زندگی در راه است

شعر درباره زندگی

شبها در رویا، می‌گذرم از جنگلی مه آلود
چشمهایم به آسمان ،گوشم به نجوای خودم
دل سپردم اما ،به طلوع فردا
زندگی در راه است
و چه خصمانه ،می رباید از من
خوابهای شیرین را
این منم غوطه ور، در سرزمینی بی ثبات
می شکند شب‌های مه آلودم ،در حباب فردا
نسیمی از جنس نور ،می وزد با هر صبح
نجوایش میپیچد اینجا ،زندگی در راه است.

شاعر
باران ابراهیمیان

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *