تیمور گورکانی، جهانگشایی دیگر از نسل چنگیز

تیمور در سال ۷۳۶ هـ.ق (۱۳۳۵م.) در شهر کَش از توابع شهر سمرقند (ازبکستان فعلی) به دنیا آمد. پدرش تراغای از ملاکین متوسط شهر بود. خانواده‌ی تیمور از طایفه‌ی مشهور برلاس بود. او خود را از نسل چنگیز می‌دانست. واژه‌ی «تیمور» در زبان ازبکی به معنای «آهن» است.

تیمور تا ۲۵ سالگی نقشی در امور سیاسی و جنگی نداشت تا زمانی که شخصی به سمرقند لشکر کشید و حاکم شهر نتوانست در برابرش مقاومت کند و تیمور به جای او امور دفاعی را به دست گرفته و توانست شهر را نجات دهد و از آن پس امیر سمرقند شد. پس از آن برای گسترش روابطش، با خواهر امیر کابل «اولجای ترکان» ازدواج کرد و به خاطر همین خویشاوندی لقب «گورکان» یعنی «داماد» به وی نسبت داده شد. پس از مدتی که اولجای ترکان بر اثر سکته‌ی قلبی درگذشت، بین او و امیر حسین (حاکم کابل) جنگ در گرفت و در نهایت تیمور در سال ۷۷۱ هـ.ق توانست امیر کابل را شکست دهد و در بلخ به حکومت مستقل برسد. او طبق سنت دیرینه، ۴ تن از زنان امیر حسین را به همسری خویش درآورد که مشهورترینشان «سارای خانم» بود و سپس به سمرقند آمده و آن‌جا را به پایتختی حکومتش برگزید.

قلمرو تیمور

قلمرو تیمور

تیمور از سال ۷۷۲ تا ۷۷۷ هـ.ق بارها به سرزمین‌های مجاور از جمله خوارزم و سرزمین‌های اطراف رود سیحون لشکرکشی کرد و قلمروی خودش را گسترش داد. او پس از مشاهده‌ی شرایط نابه‌سامان ایران و درگیری‌های خوان‌های کوچکی که پس از فروپاشی حکومت ایلخانی در بخش‌های مختلف ایران تشکیل شده بود، تصمیم گرفت آن مناطق را هم به قلمروی خود اضافه کند؛ او خراسان و مازندران را فتح کرد و از در سمت شرق نیز مغولستان و قفچاق را تصرف کرد. پس از آن، سه حمله‌ی بزرگ و مهم داشت:

  • حمله‌ی سه ساله از سال ۷۸۸ تا سال ۷۹۰ هـ.ق مناطق آذربایجان، لرستان، ارمنستان، گرجستان و شروان را تصرف کرد.

در این بین، در سال ۷۹۳ هـ.ق مردم شهر خوارزم را قتل عام کرد. هم‌چنین گفته می‌شد در هنگام تصرف لرستان، دو انگشت دست راستش را از دست داد و یکی از پاهایش چنان آسیب دید که تا آخر عمر می‌لنگید و به همین دلیل هم به «تیمور لنگ» معروف شده است.

  • حمله‌ی پنج ساله از سال ۷۹۴ تا سال ۷۹۸ هـ.ق که حکومت هر شهر را به یکی از خویشاوندان یا نزدیکانش می‌سپرد. در این مدت مسکو و هندوستان را فتح کرد. صد هزار نفر را از دم تیغ گذراند و به سمرقند بازگشت.
  • حمله‌ی هفت ساله از سال ۸۰۱ تا سال ۸۰۷ هـ.ق که در طول این مدت ایروان، آسیای صغیر (حکومت عثمانی)، مصر، بغداد، دمشق و شام را فتح کرد.

در سال ۸۰۷ هـ.ق تصمیم گرفت امپراتوری چنگیز را احیاء کند به همین منظور به سمت چین لشکر کشی کرد اما در میانه‌ی راه، در شهر «اُترار» بیمار شد و در سن ۷۱ سالگی در همان‌جا درگذشت. جنازه‌ی وی، بر طبق وصیت خودش به سمرقند آورده شد و در آرامگاهی که از مدت‌ها قبل برای خودش ساخته بود دفن شد. بعدها این آرامگاه به «گور امیر» معروف شد. هم‌اکنون آرامگاه تیمور نزد مردم ازبکستان بسیار مورد احترام است.

مقبره تیمور در ازبکستان

مقبره تیمور در ازبکستان

جالب است بدانید که در سال ۱۹۴۱میلادی و کمی پیش از حمله‌ی هیتلر به شوروی، گروهی از باستان‌شناسان اهل شوروی قبر تیمور را بازکردند و در کمال تعجب اسکلت او تقریباً سالم مانده بود. براساس مطالعات ژنتیکی دریافتند که نژادش مغولی-سیبریایی بوده و احتمال دارد ادعایش در مورد اینکه از تبار چنگیز است، درست بوده باشد! باستان‌شناسان هم‌چنین دریافتند که یک پای او از پای دیگرش کوتاه‌تر است و لقب «لنگ» نیز به درستی به برایش به کار می‌رفته! گفته می‌شود روی تابوت تیمور نوشته شده بود «هرکس این تابوت را بگشاید جنگ را به کشور خویش آورده است.» مدتی پس از گشودن قبر تیمور، هیتلر به شوروی حمله کرد!

جمجمه تیمور

جمجمه تیمور

تیمور در هیچکدام از جنگ‌هایش شکست نخورد. او برای فتح هر شهری که مقاومت می‌کرد از کشتار مردم دریغ نمی‌کرد. بنابر نوشته‌های تاریخی، او قتل‌عام‌های زیادی کرد. روایات زیادی از نحوه برخورد او با بزرگانی همچون حافظ آورده شده که البته میزان درستی آن‌ها چندان مشخص نیست. با وجود این‌ها، تیمور فردی به شدت متعصب و دین‌دار بود و گفته می‌شود حتی یک رکعت نمازش قضا نمی‌شد مگر در میدان جنگ!

هم‌چنین تیمور علاقه‌ی زیادی به هنر و به‌خصوص معماری داشت. او معروفترین و بهترین هنرمندان و معماران نواحی فتح شده را همراه خود به سمرقند، پایتخت خویش، می‌آورد تا بناها و کاخ‌های مجلل سلطنتی برایش بسازند. تیمور می‌خواست سمرقند را تبدیل به شهر رویایی کند.

از تیمور بیش از ۳۰ فرزند، نوه و نتیجه باقی مانده بود. دو تن از پسرانش عمرشیخ و جهانگیر پیش از تیمور درگذشتند و میرانشاه و شاهرخ زیاد مورد توجه پدر نبودند. تیمور «پیرمحمد» فرزند جهانگیر را به جانشینی برگزیده بود اما در هنگام مرگ وی، او والی کابل بود و عمویش را به نیابت سلطنت برگزید. هرچند دیری نپایید که پسران و نوادگان تیمور بر سر قدرت به جان یکدیگر افتادند و امپراطوری وسیع تیمور، چند پاره شده و هرکدام از آن‌ها حکومت بخشی را به دست گرفتند.

مسجد گوهر شاد

مسجد گوهر شاد

در ایران، بخش‌های شرقی شامل خراسان بزرگ و ماوراءالنهر به دست «شاهرخ» افتاد. او بر خلاف پدرش، اهل خشونت و کشتار نبود و علاقه‌ی بسیاری به ادب و هنر داشت. هرچند شاهرخ نتوانست دیگر نواحی ایران را به قلمروی خویش بیافزاید و تا روی کار آمدن حکومت صفوی، سایر نقاط بستر آشوب و درگیری اتابکان و نوادگان تیمور و البته بیگانگانی بود که از این شرایط سو استفاده می‌کردند و به خاک می‌تاختند اما در این میان، دربار شاهرخ مأمن بسیاری از معماران، شاعران، نقاشان و دانشمندان بود. همسر او «گوهرشاد آغا» نیز در این راه حمایت بسیاری کرد. مسجد با شکوه گوهرشاد در مشهد مقدش به دستور او ساخته شد.

نمونه خطاطی و نگارگری بایسنقر

نمونه خطاطی و نگارگری بایسنقر

پس از شاهرخ نیز فرزندانش از جمله بایسنقر و الغ بیگ و سلطان حسین بایقرا، سنت شاهرخ را ادامه دادند. بایسنقر میرزا خودش یکی از خطاطان بود و مکتب هرات را در خطاطی و نگارگری بنیان گذاری کرد.

در سمت دیگر امپراتوری تیمور، «ظهیرالدین بابر» حکومت «مغولان کبیر هند» یا «گورکانیان هند» را پایه گذاری کرد و حکومتش مسیری متفاوت طی کرد.

 

نویسنده : انسیه یعقوبی

 

مقاله مرتبط : چرا مغولها به ایران حمله کردند?

مطالب مرتبط

۲ دیدگاه‌

  1. آبان ۲۶, ۱۳۹۶

    […] مقاله مرتبط : تیمور گورکانی، جهانگشایی دیگر از نسل چنگیز […]

  2. آبان ۲۶, ۱۳۹۶

    […] مقاله مرتبط : تیمور گورکانی، جهانگشایی دیگر از نسل چنگیز […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *