نامــدار ایـرانی هستش که در قرن هفتم زندگی می کرده. اسم اصلی شاعـر، ابو محمد مشرف الدین مصلح بن عبدالله بن مشرف السعدی شیرازی است. سعدی لقبهای زیادی در بین شاعران فارسی داره مثـلا: شیخ اجل، استاد سخن و پـادشاه سخن.  این شاعر بزرگ ، آثار زیادی داره که میشه گفت بوستان و گلستان، مهترینشون هستن. البته کلیات سعدی هـم غزلـها و قصیده هـای خیــلی زیــبایـی داره که در نــوع خودشون بینظیرند. سعدی ، برخلاف شاعران هم عصر خوددش اشعار بسیار ساده و روانی داره. شاید یکی از دلایلش ایـنه که در اشعارش از لغات عامـیانه، زیاد استفاده کرده و لغات عربی خیلی کمی آورده، طوریـکه اشعارش را معـمولا قـشر کم سواد هم می­فـهمند. همیـن سادگی ، مهـترین ویژگی شعر سعدیه . موضوع دیگه ای که شعر سعدی رو خیلی دلنشین کرده صداقتی هستش که در گفتارش به کار برده.

یکی از مهتــرین کتابـهای سـعدی، بوسـتان هستش که یک مثنـوی اخلاقیـه . شاعـران و نویسندگان، این کتاب را هم درجۀ شاهنامه فردوسی میدونـن . بوسـتان سعـدی یا سعدی نامـه، اولیـن اثـر شاعـر است که آن را در سفر سروده و مـوقـع بازگشت از سفر ایـن کتـاب را بـه دوستانش در شیراز هدیه کرده.

بوستان، پر است از موضوعات اخلاقی و عرفانی و تربیتی و از نظر انواع ادبی، جزء ادبیات تعلیمی ما دسته بندی میشه. سعدی در ایــن کتاب مثل یک معـلم اخلاق، در کل کتــاب داره یک «مدیـنه فاضله» یا به قول غربیا «اتـوپیـا» را تصویــر میکنه که مردمش اهــل تلاش و کوشش و خداجویی و … هستن. شاعـر برای تصویر این مدینه فاضله مدام از تجربه ها و سرگذشتها استفاده میکنه. این کتاب پر است از حکایتهای زیبایی که جذابیت آن را چند برابر کردن. به قول مولوی، بوستان سعدی «شربت اندر شربت است».

 بوستان در ده باب سروده شده که هـر باب در موضـوع خاصی هستش . این بابها به ترتیب عبارتند از : باب اول در عدل و تدبیر و رای، باب دوم دراحسان، باب سوم در عشق و مستی و شور، باب چهارم در تواضع، باب چنجم در رضـا، باب ششم در قناعت، باب هفتـم در تربیت، باب هشتم در شکر بـر عافیت، باب نهم در توبه و راه صواب و باب دهم درمناجات و ختم کتاب.

مثنوی

گفتیم که بوستان سعدی یک مثنوی است. مثنوی از قالبهای شعر فارسی است که برای سرودن داستان ها و مطالب طـولانی به کار میره. در این قالـب هر بیت، قافیه جداگانه داره و به همین دلیل بهش میگن «مثنوی» یعنی «دو تا دوتا» .

نمونه ای از حکایت های بوستان

یـکـی گــربـه در خــانـه زال بـــود کـه بـرگشــتـه ایـام و بـد حال بـود دوان شد به مهمان سرای امیــر غلامــان سلطان زدنـدش به تـیــر چکان خونش از استخوان می دوید همی گفت و از هولِ جان میدوید اگـر جستم از دست ایـن تیـر زن مــن و مــوش و ویــرانه پیر زن نیرزد عسل، جان من ، زخم نیش قتاعت نکوتر بـه دوشاب خویش خداونــد از ان بنـده خرسند نیست که راضی به قسم خداوند نیست

 

در این ابیات که در باب قناعت آمدن، شاعر میخواد که قـناعت کردن را برای خوانــنده به تصویر بکشه. استفاده از شخصیتهای غیر انسانی، یکی از دلایل موفقیت حکایتهای بوستان هستش.

شاعر در داستانی بسیار کوتاه ماجرای گربه ای را تعریف میکنه که در خانـه پیــر زنی زندگی میکرده که وضع مادی خوبی نداشته. زندگی با پیر زن فقیر باعث شده بود که گربه هم اوضاع خوب و مناسبی نداشته باشه.

روزی گربه تمع میکنه و به خانه سلطان و محل پذیرایی از مهمانان میره که غلامان سلطان با تیر میزننندش. گربه در حالیکه خون از بدنش می چکید فـرار می کرد و با خودش می گفت: اگـر تونـستم از دست این غلامان که به من تیر زدند فرار کنم ازین به بعد فقط در خانه پیر زن می نشینم و به خوردن موش قناعت میکنم. عسل خوردن انقدر ارزش نداره که به خاطـرش تیر بخورم و بهتره که به دوشاب (شیره انــگور) خــودم راضی باشم. خداوند دوست نداره بـندش به روزی ای کـه خـدا براش تعیین کــرده راضی نباشه .

الـبته این ابیـات، به این معنی نیستند که ما نــباید در زنــدگی تلاش کنـیم و بایـد فـقط بنیشینیم و بگیـم قسمت ما هـمینه و تلاش را طمع بدونیم، بلکه منـظور سعدی درین جا اینـه که باید هـمواره قناعت کنیم و در عیـن اینکه تلاش میکنیم به روزی و سهم خودمون قانع باشیم و به مال دیگران طمع نکنیم.

 

مطالب مرتبط

۲ دیدگاه‌

  1. فروردین ۲۶, ۱۳۹۷

    […] سخنی درباره سعدی – نوجوان شاد […]

  2. آبان ۶, ۱۳۹۷

    […] […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *