جاده ای رو به خدا

 *آسمان سرد و نمور

 *برتنش ابر لجوج و

*چه کم حوصله رعد

*کی شود ساعقه وار شعله کشد بر جنگل

چه کسی خواهد دید سایه ای از باران*

گر که روشن شود چادر شب با مهتاب*

خاک اسیر در دایره گرد زمین*

جاده ای رو به خدا

سفره ای از التماس و تشنگی پیشکش ابرها کرد*
قلب آسمان گرفت رنگ سرخی به خودش مثل اشک لاله ها*

دل من میخواهد پرسه ها دراین هوا*
از سر کوچه دل تا جاده ای رو خدا*

خوش کرده کنج دلم واژه ای از جنس آه*
گر که هایش بکنم غرق گریه میشود چشم خشکیده راه.

****باران ابراهیمیان*****

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *